یک سخن

پیشگیری مسمومیت در فرهنگ اسلام

برگزیده از مطالب کتاب در دست تالیف « سمیت لوازم آرایشی »  استاد دکتر احمد صبوراردوبادی


پیشگیری مسمومیت در فرهنگ اسلام

اینک بررسی راه های پیشگیری از مسمومیت زنان مسلمان از لوازم آرایشی با اصول اولیه تعالیم دینی بشرح زیر میپردازیم، تعالیم و دستورالعمل هائی که هر زن مسلمان عالم (و عامل) بدانها را از عواقب چنان مسمومیت ها مصون میدارد و یا حداقل از اثرگذاریش می­کاهد.

با توجه به استیلای انواع بدعت­ها و سنت­ها و قیود اجتماعی بر احوال عموم زنان جهان در مصارف افراطی انواع لوازم آرایشی سمّی طبعاً با این سوال مواجه خواهیم شد، که در چنین شرایطی راه مقابله و مبارزه با این ابتلاء افراطی زنان چیست و چگونه از مصارف زیانبار نامبرده می­توان تا حد زیادی جلوگیری کرد؟! آنهم در قبال سیل تبلیغات وسیع جهانی سازندگان جهانخواران که عالماً و عامداً شب و روز از راه ترویج مدپرستی و افزایش قیود و آداب و سنن غلط اجتماعی بر مشکلات حیاتی زن می­افزایند!! و خیلی زود است که زنان آگاه بتوانند بدین سهولت این بدعت زیانبار را از میان بردارند! بخصوص که جهل و ناآگاهی اکثریت قریب باتفاق زنان مدپرست در یک طرف و بی­توجهی و بی­اعتنایی به تمام اصول و موازین درست زیستن از طرف دیگر بر تمام احوال و افکار و اعمال­شان مسلط گردیده است!! و قبل از پاسخ مناسب حال بحرانی امروز در درجه اول میتوان بصراحت اعلام داشت که «متاسفانه با هیچ وسیله ای نمیتوان با این بحران زیانبار عرفی و فرهنگی جوامع مقابله کرد چرا که دیر- بلکه دیرتر- شده است»و این در شرایطی است که فرهنگ دینی با ارائه آئین بهزیستی مدون و درست زیستن برنامه زندگی هر زن مسلمان را بر طبق آئین دینی خود طوری تنظیم کرده است که در صورت پیاده کردن درست دستورات دینی در جامعه اسلامی از یک­طرف با تحریم دینی فخرفروشی و خود برتربینی نسبت به دیگران مانع آن نوع پوشش و آرایش است که موجب خود برتربینی و تحقیر غیر گردد یعنی هر زن مسلمان آگاه بر اصالت دینی خود و پیروی صادقانه از آن خود را از میدان رقابت های زنان نادان خودپرست و خودنما حتی الامکان دور نگه میدارد زیرا بخوبی میداند که رذیله فخرفروشی بشدت مغضوب درگاه الهی می­گردد[۱] و هر زن مسلمان میداند و عملاً خود می بیند که پس از ورود در گود رقابت فخرفروشی با پوشش و آرایش غرورآور با چه دردها و آزارها و اذیت های طاقت فرسائی مواجه میگردد و از طرف دیگر هم اگر وقتی از روی اجبار و اضطرار و برای جلوگیری از تحقیرها و شماطت­های زنان نادان جاه پرست فخرفروش از استعمال این لوازم آرایشی سمی ناچار شود و در مجالس زنانه و معاشرت با زنان دیگر برای اینکه از نیش زبان و نظر تحقیرآمیززنان سبک سر مصون بماند مجبور است به هر نحو ممکن با این مواد خودآرایی کند ولی از آنجا که در وضوسازی برای سه وقت نماز در روز مکلف است اعضاء وضو را از هر نوع آلودگی مضر پاک کند تا آب به پوست اعضای وضو برسد قبل از وضو موظف است که آنها را از هر گونه آلودگی و آرایشی پاک کند خود یک فرصت مناسب به جایی است تا برای مدتی آثار زیانبخش مواد سمّی آرایشی از بین برود هر چند که ظاهراً این امر پاک کردن در سه بار وقت نماز برای خود زن مشکلی به نظر برسد ولی در عوض زن مسلمان را از آفت جذب سموم آرایشی در طول روز (بلکه در همۀ شبانه روز برخلاف زنان ظاهراً متمدن و متجدد!!) در امان می­دارد یا لااقل میزان جذب سموم را بحداقل می­رساند که بعلت تقلیل آن بدان حد مضر واقع نمی­شود که در آرایش زنان ظاهرا متجدد و مدپرست با این مواد مخصوصاً در آلودگی طولانی در تمام اوقات شبانه روزی به تجربه مشاهده می­گردد[۲] صرف نظر از اینکه همین تعالیم دینی زن مسلمان را از جهات دیگر نیز در دایرۀ وسیعی در برابر این مسمومیت­های تحمیلی مورد حمایت خود قرار می­دهد که اهمیت آنها در تامین سلامت جسمی و روحی زن مسلمان کمتر از موارد نامبرده نیست از آن جمله است شرط صحت غسل های واجب و مستحب متعددی که باز به پاک کردن اعضای مربوطه از هر نوع آلودگی (از جمله آلودگی بمواد آرایشی سمّی) مربوط می­شود و در شرایط صحت این فریضه دینی تصریحاً تاکید بر آنست که باید آب به تمام نقاط مختلف پوست بدن برسد و اگر موضعی بهر