یک سخن

معرفی مولف

شرح حال استاد

دکتر اردوبادی در سال ۱۳۰۲ شمسی در یک خانواده فرهنگی-مذهبی در تبریزمتولد و پس از طی دوره‌های تحصیلات ابتدائی و دبیرستان در سال ۱۳۲۸ شمسی در یکی از رشته‌های علوم پزشکی (علوم داروئی) از دانشگاه تهران فارغ التحصیل و در سال ۱۳۳۷ شمسی دوره تخصصی در رشته «سم‌شناسی» را زیر نظر پروفسور «ولوارلو» -استاد بلژیکی- گذراند.

ایشان فعالیت‌های علمی-فرهنگی و تدریس رشته سم شناسی در دانشگاه تبریز را از سال ۱۳۳۰ شمسی آغاز کرد و از آنجا که ابتدا ذوق و علاقه خاصی به مطالعه و حصول علم و آگاهی در تمام زمینه‌های مختلف مسائل حیاتی داشت، از اواخر دوران تحصیلات دبیرستان مطالعات وسیعی در همه موضوعات و مسائل و علوم مختلف مورد علاقه خود را شروع و به خوشه چینی از هر مقامی و در هر زمینه‌ای پرداخت و گر چه بیشتر از همه علوم مختلف، علوم پزشکی و علوم انسانی و علوم دینی مورد نظر و علاقه بود ولی معذالک از مطالعات گسترده جنبی در سایر مسائل زندگی-مخصوصاً در جهت شناخت و حل ابتلائات و مشکلات و انحرافات زمان- غافل نماندو در مدتی بیش از شصت سال به بررسی‌های طولانی ادامه داد و بخاطر همین گستردگی و وسعت مطالعات و تحقیقات در زمینه‌های علوم و مسائل مختلف بوده برخلاف اکثریت مؤلفان و نویسندگان که شعاع عمل‌شان از حوزه رشته تخصصّی –حداکثر در رشته‌های وابسته بدان- تجاوز نمی‌کند، برعکس نه تنها نه آثار و تالیفات و نه سلسله مقالات و سخنرانی‌هایشان در محدوده رشته تخصصی خود یا رشته‌های وابسته بدان محدود نشد بلکه با نو‌آوریهای بسیار ارزشمند و مهمی که به عالم فرهنگ معاصر بشر به ارمغان آورده‌اند در مواردی در حل برخی مسائل علمی و عملی بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان گذشته و معاصر و مانده یا به انحراف کشانده شده و یا به آثار و نتایجی ناقص و نارسا دست یافته بودند –به استناد و توضیحات مستند بسوطی در بخش ها می‌آیند و عین برنامه‌های متوالی بوضعی خواهد رسید- به یک سلسله حقائق متقن و نتایج روشن مسلمی دسترسی حاصل کردند که مورد تائید و استقبال محافل علمی بین‌المللی نیز واقع گردید که مواردی را به موقع در بخش «اظهار نظر» به عرض می‌رساند بعنوان مثال آنگاه که هنوز نه ملت ایران و نه در سطح جهانی احساس خطر اعتیاد به مواد مخدر نمی‌شد و هنوز مسئله مورد ابتلا مهّم زمان شناخته نشده بود مشارالیه در بیش از ۱۷ جلد تألیف در علم پزشکی خود نزدیک شدن این خطر را از ابعاد مختلف مورد بحث و بررسی قرار داد مشروطاً و بطور مستند به آمارهای روشن ضرورت توجه به موضوع را اعلام داشت که از سال ۱۳۴۶ شمسی ابتلا در اولین تالیف منتشره شده‌شان تحت عنوان «اصالت در هنر» علل اعتیاد هنرمندان به مواد مخدر را مورد بررسی و سپس در سالهای بعد در تألیفات دیگری موضوع مواد مخدر و مکیّف و علل اعتیاد را در ابعاد مختلف مطرح و بررسی نمودند در تالیفاتی از قبیل: بررسی فرآورده ‌های الکل در سال ۱۳۵۱ شمسی – گسترش جهانی اعتیاد به مواد مخدر ۱۳۵۲- اعتیاد بلای قرن بیستم ۱۳۵۳- جوانان و مواد مخدر  ۱۳۵۳- سیگار و تندرستی ۱۳۵۸- مواد مخدر، سلاح جهانخواران ۱۳۶۵- و سایر تالیفات که در فهرست عمومی ارائه خواهند شد.

در سال ۱۳۵۵ شمسی با ارائه مقاله علمی تحقیقی مفصلی به بیست و پنجمین گنگره بین المللی پزشکی رامسر تحت عنوان «طرحی جامع در علل گرایش به استعمال مواد مخدر» که بعنوان مقاله ممتاز کنگره انتخاب شد و نظر به اهمیت موضوع از لحاظ علوم پزشکی بود که این طرح جامع مورد استقبال «سازمان بهداشت جهانی» واقع و بعنوان ماخذی در ردیف منابع علمی (رفرنس) سازمان مورد استقبال و استفاده قرار گرفت و به علت جامع بودنش نسبت به تمام طرح، در سطح بین المللی، از طرف آن سازمان خواستار ارسال سایر آثار تحقیقی و ادامه همکاری با سازمان بهداشت جهانی شدند که در بخش جداگان‌ه «اظار نظر» متن درخواست سازمان بهداشت جهانی خواهد آمد (متن نامه قبلاً در کتاب اعتیاد سلاح جهانخواران» یکی دیگر از تالیفاتشان در سال ۱۳۶۵ چاپ و منتشر گردیده است.

آنچه درباره اعتیاد ذکر شد نمونه‌ای بود از سبک و روش تحقیقات و برسی‌های مشارالیه در زمینه مهم مسائل مورد ابتلاء عصر حاضر در جهت بالا بردن همه جانبه سطح فکر و فرهنگ و آگاهی دادن جوامع که در تمام موارد با استفاده از هر سه منابع علمی و دینی و فرهنگی مطالعات و بررسی‌هایشان بدین ترتیب ادامه داشته است و دارد.

شایان ذکر است که از ابتدا وجود زمینه فرهنگی و دینی در خانوداه‌شان به موازات روح تحقیق و تجسس علمی سبب ایجاد میل و کشش و علاقه‌ای نسبت به درک ارزش علمی تعالیم دینی نیز کشته و مقدمه‌ای شد برای سر آغاز بررسی‌های عمیق تر و طولانی‌تری در همان سال آخر تحصیلات دبیرستانی، مطالعات دینی جداگانه خود را –خارج از استیلای تعصبات رایج دینی زمان خود- در سال ۱۳۲۱ شمسی اول بار از محضر درس مرحوم آیت ا.. میرزا کاظم شبستری آغاز و پس از طی مراحلی به علت ارضاء نشدن به معلومات سطحی دینی آنروز و مخصوصا درک نقائص تبلیغات و تعلیمات دینی در نسل جوان و مشاهده نارسائی‌های بسیاری در معرفی ارزش های والای فرهنگ اسلامی ( آنهم در خارج از احتیاجات و مقتضیات زمان) تکان فکری سختی به دنیا آورد خود مقدمه یک سلسله مطالعات و برسی‌های اصولی علمی در زمینه فرهنگ اسلامی را فراهم پس از تحمل رنج‌ها و سختی‌ها و مخالفت های مداوم دشمنان اسلام موفق شدند نتیجه مطالعات و تحقیقات خود در زمینه فرهنگ اسلام را همزمان با ادامه مطالعات علمی در علوم کلاسیک – بصورت یک سلسله سخنرانی‌ها و سلسله مقالات و آثار و تالیفات ارزشمندی در هر زمینه علوم پزشکی و علوم انسانی و علوم دینی ارائه و در اختیا افکار عمومی قرار دهند و برتریهای «فرهنگ دینی» را نسبت به «فرهنگ مدنی» به زبان علم روز به تصویر کشیده و نارسائیهای فرهنگ و تمدن ساخته عقلی و علم و فهم ناقص بشری را به زبان علم روز بیان دارند و از همین جا با مشکلات مبارزات سخت دشمنان اسلام و مکاتب ایجادی روبرو شدند که تهاجم فرهنگی سیاست های استعماری زمینه هر نوع جوّ سازی و شایع پراکنی و انواع افتراها و تهمت ها را فراهم و مدتی بالغ بر بیست و پنج سال با تمام وجود در میدان مبارزات فرهنگی – سیاسی جدی و خطرناک، با همان خط مشی تحقیقی و تالیفی و انبوه سخنرانیها و مقالات، خدمات علمی و دینی را ادامه دادند و بخاطر همین نیز آماج حملات دشمنان اسلام- مخصوصاً استبار جهانی در داخل و خارج از کشور- گشتند که به یک سلسله مبارزات جدّی تا آستانه چند ترور ناموفق تبدیل شد.

