یک سخن

بلوغ (نقش بلوغ در تکامل انسان)

جوانی – جوانی گلی است که جز یک بار در بهار عمر شکفته نمی شود.آفتابی است که طلوع آن در آسمان حیات شخص محدود است . جوانی باران رحمتی است که در بهار عمر، در بوستان حیات شخص می بارد . روح جوان مانند باز، بلند پرواز و مانند سیل مهیب آسا، در شبهای بهاران خروشان و مانند آتش سوزان است .

بیشتر جوانان در دنیای کنونی در حالت اضطرابند، آرزوهای دور و دراز رسیدن به جاه و جلال و منال ، همیشه به سیمای او لبخند می زند ، او می خواهد برق آسا در یک لحظه از روی مشکلات و مقررات بگذرد و به هدف و آرزوی خود برسد ، خواستار است نسنجیده اهل تمیز شود ، دانه نکشته بهره بردارد و …

او خیلی زود در برابر ناملایمات ، ناراحت و عصبانی می شود.

ظاهر او را می فریبد . به صورت بیش از سیرت نظر و علاقه دارد ، تمنای جوانی و هوسهای غیر عقلانی پنجه به کالبد فکر او برده و او را کرفتار ساخته است که اگر فرشته تعلیم و تربیت به یاریش نشتابد و برای نجات او از این ورطه هولناک اقدام ننماید ، بنیان زندگی او فرو می ریزد .

روح جوان همچون آینه ای است که تمام اخلاق زشت و زیبا، پست و بلند و خوی ملکوتی در آن منعکس می شود، استعداد هر نوع تربیت صحیح و غلط را دارد تنها تعلیم و تربیت صحیح است که او را از گرداب سیه روزی و درماندگی می رهاند. این کتاب گامی است برای رسیدن به تعلیم و تربیت صحیح .