یک سخن

بهای یک نگاه

تا زن به غیر از پوشش و آرایش و جمال ، عامل برتر دیگری در خود نمیشناسد، و مرد در قید اسارت امیال و غرایز حیوانی باقی است، توقع و انتظار حس احترام پاک نسبت به زن، در جامعه بی جا و بیهوده است .

کتاب « بهای یک نگاه » از تألیفات دیگر استاد که چاپ اولش در سال ۱۳۶۵ منتشر و با تجدید چاپهای بعدیش شاید اولین کتابی باشد که دربارۀ محرومیت « زن» از نعمت   « امنیت » در جهان بطور مستند و متکی بر مدارک و آمار و اسناد در سطح جهانی تألیف و منتشر گردیده این کتاب خود مقدمۀ کتاب در دست تالیف دیگری بود تحت عنوان   « نگاه پاک زن ـ وـ نگاههای آلوده باو» در آن سالها همراه با یک نظرخواهی آزاد از افکار عمومی مبنی بر اینکه دربارۀ محتوای کتاب و ناامنی موجود در طول تاریخ در حق زن چه نظر دارند؟ و دیگر اینکه با ارسال نمونه های گوناگونی از موارد ناامنی هائی که خود دیده یا شنیده یا در جریانش بوده اند در تکمیل معلومات کتاب دوم ( دست تألیف ) همکاری نمایند. پس از وصول و گردآوری اظهارنظرهای رسیده ( بالغ بر سیصدوپنجاه مقاله از داخل و خارج کشور ) از هر دو گروه زن و مرد ، تعدادچهل مقاله از آنها در جلد اول کتاب « نگاه پاک زن و … » چاپ و در سال ۱۳۶۷ منتشر گردید و رسوائی بزرگ جهان معاصر در آئینۀ این قسمت از مطبوعات جهان منعکس و بالاخره محتوای این هردو کتاب نشان داد که زن نه در عصر حاضر و نه در گذشته های دور و نزدیک و نه در طول تاریخ از برکت اسارت مرد در خود و خودخواهی و کامجوئیها و هوسرانیها هرگز از نعمت « امنیت » و آرامش خاطر به آن معنی برخوردار نشده و تا مرد از تعلیم و تربیت صحیح اولیه و ارشاد و هدایت اصولی لازم بعدی برخوردار نبوده و از روی صدق و اخلاص قدم در دایرۀ دین حقیقی ( ونه تحریفی یا خرافی ) و دینداری واقعی نگذاشته و از عهده مهار نفس خودبرنیاید ، زن سالم ( که موهبت روحی و عاطفی و عفت اخلاقی خود را از دست نداده است ) در هر شرایطی باشد و از هر درجۀ معلومات و تحصیلات و مقامات برخوردار گردد از آفت هوسرانیهای مرد لاقید و بی بندوبار در هیچ جای دنیا در امان نبوده و در هیچ عصر و دورانی از نعمت امنیت برخوردار نبوده است و هرجا که سروکارش با مرد باشد و به هر شکلی برخورد کند از اضطراب و نگرانی و دغدغۀ خاطر مصون نتواند ماند و این ابتلائی است که برای برخورداری زن از این نعمت کاری از دست قانون ، قول و قرارداد ، نصیحت ، ملامت ، موعظت و خطابت ساخته نیست ، مگر اینکه مرد مقید بقیود اخلاقی مورد نظر تعالیم آسمانی باشد و اگر زنان گمراه و منحطی در این برخوردها احساس ناامنی نکنند حق دارند زیرا بقول سقراط « کسیکه گوهر شرف خود را از دست داد دیگر چیزی ندارد که از گم شدنش بترسد! » از سوی دیگر عدم مهار نفس برای خود مرد هم ـ در هرجا و در هرسطحی از معلومات یا مقامات یا شهرت و شخصیت هم باشد ـ ارزان تمام نخواهد شد زیرا بخاطر عیش و عشرتها و هوسرانیهای زودگذر حتی گاهی با یک نگاه ممکنست همۀ سرمایه های عمر و مواهبت زندگی را یکجا ببازد ، از اینرو عنوان « بهای یک نگاه؟! » برای کتاب سؤالی است تا مرد بداند در برابر یک نگاه آلوده چه نعمتهای بزرگی را ممکنست از دست بدهد. عنوان فوق یعنی « ترفندهای یک تار مو؟! » که آخرین مبحث کتاب را تشکیل می دهد برطبق اسناد و مدارک ارائه شده نشان میدهد که در طول تاریخ چه مردان بزرگی بخاطر دلباختن بر زلف یار یا چشم و ابرو و مژگان از طی طریق کمال بازمانده یا لااقل تا چه اندازه این قبیل نشانه هائی از زن ، عقل و فکر و ذهن و حتی قلب ( کانون معرفت ) آنها را اشغال کرده و سرمایه های گرانبهائی را به یغما برده است. بطور خلاصه کتاب « بهای یک نگاه » موقعیت باریک و حساس حیاتی مرد را هم برای خودش و هم برای جنس مخالفش کاملاً مشخص کرده و معرفی مینماید و کتاب « نگاه پاک زن و… » نیز موقعیت حساس حیاتی و   سرمایه های روحی و عاطفی زن را بخودش و جنس مخالفش تا هم خود سرمایه های گرانبهای خویش را شناخته و به فکر مراقبت و محافظت از آنها باشد و هم جنس مخالفش دریابد که در راه هوسرانی و کامجوئی و ارضاء غرایزحیوانی خویش ضمن سلب آسایش و آرامش و امنیت از زن ( مخصوصاً به انحراف کشاندنش ) چه سرمایه های گرانبها و سازنده و مفید بحال بشریت را از بین میبرد!!