 بطور کلی دایره فعالیت‌های علمی – دینی دکتر اردوبادی به علت شدت علاقه و سابقه مطالعات طولانی در بسیاری از زمینه‌های علمی، دینی، تربیتی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی حتی هنری- به استناد و آثار و تالیفات منتشر شده چهل چند جلدی‌شان در همه زمینه‌ها- ( که در بخشهای آینده مشروحاً عرضه می‌شوند)سبب گردیده است علاوه بر اشتغال به تالیفات و مقالات و سخنرانی‌ها متناسب با نیاز روز جامعه –مخصوصاً برای نسل جوان- در آن واحد فعالیت‌های کاملاً مختلف و متنوع و متفاوت از هم را در جهت رسیدن به اهداف اصلی اولیه خود (که در مقدمه معرفی هدف این سایت نامبرده شد یعنی «بازگشت بزندگی») آغاز و همزمان دنبال کرده و وقت و نیروی در جهت کسب معلومات و اطلاعات هر چه بیشتر و یا تالیفات و خدمات و سخنرانیها بکار نگرفته عملاً چنانکه فوقاً اشاره شد در جهت تعلیم و تربیت و ارشاد و هدایت نسل جوان توانسته اند گام‌های موثری بردارند که در مواردی اثات مثبت و مفیدش فراتر از مرز ها رود . گرچه در بخش‌های آینده به شرح و معرفی انواع این نوع خدمات علمی-دینی –فرهنگی تربیتی و اجتماعی خواهیم پرداخت، اما در اینجا یادآور می‌شویم در آن شرایط سخت و بحران‌های سیاسی دورانی خفقان طاغوت تأسیس «انجمن علمی-مذهبی دانشگاه تبریز» در سال ۱۳۴۶ شمسی یکی از گامهای بسیار مهم و بزرگ بیسابقه‌ای هم در سطح کشور و هم در سطح جهان اسلام بود که در جهت تشریح و بیان ارزشهای علمی تعالیم اسلامی به زبان علم روز و مورد نیاز عصر حاضر تحقق یافت و این انجمن مقدماتش از پنچ سال قبل بطور مخفیانه از   ساواک و طی برنامه‌های تربیتی خصوصی روی عده‌های خاص و در منزل شخصی‌شان فراهم شده بوده  یک قدم بسیار مهم با شعاع عمل بسیار وسیع و بیسابقه‌ای (نه در سطح کشور که در جهان اسلام) به شمار می‌رفت که بخاطر وسعت دایره عملکرد و مثبت و آثار مهم تربیتی و هدایتی و سازندگش در دانشجویان و مخصوصاً در معرفی ارزشهای علمی تعالیم اسلام به زبان علمی و دانشجو پسند، در اولین مراحل با مخالفت ‌ها و مبارزات شدید تمام گروه‌ها و گروهک‌های آلت غعل و استعمار و دشمنان اسلام (و رد رأس آنها ساواک و سیا) مواجه شد متاسفانه مخالفین فریبخورده مسلمان هم در نیان آنها کم نیودند چراکه دشمنان اسلام عموماً و استکبا جهانی با تمام دقّت و درایت مراقب آن بودند حتی الامکان ارزشهای علمی تعالیم اسلامی به فرهنگ معاصر معرفی نشده و به جهان غرب سرایت نکند که ریشه اصلی مبارزات در سطح جهانی با اسلام هم بیش از همه در همین راز نهفته است و در مجموع  بخش مهم و مستقلی در زندگینامه استاد را تشکیل می‌دهد در بخش مربوطه تحت عنوان «برخوردهای سیاسی و آثار و نتایج آن» مورد بررسی قرار خواهد گرفت.برنامه‌های «انجمن علمی-مذهبی دانشگاه تبریز» در دو سطح متفاوت عمومی و اختصاصی قریب بیست و پنج سال ادامه یافت که برنامه‌های عمومی انجمن الان سخنرانی‌های دانشمندان و اساتید و علمای دینی در سطح دانشگاه و برای عموم دانشجویان و سایر علاقمندان در سطح شهر آزاد بود و در تالار دانشکده کشاورزی یا تالار وحدت دانشگاه برگزار می‌شد که لاوه بر معرفی ارزش‌های فرهنگ اسلامی به زبان علم روز نقش موثری در بالا بردن سطح فکر و فرهنگ و معلومات و اطلاعات عمومی جامعه نیز بر عهده داشت ولی برنامه‌های اختصاصی که جنبه تعلیم و تربیت و ارشادی و هدایتی و سازندگی خاصی در روی افراد و مستعّد برگزیده‌ای دنبال کی‌کرد اختصاص می‌یلفت برای پروش استعدادهای عالیتر معدودی از دانشجویانی از نظر معلومات علمی و دینی ومعتقدات مذهبی و واقع بینی و حقیقت جوئی برتری‌هائی داشته و محتاج راهنمائی و تربیت اختصاصی بودند و همین دانشجویان و تربیت شدگان انجمن بودند که پس از اتمام تحصیلات و قبول مسئولیت‌های در مشاغل سطوح بالا، چه قبل و چه بعد از انقلاب در نهادهای مختلف مشغول و منشاء اثر خدمات مهم گردیدند و با ابزار صداقت و لیاقت و تعهّد و تخصصی در سطوح بالا عموماً در مقامات بالای حکومتی وظائف سنگینی را تقبل و صادقانه نیز از عهده بر آمدند (بخش مربوط به تعدادی از شاگردان و تربیت شدگان موثر در سرنوشت جامعه اشاره خواهد شد)

شرکت در سمینارها و گنگره‌های داخلی و خارجی بین المللی با ارائه مقالات و ایراد سخنرانیها بخش دیگری از فعالیت‌ها و خدمات علمی-دینی- فرهنگی و اجتماعی استاد را تشکیل می‌دهد در بخش مربوط مورد بررسی قرار خواهد گرفت و همچنین است فعالیت‌های علمی و دینی و فرهنگی اختصاصی شان در جریان همکاریها و ارتباطات نزدیک با مقامات و محافل و تشخیص‌های مختلف علمی-دینی-فرهنگی کشور و بین المللی که به استناد نامه‌ها و مکاتبات رسمی و خصوصی موجود مشروحا در بخش «اظهار نظرها» در این زندگی نامه سالیان دراز ادامه یافت.لازم بیادآوری است که کلیه خدمات و فعالیتهای همه جانبه ایشان همزمان با تدریس در دانشگاه بمدت سی سال صورت گرفته که یک سلسله خدمات مفید و مثبت در جنب خدمات دانشگاهی بوده و برای خود موضوع بحث جداگانه ای است که در اینجا مجال بحث آن وجود ندارد ولی همه تالیفات و مقالات و سخنرانیهاشان براساس دو محور مهم علمی – دینی متکی هستند که اولی از علوم جدید کلاسیک و دومی از فرهنگ غنی اسلام مایه گرفته است.

بطور کلی شرح حال و تلاش ها و فعالیت و خدمات علمی – دینی – فرهنگی – اجتماعی ۵۰-۶۰ ساله دکتر صبور اردوبادی را می‌توان در بحث بخش مختلف نامبرده بشرح زیر خلاصه کرد.

بخش اول: آثار و تالیفات منتشر شده در زمینه مشکلات و مسائل مورد ابتلاء عموم

بخش دوم: ارتباطات و همکاری با مراکز علمی-دینی-فرهنگی و شخصیت‌ها گنکره‌ها-کنفرانس‌ها-سمینارها-مکاتبات).

بخش چهارم: نوآوریهای علمی در فرهنگ معاصر

بخش پنجم: تاسیس و اداره مرکز تحقیقات علمی – دینی در دانشگاه (انجمن علمی- مذهبی دانشگاه تبریز)

بخش ششم: خدمات پزشگی ( تاسیس «هیئت پزشگی امداد تبریز» درمان رایگان مستمندان )

بخش هفتم: اظهار نظرها( مقالات- مراکز علمی – شخصیتها)

بخش هشتم: شاگردان و تربیت یافتگان در انجمن( و جلسات خصوصی)

آثار و تالیفات منتشر شده:

آثار و تالیفات منتشر شده و منتشر نشده تقسیم می‌شوند که گروه دوم مستقلاً موضوع بحث بخش دوم این گفتار را تشکیل می‌دهد (آثار منتشر شده نیز خود به سه نوع یعنی چاپی-کامپیوتری-مفلات انتشار یافته‌اند. نوع اول شامل همان تالیفات و کتابهائی می‌گردد که توسط ناشران چاپ و منتشر گردیده (با تجدید چاپهای مکرر) و در دسترس عموم قرار گرفته و معروف خاص و عام است که فهرست کامل آنها به موقع ارائه می‌شود ولی نوع دوم (کامپیوتری) با تیراژ محدود و مخصوص اعضای انجمن و دانشجویان و تربیت شدگان در برنامه‌های اختصاصی است که بالغ بر یکصد و ده مجلّد در موضوعات مورد نیاز جامعه است.