علتی از رسیدن آب بازماند این عمل فریضه باطل می­شود مگر اینکه بنا به عذر شرعی بصورت جبیره معاف باشد که پوست دست و صورت هم از آن جمله­اند و بر اساس این آئین برنامه مذهبی مترقی است که پوست صورت زنان مسلمان شادابی و لطافت طبیعی خود را در سنین بالاتر بلکه حتی تا دم مرگ هم حفظ می­کند و این درحالی است که صورت زنان ظاهراً متمدن تمام ساعات شبانه روز را آرایش کرده به سر می­برند هنوز نرسیده به نیمه عمر، آن طراوت و شادابی طبیعی خود را از دست داده و حتی در سنین پائین­تر هم بعلت مسمومیت مزمن خفیف اما مداوم پوست صورت خود را با عارضه پیدایش چین و چروک مواجه می­گردند و مهم­تر اینکه برای پوشاندن این ضایعات از نظر­ها که شادابی چهرۀ جوانی را از بین برده با آن حساسیت زن نسبت به جوانتر نمایاندنش چون یک فاجعه بشمار میرود در نتیجه مجبور می­شوند مجدداً متوسل به مواد آرایش دیگری گردند و بلکه در موارد بحرانی به عمل جراحی پوست متوسل می­گردند که باصطلاح رایج «قوز بالای قوز» می­شود و این درحالی است که چهرۀ زن مسلمان واقعی عالم و عامل به تعالیم دینی از یک سو با کمتر مصرف کردن این مورد ( و یا روزانه با سه بار پاک کردن ) از چنان آفات صورت زن غیر مسلمان در امان می­ماند و از طرف دیگر هم زن مسلمان از یک نورانیتی برخوردار است که به تناسب میزان صفای قلبی و سلامت روح و متناسب با شدت و مراتب ایمان و تقوایش بدون نیاز به آرایش مصنوعی هم از یک محبوبیت معنوی بهره­مند است که در زن غیر مسلمان مشاهده نمی­شود البته این امتیاز روحی و معنوی در چهره زن مسلمان (واقعی نه شناسنامه­ای) تنها نتیجه مراعات شرایط نامبرده نبوده بلکه اگر بار دیگر موضوع با دایرۀ وسیع­تری مورد بررسی قرار گیرد و دخالت سایر وسایل یا علل و عواملی را هم که فرهنگ دینی بر پیروان راستین خود فراهم نموده در نظر بگیریم ببرخی از اسرار و رموز این شادابی طولانی برمیخوریم که در فرهنگ های دیگر یا هیچ مطرح نگردیده و یا آنچنانکه میبایست منشاء اثر باشد ولی به علت نارسائی­هایی اثرگذار نبوده است و یکی از آن دستورات هم که در اسلام به دقت و موکداً مطرح و بر صفای روحی و جلوه­های چهره­های مسلمان می­افزاید عبارتست از یکی از مهمترین ارکان بهداشتی در اسلام تحت عنوان «نظافت» که گرچه صورت ظاهریش در برخی از ملل هم به نظر می­رسد اما در اسلام این عامل بهداشتی با دایرۀ وسیع و اساسی خود تفاوت­هایی با آن نظافت ظاهری رایج در ملل دیگر دارد که از آنجمله است انعکاس نورانیت آن شرایط روحی و معنوی حاصل از ایمان و تقوای حقیقی در کالبد جسمی و مادّی­شان که خود مراعات نظافت در تمام شئون زندگی ظاهری و باطنی مسلمان ضمنا در حکم یک عبادت مهم صورت می­گیرد که فاقد اثرگذاری روحی و معنوی در حفظ سلامت روح و شادابی جسم نیست و در بیان اهمیت این عامل غیر مادی در تامین شادابی و سرحالی زن مومنه کافی است اشاره­ای داشته باشیم به آن الگوی جامع مطرح شده در فرهنگ اسلامی رسیده از حضرات پیشوایان بزرگوار دینی تحت این فرمول کوچک که فرمودند: «النظافه من الایمان» یعنی نظیف و تمیز بودن- حداقل در ظاهر- خودش یکی از مظاهر وجود ایمان واقعی در صاحبان ایمان است چرا که ایمان توام با علم و آگاهی بر زیانهای آلودگی به عوامل و عناصر مضر اساساً اجازه نمیدهد که شخص با ایمان آلودگی را نه در خود و نه در دیگران، نه در بدن و لباس و در رختخواب و مسکن و بالاخره نه در شهر و ولایت خود و نه دیگران، نمی­پسندد بلکه تحمل هم نمی­کند، و ممکن نیست یک مسلمان واقعی کوچکترین آلودگی را در بدن و لباس و وسایل زندگی خود و دیگران را پسندیده یا بپذیرد و تحمل کند بدین معنی که در هر حال و در هر شرایطی- اعم از رنج و رفاه یا در فقر و غنی- سعی می­کند قبل از همه هر عامل مضر نسبت به سلامتی یا مخالف شئونات یک مسلمان عالم و آگاه و فهمیده هرچه زودتر از بین برود تا روحا راحت تر شود و بمعنی دیگر تا بانهدام آن آلودگی موفق نشده هرگز روحاً و عقلاً نمی­تواند از خودراضی و وجداناً راحت شود و این از جمله شاهکارهای ایمان و تقوای واقعی همراه به علم و آگاهی است که هر نوع آلودگی و ابتلای نامعقول مادی و معنوی را خودبخود از وجود انسان دور می­کند و انسان را به ضرورت مراعات شرایط صحیح