لازم به یاد آوری است که موضوعات مورد تحقیق و تالیف همه‌شان بر اساس احساس نیاز جامعه و در جهت حل مشکلات زندگی امروزی انسانها انتخاب و رد موضوعات مهم و مسائل مورد ابتلاء عموم با دیدی وسیع و از ابعاد علوم مختلف روز مورد بررسی قرار گرفته که نتایج حاصله به صورت تالیفاتی منتشره شده است.

تالیفات چاپی

این آثار چاپی چهل و چندی جلد در دو گروه «علوم پزشکی» و «عوم انسانی» قرار می‌گیرند که به شرح زیر ابتدا عناوین موضوعی کتابها با ارائه نصاویری از روی جلد، باستحضار علاقمندان رسانده و سپس برای آشنائی کلّی با فهرست مطالب و با خط سیر موضوعات مورد بحث در جلدی به صورت خلاصه و چکیده در برنامه بعد عرضه می‌شود و از آنجا که بعلت کمیاب بودن آثار استاد با وجود خواستاران بسیار و تجدید چاپ‌های مکرر (که در مواردی تا هفت-هشت نوبت تجدید چاپ شده است) احساس احتیاج به تجدید چاپهایی هست ولی در شرایط کنونی اقدام به تجدید چاپ‌های مکرر و برای اینهمه ممکن نیست لذا سعی بر آن است که حتی الامکان همه کتاب‌ها در این سایت در اختیار علاقمندان قرار داده شوند و اینک ایتدا با فهرستی از عناوین موضوعات کتاب‌ها (با ذکر تاریخ چاپ اول هر کتاب)در دو گروه از علوم کلاسیک و آکادمیک آشنا می‌شویم.

تالیفات چاپی رشته‌های مختلف علوم پزشکی:

۱- اهمیت روزه از نظر علم روز (به زبان علمی برای رشته های تخصصی)۱۳۴۷

۲- خلاصه و برگزیده اهمیت روزه از نظر علم روز (به زبان ساده-برای افطار عمومی) ۱۳۵۶

۳- گسترش جهانی به موا مخدر ۱۳۵۱

۴- بررسی و آورده‌های آلکل از نظر فقه اسلامی ۱۳۵۲

۵- اعتیاد بلای قرن بیستم ۱۳۵۳

۶- جوانان و مواد توهم‌زا ۱۳۵۳

۷- راه‌های مبارزه با سموم میکربی روده‌ها (در غرب و اسلام) ۱۳۵۴

۸- همخونی از نظر ژنتیک و اسلام  ۱۳۵۶

۹- زندگی و مرگ مواد غذائی  ۱۳۵۷

۱۰- ماده و حیات ۱۳۵۶

۱۱- سیگار و تندرستی (بزبان علمی- برای رشته‌های تخصصی) ۱۳۵۷

۱۲- سیگار و تندرستی (به زبان ساده خلاصه و برگزیده برای عموم)۱۳۵۸

۱۳- مضرات بهداشتی توالت فرنگی (توالت صندلی) ۱۳۵۸

۱۴- اصول و مبانی بهداشت اسلامی ۱۳۶۲

۱۵- مواد مخدر- سلاح جهان‌خواران ۱۳۶۳

۱۶- بهداشت سفر حج ۱۳۶۵

۱۷- بهداشت اسلامی- یا- بهداشت رایگان ۱۳۵۹

۱۸- راز عمر طولانی ۱۳۶۵

۱۹- نقش بلوغ در تکامل انسانها ۱۳۶۶

۲۰- استعمار طبی و طب استعماری ۱۳۶۶

۲۱- مسمومیت‌های داخلی ناشی از سیگار ۱۳۶۲

۲۲- نقش عدم تعادل روانی در اعتیاد ۱۳۶۶

۲۳- آئین بهزیستی اسلام- جلد ۱ (جنس پوشاک) ۱۳۶۷

۲۴- آئین بهزیستی اسلام- جلد ۲ (رنگ پوشاک) ۱۳۶۸

۲۵- آئین بهزیستی اسلام- جلد ۳ (پوشاک سیاه- حجاب) ۱۳۶۸

۲۶- آئین بهزیستی اسلام- جلد ۴ (شکل پوشاک) ۱۳۶۸

۲۷- کمبودهای عاطفی در پرورش مصنوعی نطفه (خارج از رحم) ۱۳۶۶

۲۸- اهمیت حیاتی زبح شرعی ۱۳۶۶

۲۹- بهداشت مطالعه ۱۳۵۸

۳۰- تعدیل میل جنسی ۱۳۶۸

تالیفات چاپی در زمینه علوم انسانی:

۳۱-معمای عادت- جلد اول (عادت روحی) ۱۳۴۸

۳۲-هنر انسان بودن- (جلد دوم معمای عادت – عادت غریزی) ۱۳۵۲

۳۳-اصالت در هنر- و- علل انحراف احساس هنرمند (برای هنرستانها) ۱۳۴۶

۳۴-نظری به فلسفه احکام ۱۳۴۹

۳۵-مدنیت و وحشیت ۱۳۵۱

۳۶- زیر بنای تربیتی و اخلاقی انسان (برای رشته‌های تخصصی روانشناسی و علوم تربیتی) ۱۳۵۸

۳۷-معمای عادت به زبان انگلیسی (ترجمه استاد ابولفضل عزتی) ۱۳۵۸

۳۸-انسان و زمان ! ۱۳۶۱

۳۹-عقل و علم در فرهنگ اسلامی ۱۳۶۴

۴۰-بهای یک نگاه ۱۳۶۵

۴۱-ورزش و تندرستی ۱۳۶۵

۴۲-نگاه پاک زن- و- نگاه آلوده با و؟ ! ۱۳۶۷

۴۳-معلم محبوب من ۱۳۷۱

۴۴-مسئولیت‌های ناشی از استعمال دخانیات ۱۳۶۲

۴۵-شخصیت حقیقی زن (از دیدگاه حضرت رسول اکرم ص)

۴۶- شخصیت حقیقی زن (سیر قهقرائی در شخصیت حقیقی زن)

تألیفات و انتشارات کامپیوتری:

تفاوتشان بسیار زیاد و فعلاً با تیراژی محدود در اختیار افراد و برنامه‌های خصوصی و برخی از علاقمندان به موضوعات مربوطه قرار داده شده است که در سر فرصت ضمن تجدید نظرهای کلی و تکمیل مطالب برخی از مباحث ناتمام آماده برای چاپ شوند اینک برای آشنائی بیشتر و بهتر با موضوعات نوع دوم ذیلاً به عناوین موضوعی برخی از آنها اشاره می‌شود: هدف از آفرینش- احساس حقارت و خود کج بینی- مفهوم مساوات در اسلام- انسان خود ساخته- مختصات روانی زن و مرد- لذات نسبی و لذات مطلق- تفکر و تعقل- تفکر آزاد یعنی چه؟- مفهوم عملی شکر نعمت- حوزه استیلای شعور ظاهری و شعور باطنی- چگونگی احیاء معانی در شعور باطنی- تأثیر شعور باطنی در شعور ظاهری و پیدایش اراده- عقل باطن- آثار مثبت اعتقاد به معاد در جامعه- شرایط لازم برای مقاومت در برابر سختی‌ها- ضرورت جبران و ترمیم و وظایف جا مانده- وحدت در سایه صمیمیت- نقش محبوبیت در ترقیات معنوی- روش عملی پیشگیری بحرانهای روحی و نوسانات معنوی- عایقها و موانع ترقی و تکامل انسانها- مراتب نباز به دین و اخلاق در عصر حاضر- ارزش والای برخورداری از محبت نوعی- ریشه‌های ماوراء الطبیعه‌ای نفرت و خصومت بین انسانها- چه چیز شایسته دلبستگی است؟- مزایای انتقادات سازنده- ارج و اعتبار کار خیر در عرف و دین- نفس ملهمه و استعداد الهام پذیری- عقل و عاطفه و احساس- رابطه غم و عشق- رابطه عقل و عشق- خویشتن شناسی از نظر فطرت- خویشتن شناسی از نظر جنسیت- خویشتن شناسی از نظر وراثت- خویشتن شناسی از نظر تربیت- خویشتن شناسی از نظر قدرت- قدرت سخت ترین امتحان؟!- خدا شناسی معرفتی- معمای سحر و جادو در عصر حاضر- حوزه اقتدار عقیده و ایمان- منشاء اراده- اهمیت فوق العاده احیاء نفس- شناخت استعدادهای ظاهری ئ باطنی- تعریف عرف- اولین وظیفه در دینداری- ضرورت جدیت در انجام وظیفه- علل محرومیت بشر از درک حقایق بالاتر؟- نخوت غیبت از دیگران- راه اصولی تکامل روحی- سلامت مغز در گروی سه عامل (فسفر- قند- اکسیژن)- سازندگی را از کجا آغاز کنیم- اصالت قانون علیت- مرزهای منطقی جبر و اختیار- هدف از دینداری چیست؟- ابعاد شخصیت حقیقی مسلمان واقعی- صداقت زیر بنای رستگاری است- از کجا دریابیم که در راه حق هستیم؟- صدق و اخلاص دو بال پرواز روح به عالم بالا- بررسی فوائد و مضرات شوخی بر حسب شرایط- ریشه‌یابی سلب توفیق- بهداشت مطالعه- درس‌هایی از بهداشت اسلامی- شرایط لازم در ایجاد و ادامه صمیمیت- و … و بالاخره انبوهی دیگر از یادداشتهای مختلف و متفرقه دستنویس قبلی در موضوعات گوناگون که هنوز به رشته تحریر در نیامده و به سلسله درسها و بحث‌های کامپیوتری نپیوسته و و در ردیف مطالب انباشته در آرشیو مخصوص استاد نگهداری می‌شوند.

مقالات منتشره شده:

تعداد مقالات منتشر شده بسیار و چون مجال نقل به هم در این گفتار و اجمالی ممکن نیست، از نظر آگاهی و آشنائی با عناوین موضوعی برخی از آنها را در زیر نام می‌بریم که به کنگره‌ها و کنفرانس‌ها و سمینارها  ارائه و یا در نشریات و مجلات داخلی و خارجی چاپ و منتشر گردیده‌اند عبارتند از:

الف) مقالات پزشکی- بهداشتی:

۱-    تصحیح ضریب تنفسی در خواب: مقاله به بیست و هفتمین کنگره فیزیولوژی بین المللی پاریس- ژوئیه ۱۹۷۷

۲-    طبقه‌بندی عوامل مؤثر در طول عمر: مقاله به کنفرانس بین المللی ژرونتولوژی پاریس- فرانسه    دسامبر ۱۹۷۳

۳-    وراثت روحی غیر کروموزومی (وراثت روحی القائی) مقاله به یازدهمین کنگره بین المللی «زیست شناسی» کانادا- تورنتو     ژوئیه  ۱۹۷۹

۴-    امتیازات بهداشت اسلامی بر بهداشت کلاسیک: کنگره بین المللی «طب اسلامی»- استامبول (ترکیه)       اکتبر ۱۹۸۴

۵-    نقش مسمومیت‌ها در پیری زودرس: بیست و ششمین کنگره بین المللی پزشکی ایران (کنگره رامسر)     مهر ماه ۱۳۵۶

۶-     طرحی جامع در علل گرایش استعمال مواد مخدر (طبقه‌بندی کلاسیک علل در ۵۶ علت): بیست و پنجمین کنگره بین المللی پزشکی ایران – رامسر   شهریور ۱۳۵۵

۷-    اعتیاد در جوانان: سمپوزیوم «سلامت جوانان» هفته بهداشت سازمان بهداشت جهانی-  در سازمان منطقه ای بهداشت و درمان آذربایجان شرقی   فروردین ۱۳۶۴

۸-    نقش عدم تعادل روانی در اعتیاد: سمپوزیم «بهداشت روانی»- دانشگاه تبریز- مهر ماه  ۱۳۶۴

۹-    تخدیر عقل در حوزه نفوذ عادت: سمینار «بهداشت روانی» دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان-    مهر ماه ۱۳۶۶

۱۰-   از عادت تا اعتیاد: سمینار وزارت کشور درباره «اعتیاد» مشهد     خرداد ۱۳۶۶

۱۱-           بحران بلوغ: سمینار «بهداشت روانی» دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان- مهر ماه ۱۳۶۶

۱۲-           اعتیاد از دیدگاه اسلام: سمینار «اعتیاد»- جامعه تعلیمات اسلامی تهران- تیر ماه ۱۳۵۷

۱۳-           مسئولیت‌های شرعی در استعمال دخانیات: سمینار «دخانیات» دانشگاه اصفهان     اردیبهشت ۱۳۶۴

۱۴-           مکانیسم ایجاد عادت و ترک آن: سمینار «دخانیات» دانشگاه اصفهان    اردیبهشت ۱۳۶۴

۱۵-           مسمومیت‌های داخلی از سیگار: سمینار «دخانیات» دانشگاه مشهد- دیماه ۱۳۶۵

۱۶-وراثت روحی رد دوران بارداری: سمینار «بهداشت روانی» انستیتوی روانشناسی تهران   مهر ماه ۱۳۶۷

۱۷-           کمبودهای عاطفی در پرورش مصنوعی نطفه (در خارج رحم): مجله «پویه»- کانون پرورشی کودکان و نوجوانان- شماره ۱ مهر ماه ۱۳۵۹

۱۸-           انگیزه‌های شادابی و افسردگی در «معلم»: سمینار آموزش و پرورش اصفهان   آذر ۱۳۶۶

۱۹-           ارگوتیسم و اشتباه آن با دریا گرفتگی: شماره دوم سال اول مجله «دانشکده پزشکی تبریز» اردیبهشت ۱۳۳۹

۲۰-           تأثیر مواد غذائی در رشد فکری: شماره چهارم سال اول مجله «دانشکده پزشکی تبریز» آذر ۱۳۳۹

۲۱-           تأثیر مواد غذائی در رشد فکری: ادامه و بقیه مقاله قبلی در شماره‌های سال دوم و سوم و چهارم همان مجله جمعاً ۸ مقاله

ب) مقالات تحقیقی متفرقه در موضوعات علمی- دینی- اخلاقی:

۲۲- انسان سازی در نهجالبلاغه: کنگره نهج البلاغه- تهران     اردیبهشت ماه ۱۳۶۰

۲۳- محرومیت زن از امنیت اجتماعی: دومین کنگره «زن و اسلام» تهران    آذرماه ۱۳۶۶

۲۴- زن و جهاد او: سمینار «دفاع مقدس» مشهد     مهر ماه ۱۳۶۷

۲۵- سلسله مقالات «نظری به فلسفه احکام» در مجله «درسهائی از مکتب اسلام» سال یازدهم مجموعاً ۱۱ مقاله

۲۶- سلسله مقالات متفرقه متعددی در زمینه‌های مسائل مختلف مورد ابتلاء روز بالغ بر یکصد و بیست مقاله که برای جلوگیری از اطاله کلام از نقل عناوین یک یک آنها خودداری می‌شود.

آثار منتشر نشده استاد:

این دسته از تألیفات منتشر نشده (یا بصورت آماده به چاپ و یا ناتمام و دست تألیف۱) بنا به کثرت و تعداد و حجم موضوعات مورد بحث که به علت عدم مجال تکمیل و ارائه کامل هم شان. هنوز در اختیار عالم مطبوعات و علاقمندان مربوطه‌اش قرار نگرفته‌است. ظاهراً برای نقل فهرست موضوعی شان ضرورتی احساس نمی‌شود ولی از آنجا که در نظر است با جلب نظر موافق و کسب اجازه از مؤلف محترم در برنامه‌های بعدی به تدریج در این سایت متن آنها مطرح و در معرض استفاده علاقمندان قرار گیرد از این رو برای آگاهی آن دسته از علاقمندان به موضوعات مباحث نامبرده در زیر فهرست کلی قسمتی از عناوین موضوعی این دسته آثار منتشر نشده در رشته‌های تخصصی دو گروه از علوم و معارف معاصر یعنی «علوم پزشکی» و «علوم انسانی» را به شرح زیر باستحضار می‌رساند:

سمیت لوازم آرایشی- بهداشت مطالعه- راز طول عمر جلدهای ۲ و۳ و۴- نقش حیاتی مو در بدن (ریش داری و ریش تراشی؟!)- معرفت اسلام در عالم میکربها- نقش مسمومیت‌ها در پیری زودرس!-ضرورت تصحیح ضریب تنفسی در خواب (موضوع مقاله بیست و هفتمین کنگره بین المللی فیزیولوژی- پاریس ۱۹۷۷)- طرحی جامع در علل گرایش به مواد مخدر (شرح مبسوط سلسله مقالات بیست و پنجمین کنگره پزشکی بین المللی ۱۳۵۶ رامسر)- وراثت روحی القائی یا وراثت روحی غیر کروموزومی (موضوع مقاله یازدهمین کنگره بین المللی «زیست شناسی» کانادا تورنتو ۱۹۷۹)- مسمومیت‌های سواحل دریائی از جو دیوانه (ارگودوسکل) – مقاله «اشتباه دریا گرفتگی با مسمومیت از ارگودوسکل»- غذای انسان از دیدگاه قرآن (تفسیر علمی آیه ۲۴ سوره عبس «فلینظر الانسان الی طعامه») ب رابطه دین و دانش– نقش ساده زیستن در تندرستی- مکانیسم عادت به چای و قهوه- روح چیست (اثبات علمی وجود روح)- طب استعماری و استعمار طبی جلد دوم ماجرای دارو در عصر حاضر توطئه تغییر مسیر داروسازی در جهان بنفع سرمایه‌داران آمریکائی)- اهمیت روزه از نظر علم روز (جلدهای ۲ و ۳ و ما بعد)- آب و حیات- مشکلات بهداشتی و روانی آپارتمان نشینی- تعریف علمی نظافت و انحرافاتش در سه گروه)- خواب و رؤیا- زندگی و مرگ مواد غذائی (جلد دوم)- مسمومیت‌های غذائی- علل اعتیاد به مواد مخدر جلد ۱ و ۲- پیدایش استعداد اعتیاد در بدن- مسئولیت‌های ناشی از استعمال دخانیات- مکانیسم ایجاد عادت و ترک عادت- پیشگیری مسمومیت‌های غذائی در اسلام- عواقب ناکامیهای روانی در مناسبات زناشوئی (که منشاء برخی مشکلات اساسی جامعه و پدیده‌های بسیار شومی است از قبیل اختلافات زناشوئی- طلاق‌ها- هم جنس گرائی و پیدایش بیماری ایدز) نقش وراثت در تربیت (آماده به چاپ)- روابط غریزی و عاطفی انسانها- علل نوسان علاقه- آیا موسیقی غذای روح است؟! – علل گریز از احساس حقارت- نیاز فطری بشر به حس احترام- حج امروز؟! جهت یابیها و هدفگیریهای ناآگاه- رشد و تکامل شخصیت- انسان مقام مسئول- مرزهای تفریحات سالم- علل عقب ماندگی مسلمین- اثرات معنوی کلام تابع چه شرایطی است؟- وجدان در مکاتب اجتماعی و دینی؟!- ترفندهای دموکراسی (راز انحطاط بشریت)- ذوق سلیم سرمایه اصلی «هنر»- موهبتی بنام «عاطفه مادر»- طبیعت ناشناخته زن- ابعاد سه‌گانه شخصیت زن- پیوندهای پایدار- آیا زن از جنس فرشته است؟! ( راز تشبیه فرشته بزن در متون مذهبی – هنرهای تجسمی و ادبی) – از علم تا فهم؟( از جهل تا به علم فرسنگها راه است از علم تا به فهم از آنهم بیشتر!) – علل عقب ماندگی مسلمین .

شایان ذکر است که با توجه به مقتضیات سنی بالا بالائی (مانند بالای هشتاد سال!) توقع اینکه همه آثار و تألیفات منتشر نشده نا تمام در این همه موضوعات مختلف- آنهم از رشته‌های علوم متنوع- بدین سهولت تهیه و تدوین و تألیف گشته و بزیور طبع آراسته گردد بیجا و بیهوده است بخصوص که در سنین بالا قدرت کار و فعالیت بطور تصاعدی با پیشرفت سن کاسته شده و به حداقل می‌رسد و بجاست که هر یک از صاحبان تخصص و صاحب نظر در علوم مختلف مانند سایر موارد مشابه دامن همت به کمر زده خود وارد گود گردند و کارهای تحقیقی و تألیفی ناتمام استاد را به پایان رسانده و در اختیار افکار عمومی قرار دهند که با توجه به نوآوریهای علمی در ابعاد مختلف چنین فداکاری و همکاری خدمت بزرگی هم بر فرهنگ معاصر تواند برد.

۱ منظور از ناتمام و دست تألیف عبارتست از آن دسته از موضوعاتی که  بررسی‌های مقدماتی درزم و گردآوری و مدارک و اسناد لازم تحقق یافته و محتاج فرصت و مهلتی است تا تکمیل و تدوین نهائی برسد.

ارتباطات با محافل و شخصیتهای علمی:

اول –  ( کنگره ها – کنفرانسها – سمینارها)

در بخش های قبلی داشتیم به چگونگی شرکت استاد در فعالیتها و خدمات علمی – دینی – فرهنگی – اجتماعی و در این بخش سعی بر آن داریم بصورت خلاصه و اجمالی علاقه مندان را با سوابق ارتباطات ایشان در جریان این همه فعالیتها و خدمات شان و روابط شان با شخصیت های مختلف در تمام سطوح اجتماعی و از رشته های گوناگون متفاوت عبارتند از:

شرکت در بیست و پنجمین کنگره بین المللی پزشگی رامسر ( در سالهای ۱۳۵۵ – ۱۳۵۶)           – سمپوزیوم :« سلامت جوانان » در هفته بهداشت سازمان بهداشت جهانی – تبریز ۱۳۶۴           – سمپوزیوم « بهداشت روانی» دانشگاه تبریز ۱۳۶۴

–        سمینار « بهداشت روانی» دانشگاه اصفهان ۱۳۶۶

–        سمینار « اعتیاد» وزارت کشور جمهوری اسلامی در مشهد ۱۳۶۶

– سمینار « اعتیاد» جامعه تعلیمات اسلامی تهران ۱۳۵۶

–         سمینار « دخانیات » دانشگاه اصفهان ۱۳۶۴

– سمینار« دخانیات » دانشگاه مشهد ۱۳۶۵

–         سمینار‹‹ بهداشت روانی››  انستیتوی روانشناسی تهران ۱۳۶۷

– سمینار « پرورش نوجوانان » کانون پرورش کودکان و نوجوانان تهران۱۳۶۶

– سمینار‹‹ شادابی و افسردگی معلم›› آموزش و پرورش اصفهان ۱۳۶۶

– سمینار پژوهشی « فلسفه و ماهیت هنر» در دانشگاه هنر ۱۳۷۷

– سلسله سخنرانیهای « آیین بهزیستی در اسلام » در انستیتوی بازرگانی تبریز

– سلسله سخنرانیهای بسیاری در موضوعات مختلف در دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز وسلسله سخنرانیهای « نقش وراثت در تربیت »  در انجمن علمی مذهبی دانشگاه تبریز و سلسله سخنرانیهای بسیاری در موضوعات مختلف و متفاوتی برای جلوگیری از اطاعه کلام از نقل عناوین و موارد شان در این سایت صرفنظر می شود.

فعالتهای خارج از کشور شامل:

۱٫     شرکت در بیست و هفتمین کنگره بین المللی « فیزیولوژی » پاریس در ۱۹۷۷ میلادی .

۲٫      کنفرانس بین المللی ‹‹ ژرونتولوژی » پاریس در ۱۹۷۳

۳٫     – یازدهمین کنگره بین المللی « زیست شناسی » تورنتو( کانادا) ۱۹۷۹

۴٫     – کنگره بین المللی ‹‹ طب اسلامی»  استامبول ( ترکیه ) ۱۹۸۴

و همچنین برداشت گام بلندی   در معرفی ارزشهای علمی فرهنگ اسلام با انتشار نشریه علمی – مذهبی « لموند اسلامیک  LEMONDE SLAMIQUE ›› بزبان فرانسه از سال ۱۹۷۰-۱۹۷۴ میلادی – در شهر پاریس ( فرانسه ) با سلسله مقالات علمی مستند بسیاری که بمنظور جلوگیری از اطاعه کلام از نقل عناوین یک یک مقالات علمی و موضوعات مطرح شده در نشریه نامبرده یا سمینارها و کنگره ها و کنفرانسها ( که قبلا ببرخی از آنها اشاره شد ) خودداری نموده و تنها یادآوری  می شود که پس از معرفی ارزشهای علمی و والای تعالیم حیات بخش فرهنگ اسلامی در کشورهای غرب توسط نشریه « لموند اسلامیک » بعلت اینکه عده زیادی از مسیحیان اروپا ( و تعدادی از امریکا ) باسلام گرویده و موجبات وحشت دول غرب را فراهم کردند، دولت فرانسه باوجود صدور مجوز رسمی باانتشار این نشریه ، معذالک بوسیله نیروهای انتظامی و مامورین مخفی عملا از پخش و انتشار نشریه جلوگیری کرد.

                                               *          *          *

برای آگاهی و آشنایی با این نشریه تصاویر چندی از روی جلد و محتوای مطالبش در این سایت بمعرض نمایش گزارده می شود.