نظافت ظاهری و باطنی عمیقاً متوجه و به اجتناب از آنها وادار می­کند!! و برای اینکه این توضیحات مفید از ردیف تئوری­های بی اساس مکاتب دروغین غیر دینی و سیاسی و اجتماعی بشمار نرود در بیان واقعیت این دستورات مفید یکی از ساده­ترین اما مفیدترین آنها را بعنوان یک مثال عملی در اجتناب از آلودگیها نقل میکنیم: یکی از مکروهات تغذیه در بهداشت اسلامی عبارتست از اینکه: «مکروه است ظروف غذای صرف شام بدون شسته و تمیز کردن تا صبح همچنان آلوده بماند» و این یک دستور ظاهراً ساده یکی از مهمترین راه های علمی است در پیشگیری «مسمومیت های غذایی» که به علت غفلت از اجرای به موقع این یک دستور بهداشتی اسلامی در زندگی امروزی یکی از مباحث مهم مورد ابتلای عالم پزشکی و سم شناسی را به وجود می­آورد بطوریکه سالها است که میلیونها مسمومیت غذایی در سطح جهانی- تا سر حد مرگ- جان انسان­های غافل را به خطر می­اندازد اعم از مسلمانان بی عمل و یا غیر مسلمانان نادان بدان دستور دینی که در این مقام است که دقت و ظرافت و حساسیت و بالاخره اهمیت یک باب وسیع فقهی یعنی «نجاست» در اسلام برای ما روشن­تر می­گردد که بمعنی تاکید تکلیف ترد هر نوع آلودگی­های مهمتر و مضرتر مخفی از انظار یعنی جدی­تر گرفتن دستور کلی «نظافت» در موارد شدت آلودگی­ها به مواد مضرتر است دستورالعملی که در هیچ کیش و آئین یا در هیچ مکتب و مسلک و فرهنگی شبیه و نظیرش مشاهده نمی­شود و ممکن نیست که در یکی از آنها این امتیاز مهم حیاتی (اجتناب از هر آلودگی) را پیدا کرد و هر چند که هنوز قدر و ارزش والای این راهنمائیهای غیبی برای خود مسلمانان (یا اکثر قریب باتفاق­شان) معلوم و روشن نگردیده است، امّا در هر حال برای آگاهی از آثار خیر و برکت این قبیل تعالیم آسمانی بی نظیر در اسلام، و وسعت اهمیت و عظمت این فرهنگ بزرگ کافی است بدانیم و از روی علم و عقل و فهم درستی بفهمیم که با وجود مجهول ماندن قدر و ارزش والای علمی و عملی این دستورات در باب «نجاسات» برای اکثریت مسلمانان، معذلک سفره بهره­مندی وسیع این نعمت بزرگ در پیش روی همۀ مسلمانان (حتی غیرمسلمان آزاداندیش) چنان پهن و گسترده است که می­توانند از فواید اجرای آن دستورات عوام و خواص باسواد و بیسواد، مسلمان و غیر مسلمان پس از آگاهی از تعریف «نجاست» بمعنی آلودگی از هر قبیل و مراعاتش در عمل یکسان و برابر و بدون تبعیض با مراعات حریم نجاست و طهارت مطرح شده در فقه اسلامی بهره­مند شوند و در ادامه این بحث است که در مقام بیان دقت و ظرافت و حساسیت مبحث «نجاست» در فقه و حریم مراعات شرایط آن آنقدر وسیع و گاه عمیق و دقیق است که در مورد دفع نجاسات از بدن و لباس و غیره (مثلاً در رفع نجاست مدفوع و ادرار و مشابه آنها) شرع مقدس اسلام تنها به رفع ظاهری و دفع عینی آنها کفایت نکرده بلکه پس از آنهم چند بار هم بکارگیری آب یا سایر «مطهرات در اسلام» موکداً توصیه می­کند بطوریکه بدون ازاله نجاست از بدن و لباس برخی از عبادات ( مانند نماز ) مقبول نمی­شود و در مراتب مهمتری که آثار سوء نجاست علاوه بر تهدید سلامت و اعتدال روحی و اخلاقی انسان را هم به خطر می­اندازد، فقه اسلامی تنها به یک شستو­شوی ظاهری با آب اکتفا می­کند بلکه در موارد حساس­تری برای ازاله آلودگی- علاوه بر جنبه­های جسمی و ظاهری از لحاظ روحی و باطنی هم تاکید بر شستشوی همه بدن را دارد که تحت عنوان غسل واجبی (مانند غسل جنابت) و غسلهای مستحبی ( برای اعاده اعتدال روحی و عصبی در اعیاد و روزها و شب­های متبرکه) ضروری می­دانند و شایان ذکر است که حساسیت موضوع در ازاله آلودگی­ها (اعم از نجاست یا مراعات نظافت) متقابلاً عملکرد بسیاری از مسلمانان (بخصوص در عوام) آنچنان ریشه دوانده است که به اندک غفلت از ماهیت و محدودیت مرزهای مسئله طهارت عموماً در گروه وسیعی از مسلمانان امر طهارت از مرزهای عقلی و شرعی تجاوز کرده است که وارد در حوزه «وسواس» شده و چنانکه اشاره شد در اثر ادامه­اش بصورت یکی از امراض روانی واقعی معروف به «وسواس» در روانشناسی درآمده است که از یک طرف نتیجه غفلت از شناخت حریم است مورد نظر شرع در دفع نجاست و از طرف دیگر ظاهراً معلول موشکافی و مشکل پسندی بیش از حد یعنی دقت در دفع آلودگی­ها مشاهده می­شود.