دوم – ارتباطات  با محافل و شخصیت های علمی – دینی – فرهنگی ( مکاتبات)

استاد اردوبادی همزمان با آنهمه فعالیتهای علمی – دینی – فرهنگی و انتشار مقالات و تالیفات و ایراد سلسله سخنرانیهای بسیار مختلف و متنوعی در محافل علمی و مراکز تحقیقاتی در نتیجه همکاریهای مفید و موثرشان با آن مراکز همواره مورد توجه و احترام چنان مقامات و شخصیتهای علمی – دینی – فرهنگی – داخل و خارج از کشور بوده اند که مراتب استقبال و حس احترام و حتی نوعی احساس احتیاجات شان نسبت به آثار و نتایج مطالعات و تحقیقات گسترده شان در زمینه علوم مختلف را می  توان بامروری بر آثار مکتوب بر جای مانده از سوابق این نوع همکاریها و ارتباطات نزدیک شان دریافت و بمیزان تعظیم و تکریم توام با نوعی خضوع و تواضع شان نسبت به استاد از متن نامه های رسمی و خطی خود مقامات و شخصیتها پی برد ( که در عین نامه ها در پایان همین بخش به ترتیب شماره گذاری مربوطه به رویت علاقه مندان این سایت خواهد رسید ) که از آنجمله اند نامه های :

۱٫     پروفسور شرر SCHERRER از دانشگاه پاریس ( فرانسه )

۲٫     پروفسور بوئر BAUER از دانشگاه اژنسبورک REGENSBURG( آلمان)

۳٫     پروفسور لاهیری LAHIRI از دانشگاه پنسیلوانیا(_ امریکا )

۴٫     پروفسور فورسترFORSTER از دانشگاه پنسیلوانیا( امریکا)

۵٫     پروفسور پاترک  PATRICKاز سازمان بهداشت جهانی و همچنین است نامه های خطی بسیاری از شخصیت های معروف کشور که عبارتند از:

۶٫     مرحوم علامه محمد تقی جعفری

۷٫     مرحوم استاد مرتضی مطهری

۸٫     مرحوم دکتر علی شریعتی

۹٫     مرحوم استاد محمد تقی فلسفی

۱۰٫ مرحوم حجه الاسلام سید عبدالکریم هاشمی نژاد

۱۱٫  آیت ا… سید علی انگجی

۱۲٫  دکتر ابوتراب نفیسی ( رئیس سابق دانشکده پزشکی دانشگاه اصفهان و از پیشکسوتان طب جدید ایران )

۱۳٫ استاد دکتر ناصر الدین شاه حسینی

۱۴٫ استاد دکتر علی شریعتمداری

۱۵٫ استاد دکتر ابوالفضل عزتی ( استاد دانشگاه های لندن )

۱۶٫ دکتر سید حسین فخر( مدیر کل اداره نظارت بر مواد مخدر کشور)

۱۷٫ سرلشگر نعیمی مراد خانی ( فرمانده ستاد مراکز آموزش افسری)

۱۸٫ استاد دکتر محمد علی فقیه ( رئیس سابق دانشگاه تبریز)

۱۹٫ دکتر حمید زاهدی ( رئیس اسبق دانشگاه تبریز)

۲۰٫ استاد دکتر مسروب بالایان ( رئیس سابق دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان و از دانشمندان ارامنه اصفهان)

۲۱٫ مرحوم استاد دکتر حسین محمد خانلو ( معاون سابق دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تبریز)

۲۲٫ دکتر ولی الله اخوت ( استاد دانشگاه تهران)

۲۳٫ دکتر جواد رازانی( دبیر کل بیست و پنجمین کنگره بین المللی پزشگی ایران – رامسر)

۲۴٫ مرحوم عبدالحسین محمد زاده ( موسس مکتب قرآن)

۲۵٫ ….. مطهری ( رئیس عقیدتی سیاسی دانشگاه علوم پزشگی ارتش جمهوری اسلامی یران )

۲۶٫ دکتر محمد سیاسی( رئیس مرکز توانبخشی معتادین اصفهان)

۲۷٫ فخرالدین حجازی( خطیب معروف و اولین نماینده مجلس شورای اسلامی در دوره اول)

۲۸٫ دکتر بقاء سید الشهدائی ( سرپرست کمیته سمینار بین المللی پزشگی ایران )

۲۹٫ محمد حسین احمدی ( ریاست سازمان اوقاف ایران)

۳۰٫ ابوالفضل دوست محمدیان ( رئیس دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران)

۳۱٫ محمد رضا میر محمد ( دبیر خانه همایش فلسفه و ماهیت هنر)

 و نامه های رسمی و خطی بسیار دیگری که هر کدام به نوعی حکایت از سوابق ممتد خدمات و فعالیتهای مفید و مثبت استاد و روابط نزدیک و همکاریهای صمیمانه شان با مراکز علمی – دینی – فرهنگی – هنری و نهاد های ملی و دولتی و امور اجتماعی می نماید. شایان ذکر است استاد علاوه بر آنچه اشاره گردید نظر به سابقه تحصیلات و تحقیقات طولانی در یکی از مهمترین رشته های هنری ( موسیقی ) از سوی دیگر رابطه بسیار نزدیک و مستقیمی هم با محافل و شخصیت های معروف هنری داشته اند که خدمات و نوآوریهاشان در این جهت و نیز نقش ارشادی و اصلاحی شان در عالم هنر عمیقا مورد توجه و استقبال شخصیت های معروف و اساتید برجسته جهان هنر           – مخصوصا در مورد شعرا و موسیقی دانان معاصر – بوده و هست و در نتیجه این تحصیلات و تحقیقات و مطالعات عمیق و وسیعی در عالم هنر بوده است ک با تالیف و انتشار کتاب « اصالت در هنر – و- علل انحراف احساس هنرمند» در اولین چاپش به سال ۱۳۴۷ شمسی ( و چاپ های بعدی) بعلت انتقادات مهم بر سبک غلط هنرپروری ناقص هنرستانهای معاصر که عنصر هنر( روح هنر) را رها کرده و با تمام قوا در تقویت تکنیک هنر علمی تر کردن آن کوشش کرده اند با مخالفت های   متعصبین بر روشهای ناقص و نادرست مواجه گردید و بخاطر این قبیل مقاومت های منفی بود که از انحرافات « احساس هنرمند» غافل ماندند و در نتیجه چنین غفلت هایی مقدمات انحرافات در عالم هنر و بابتذال کشاندنش را فراهم ساختند بطوریکه ببهانه « نوپردازی» با ذوق سلیم انسانی نیز بمبارزه بر خاستند و معذالک تالیف این کتاب تکان سختی بر عالم هنر وارد کرد که بجهت غیر قابل تحمل بودنش برای برخی  نوپردازان  بی مایه از« ذوق سلیم»  مقاومت های منفی و مخالفتهای جدی و چشمگیری را بدنبال آورد ، چرا که مقام و موقعیت کاذب هنرمند نمایان حرفه ای را در جوامع متزلزل می ساخت و این چنین مبارزات و مخالفت های دامنه دار  سری و آشکار با کتاب              « اصالت در هنر»  در حالی و در شرایطی صورت می گرفت که از طرف دیگر هم بر عکس بجهت  برقراری ارتباطات نزدیک سی و چهل ساله استاد با محافل و مشاهیر هنر اصیل ( توام با تحصیلات و تحقیقات ممتد خودشان در هنر) از نظر اساتید مسلم با استقبال شایانی مواجه و مورد تائید قرار گرفته بود که بموقع تصویر عین نوشته های استاد شهریار تحت شماره های ۳۱و۳۲و۳۳ در معرض دید و تماشای علاقمندان این سایت قرار داده می شود.

بطور کلی از آنجا که شعاع عمل و فعالیت های استاد در زمینه های علمی – دینی – فرهنگی – هنری وسیع و بهمان نسبت نیز ارتباطات شان با محافل و شخصیت های مختلف در رشته های گوناگون گسترده تر بوده و لذا تعداد نامه ها و مکاتبات با برخی شخصیت ها هم مانند مرحوم علامه محمد تقی جعفری و مرحوم دکتر شریعتی یا با برخی دیگر زیاد است که هر کدام از آن نامه ها هم بنوعی حکایت از خاطرات شیرین و صمیمی موجود در فیما بین نموده و از نظر تاریخ انقلابی کشور ما نیز هر یک بزبانی گویای اوضاع و احوال نابسامان دوران طاغوت می باشند، از اینرو گر چه از نظر جلوگیری از اطاعه کلام لازم می آید ک در نقل عین نامه ها از هر شخصیتی تنها بنقل تصویر یکی اکتفا شود اما نظر باهمیت تاریخی مذکور در مورد برخی از شخصیت های معروف چندین نامه را بتصویر می کشیم که هر کدام از ابعاد مخصوص بخودش می تواند در معرفی شان و مقام و موقعیت استاد دکتر اردوبادی از یک طرف و آشنایی عمیق تری با نوع و سوابق این خدمات و فعالیت ها از طرف دیگر منشاء اثر گردند و بهمین علت لازم آمد که علاوه بر شماره اصلی در هر موردی ( که فوقا تا سی شماره بر حسب عناوین شخصیت ها نامبرده شدند) به شماره های فرعی نیز توجه داشت که با علامت اول- دوم – سوم – و… در ذیل هر شماره اصلی مشخص می گردند بطوریکه در نامه های مرحوم علامه جعفری تا ۴-۵ شماره فرعی پیش می رود و یا در برخی کمتر و بیشتر.

نوآوری‌های علمی فرهنگی

مروری بر احوال و افعال و زندگی‌نامه دانشمندان جهان و مطالعه آثار بر جای مانده از آنها بخوبی نشان می‌دهد که در تمام اعصار و قرون و در همه جوامع و فرهنگهای مربوطه‌شان گر چه عنوان « دانشمند» بسیار زیاد تکرار می‌شود و به چشم می‌خورد اما همانطور که هنوز هم میان اندیشمندان و دانشمندان مرز مشخصی وجود نداشته و هر کدام با مشخصاتی مخصوص به خود تعریف نمی‌شوند به همان تریتب، هم در میان دانشمندان از نظر اهمیت و ارجحیت هنوز معیار درستی در دست نیست و نه تنها مرز مشخصی از نظر طبقه‌بندی وجود ندارد بلکه اساساً برای دانشمند تعریف معینی صورت نگرفته است زیرا مراتب کمیت و کیفیت دانش در این گروه آنقدر مختلف و متفاوت است که مرزبندی یا طبقه بندی عملاً‌امکان‌پذیر نیست.

اما آنچه در این مقدمه کوتاه طرح و بیانش ضروری می‌نماید عبارتست از اینکه توان گفت در یک نظر دانشمندان را بطور اعم می‌شود در دو گروه مشخص تقسیم و مشخصات هر گروه را با یک معیار کلی معلوم و معین کرد و آن معیار عبارتست از « نوآوری در علم » که مانند سنگ محکی می‌تواند  دانشمندان جهان را ارزشیابی کند و در شرایط حاضر چنین کاری از ضروریات است زیرا چه بسیارند افرادی که در جامعه بنام دانشمند معرفی می‌شوند – یا خود را دانشمند دانسته و جلوه ‌گر می‌کنند-  اما از « دانش » بهره چندانی نداشته و در اعتلای فرهنگ جامعه کمترین نقشی بازی نمی‌کنند. بطور کلی موضوع «نوآوری» در علم یا فن و صنعت حتی هنر، معیار بسیار مهم و محک خوبی است برای طبقه‌بندی دانشمندان و دانش‌دوستان که در کمال سهولت می‌تواند آنان را به دقت به دو گروه کاملاً‌مشخص تقسیم کند.

غرض از نوآوری تنها کشف و اختراع و ابتکار در علوم و فنون و.صنایع نیست که در مراحل بالا برای ‌شان جایزه‌ای هم تعیین و تعلق می‌گیرد بلکه در هر زمینه‌ای که حقیقتی به طور بی‌سابقه‌ای کشف و معلوم شده و در بالا بردن سطح علم و معرفت و بصیرت وفکر و فرهنگ بشر نقشی داشته و مورد استفاده بشر قرار بگیرد که بشر قبلاً از آن اطلاعی و یا بهره‌ای نداشت ویا مجهولی را معلوم کرده یعنی در موردی مانع بزرگی بنام «جهل» را از سر راه ترقی و تکامل بشر بردارد، برای خود یک « نوآوری» است. مسئولیتی که از برکت توفیق درک حقایقی بیشتر نسبت به دیگران ( اعم از معاصرین یا گذشتگان) متوجه دانشمند است به افراد عادی و عامی متوجه نیست و آن عبارتست از مسئولیت بالا بردن سطح فکر و فرهنگ جامعه که در فضای دینی مذهبی از آن به عنوان « زکوه علم » نامیده می‌شود، و در فرهنگ اسلامی- بنا به تعالیم رسیده از حضرات پیشوایان – آنچنانکه بر عالم واجب است تعلیم علمش به دیگران بر جاهل آنچنان تکلیفی نیست. بنابراین کسانیکه به توفیق ربانّی به هر سطحی از دانش دست یافته و از ثمراتش برخوردار شده‌اند، اگر به فکر تعلیم و تعلم دانش خود به دیگران نبوده و در رفع ظلمت جهل و نادانی از چهره جامعه (در هر جهتی که باشد) تلاش و کوششی از خود نشان ندهند از دیدگاه تعالیم آسمانی بخاطر کفران نعمت محکوم و مسئول هستند، چرا که در این دنیا هر نعمتی نصیب هر کسی گردید، مخصوص به او نیست بلکه می‌بایست دیگران را هم حتی‌المقدور از آن بهره مند گرداند که موهبت «علم» در برابر ظلمت ‹‹جهل» نعمت کوچکی نیست و مانند همه نعمت‌ها شکرش واجب و شکرگزاری حقیقتی این نعمت‌ها در آن است که عملاً شکرگزار باشد زیرا شکر لفظی کافی نیست و شکر عملی آنهم انتقال علم خود به دیگران و تعلیم آن به محتاجان و نیازمندانش است که کم نیستند تعداد مستمندان بسیار مستعد مستحق علم در این دنیا و این تنها راه بالا بردن سطح فکر و فرهنگ جامعه است و لاغیر که در مقامی داخل در اصل کلی «امر به معروف» می‌تواند گردد. اما اینکه سرنوشت خود علم و فرهنگ جامعه باید چه باشد؟ و آیا در هر سطحی که است در همان سطح ماندنی است یا قهراً‌و ضرورتاً میبایست مدام در حال گسترش و پیشرفت باشد یا مطابق نیاز آیندگان بوده و جوابگوی احتیاجات‌شان گردد که اساس جهان هستی بر اصل مهم «سیر تکامل» بنیانگذاری شده است، موضوع دیگری است.

نوآوری در علم ضامن سیر تکامل بلاوقفه علم و فرهنگ بشر است که با هر نوآوری فرهنگ و تمدن بشر گامی بسوی جلو برداشته و مجهولی برایش معلوم و یا نقصی از نقائص موجود برطرف می‌گردد و یا راه‌ آسانتری برای ترقی و تعالی نوع بشر و فرهنگش نشان می‌دهد تا ترقی و تکامل یک یک انسانها را در هر جامعه‌ای تضمین نماید، و وقتی چنین توفیقی نصیب جامعه‌ای شد که قبلاً‌از آن بهره‌ مند نبود و در جهان سابقه نداشت عملاً یک «نوآوری» تحقق یافته است اعم از اینکه این این نوآوری در زمینه «یا از مسیر» علوم نظری باشد یا تجربی!‌که در همه حال توسعه و ترقی و تکامل را بدنبال دارد.

وضعیت و موقعیت دانشمندان در برابر فرهنگ به دوگونه است:

·         گروهی از فرهنگ عصر خود در حد توان و ظرفیت خویش بهره ‌مند شده و از علمی یا علومی برخوردار می‌شوند بدون اینکه پس از کسب دانش خودش هم در پیشرفت و ترقی آن فرهنگ نقشی داشته و گام مؤثری بردارند (!) که اینان از خود چیزی نداشته و از گردآوری معلومات و مسلمات و تجربیات دیگران بجایی می رسند وحداکثر افتخارشان این است که عملاٍ ًحافظ آن علم و آن  فرهنگ باشند و نسبت به دیگران سر و گردنی بلندتروپرآوازه ‌تر نشان دهند اما اینان که از خود چیزی نداشته و ریزه‌ خواری سفره دیگرانند سهمی در پیشرفت فرهنگ خود ندارند زیرا معلومات آنان همان معلومات و مسلماتی است که قبلاً دیگران تدارک دیده بودند و قبل از ایشان در آن فرهنگ جا افتاده بود (هر چند بشرط تلاش و فداکاری می‌توانند در بالابردن سطح فکر جامعه خود نقش مؤثری داشته باشند) .

·          گروه دیگر دانشمندانی هستند که با دست یافتن به معلومات و اطلاعات عصر خود و پس از آگاهی از محتوای فرهنگ خویش دانش خود را در همان سطح دریافتی متوقف نکرده و از کار و کوشش در جهت بالا بردن معلومات و اطلاعات و سطح فکر و فرهنگ خود و جامعه خود غفلت نمی‌کنند و با بکارگیری معلومات موجود سعی بر آن دارند حتی‌الامکان و در خور توان خویش مجهولات موجود در پیش روی بشریت را از میان بردارند یا‌نقایصی را در زندگی بشر برطرف کرده و به کمال مطلوب یا مورد نیاز برسانند.