« آنقدر که درباره نجاست و طهارت از خود دقت و مراقبت و موشکافی و مشکل پسندی نشان می­دهند اگر در ضرورت مراعات حریم مرزهای حلال و حرام نیز آنچنان بر خود لازم و واجب می­دانستند امروز سرنوشت جهان اسلام بغیر از آن بود که هست بطوریکه با انتشار تعالیم آسمانی اسلام فرهنگ بشر هم عوض می­شد زیرا مشاهده یک زندگی سالم در مسلمانانی که از اعتدال روحی و اخلاقی و رفتاری برخوردارند موجب جلب نظر بسیاری از انسانهای سالم و پاک سرشت می­شد چرا که آنان بودند که مانند آئینه­ای بدون غرض و مرض حقایق دین را به عالمیان نشان می­دادند و بیش از پیش همگان را از آثار خیر و برکت و لطف و عنایت رحمت الهی بر امت اسلامی بهره­مند می­ساختند زیرا همه درهای سعادت و وفور انواع نعمت های مادی و معنوی بروی شان باز میگردید!!»

منبع : سایت www.ordoubadi.ir

[۱] – اِنَّ اللهَ لایُحِبُّ مَنْ کانَ مُختالاً فَخْفوُراً: البته خدا دوست ندارد کسی را که خود را بزرگ شمارد و فخر کند (ببالد) آیه ۳۶ سوره نساء که در آیه ۱۸ سوره لقمان این آیه تکرار و در آیات ۱۰ هود، ۲۰ و ۲۳ حدید با بیان های مختلفی بر خود بالیدن (بدیگران فخر فروختن) در اسلام منع گردیده است .

[۲] – لازم به یادآوری است که چون سهم اعظم لوازم آرایشی شیمیایی مورد مصرف زنان در درجه اول به ناحیه صورت و در مرحله دوم در موی سر اختصاص دارد از این رو پاک کردن صورت در سه نوبت وضو نقش مهمی در پیشگیری یا لااقل تقلیل سمیت لوازم آرایشی بازی می­کند.

دیدگاهتان را بنویسید