پس با‌این توضیح دانشمندان بر دوگروهند: یک گروه در محاصره معلومات و محفوظات ذهنی و اکتسابی خود محدود و به جز، علم موجود در فرهنگ عصر خود به دانشی یا حقیقت مهمتر و بالاتر از آن دسترسی ندارند بلکه تنها حافظ علم هستند ولی گروه دیگر پس از کسب معلومات عصر خود سعی بر آن دارند که با بکارگیری معلومات موجود حلقه محاصره علم عادتی گروه اول را در هم شکفته و از آن محدوده فراتر روند و در دنیای وسیعتر سیر کنند. اینان «نوآوران» فرهنگ عصر خود هستند که در این گفتار می‌توانیم اینان را «دانشمندان پیشرو» و گروه اول را که تابع و پیرو معلومات دانشمندان پیشرو در عصر ماقبل خود بودند «دانشمندان پیرو» نامگذاری کرده و سپس حدود کار و وظیفه ‌شان و مقام و مخصوصاً ‌نقش آ‌نها را در پیشرفت دانش و فرهنگ بررسی کنیم:

از افق فرهنگهای مختلف همواره « دانشمندان پیشرو» ضامن پیشرفت فرهنگ بشرند که با نوآوری‌های خود مانع وقفه و رکود فرهنگها- و در نتیجه سیر تکامل بشریت- می‌گردند. زیرا اینان پس از فرا گرفتن معلومات عصر خود با بکار گیری معلومات موجود در حل مجهولات پیش روی انسانها، گام مؤثری بر می‌دارند، که نتیجه ابتکار عمل مخصوص به خود ایشان است و به خاطر همین است که نوابغ همواره در صدر گروه « دانشمندان پیشرو» قرار می‌گیرند در حالیکه «دانشمندان پیرو» نقش مستقیم مهم و مؤثری نمی‌توانند در پیشرفت فرهنگها و ارتقاء و سیر تکامل انسانها داشته باشند این دسته تنها امتیازی که می‌توانند بر خود نسبت دهند یکی این است که نسبت به طبقه عادی و عامی خود را برتر بینند و احیاناً‌گرفتار عجب و فخر و مباهات آنچنانی گردند و دیگر اینکه «حافظ علم» باشند و از نابودی و به فراموشی افتادن دانش جلوگیری کرده و از راه تعلیم و انتقالش به دیگران نقش مؤثری بر عهده گیرند.

بنابراین پیشرفت فرهنگ بشر مدیون دانشمندان پیشرو است هر چند دانشمندان پیرو نقش مهمی در تعمیم علم و گسترش فرهنگ عصر خود دارند.

                                                            *                      *                      *

بطور کلی همه آثار و تألیفات و موضوعات مورد بحث در کتب و مقالات و سخنرانی‌های استاد حداقل چند خصیصه و یا وجه امتیاز با دیگران دارند که عبارتند از: اول اینکه موضوع مورد بحث یا انتخاب حتما ً‌در زمینه حل یکی از مسائل و مشکلات مورد ابتلاء جامعه بلکه عموم بشریت در عصر حاضر است که تا آن زمان راه‌ حل اصولی و علمی و منطقی ارائه نشده است یعنی قبل از آن یا درباره آن مسائل مطالعات و تحقیقات و تجربیات لازم صورت نگرفته تا پاسخ خواسته‌های نیازمندان در آن موضوعات به درستی داده شود و مشکل بطور عملی حل گردد و در رفع ابتلائات زندگی عصر خود انسان‌ها را یاری دهد، و یا با اظهار نظرهای ناقص و نادرست پاسخ قانع کننده‌ای نسبت به احتیاجات مذکور داده نشده است که در حل مشکلات و پاسخ به سؤالات روز کارائی داشته باشد. به عنوان مثال تا کنون درباره فوائد روزه ‌داری کتاب و مقالات مختلفی منتشر شده که عموماً‌باستناد علوم نظری و روانی صورت گرفته و جنبه تأویل و تفسیر به رای داشته‌اند تا جنبه دلایل علمی و تجربی در حالیکه کتاب «اهمیت روزه از نظر علم روز» یکی از تألیفات استاد درست بر اساس معلومات علوم تجربی پزشکی و علوم زیستی متکی و به زبان علم روز اهمیت روزه‌ داری و مکانیسم اعمال بیولوژیکی و فیزیولوژیکی و تغییرات شیمیایی بدن را به دقت بررسی و بطور مستند به قوانین علوم مذکور تألیف گردیده است که با روش قبلی خیلی فرق دارد از این رو در میان موضوعات مورد بحث استاد در تألیفات و سخنرانی ها هرگز مسائل حل شده مسلم روز مشاهده نمی‌شود و دوم اینکه بررسی‌ها و تحقیقات‌شان بیشتر در زمینه مسائلی صورت گرفته است که اساساً‌مورد توجه محققین گذشته یا معاصر واقع نشده و به فراموشی سپرده شده در حالیکه خود از جمله نیازهای مهم جامعه در عصر حاضر است مانند موضوع بحث کتاب «نگاه پاک زن» که اساساً‌چنین مطلبی از خاطرها خطور نکرده است که میل جنسی در زن از عاطفه متأثر است و در مرد از غریزه و لذا نگاه زن به مرد با همان احساس صورت نمی‌گیرد که نگاه مرد به زن، همینطور است بی‌سابقه بودن موضوع طبقه‌بندی عوامل مؤثر در طول عمر در کتاب «راز طول عمر» و یا موضوع ضرورت تصحیح ضریب تنفسی در خواب یعنی موضوع مقاله‌ای است در کنگره بین‌المللی فیزیولوژی پاریس که هم برای فیزیولوژی قدیم و هم جدید، بی‌سابقه بود و در سطح بین‌المللی تازگی داشته و تکان‌دهنده گردیده و همینطور است سایر موضوعات منتخب استاد برای تألیفات و مقالات و سخنرانیها که ذیلاً‌ضمن بررسی شواهد  چندی اهمیت این نوآوریها برای فرهنگ معاصر بهتر و بیشتر روشن خواهد شد. خصیصه سوم اینکه استاد هرگز در هیچ موضوعی از افکار و عقاید دیگران تقلید نکرده و بشدت از آن متنفّر و با حساسیت زیادی پیروی کورکورانه از افکار و عقاید و نظریات دیگران را مطرود و محکوم دانسته و هرگز بدون تأمل و بررسی کافی نظرات دیگران را قبول نکرده و مبنای تحقیقات و مطالعات خویش قرار نمی‌دهند و به خاطر همین دقت در بررسی عقاید و نظرات دیگران – حتی مشایخ و مشاهیر مکاتب و مسالک مختلف علم و فلسفه – بوده است که به آسانی نقاط ضعف بسیاری از نظریه های دانشمندان و فلاسفه و صاحب نظران حتی اهل تخصص در رشته های علوم مختلف متوجه شده و در موضوعات و تالیفات خود ضمن رد آنها اظهار نظرهای دقیق و کامل تری ارائه نموده اند بطوریکه در کتاب ‹‹ زیر بنای تربیتی و اخلاقی  انسان ›› تمام در تعریف‹‹ تربیت ›› اشتباهات همه صاح نظران معروف گذشته و معاصر را نفی و تعریف دقیق تر و کامل تری ارائه نموده اند که بموقع در همین بخش مورد مطالعه قرار می گیرد و یا در کتاب ‹‹ بررسی فرآورده های الکل از نظر فقه  اسلامی ›› اشتباهات دویست و سیصد ساله فتاوی همه فقها و مراجع تقلید را در نجس دانستن الکل طبی و صنعتی و ادکلن ها و شربت های دارویی الکل دار را با دلایل علمی و فقهی صریح رد کرده و طهارت آنرا به اثبات رسانده اند که در این بخش مورد بررسی قرار خواهند گرفت که با توجه به این آزاد اندیشی توام با دقت و احتیات بوده و هست که مرحوم علامه جعفری در مقدمه چاپ دوم کتاب ‹‹ هنر انسان بودن ›› از تالیفات دیگر استاد صراحتا می نویسند ‹‹ … دانشمند معظم جناب آقای دکتر صبور اردوبادی به گواهی تحقیقات وسیعشان در منطقه سعب العبور  ‹‹ خودخواهی››   تلاشهای بی ریا و مخلصانه ای نموده و برای اولین بار به حقایق با ارزشی در این مساله انسانی دست یافته اند و نکته جالب اینکه کتاب حاضر فی نفسه یک روان کاوی بس عمیق و دقیق بشمار می رود بدون اینکه به سبک مکتب تراشان و مکتب سازان روان کاوی در متن از این قبیل عناوین مکتبی حتی در یک مورد نام یا اشارتی به میان آورد… ››.

  بطور کلی بسیاری از موضوعات و مباحث و مسائلی که در آثار و تألیفات ایشان مطرح و مورد بررسی قرار گرفته‌اند باید با صراحت اذعان کرد که برای اولین بار است که در فرهنگ معاصر مطرح و یا تا اخذ نتیجه قطعی و یافتن پاسخ صحیحی مورد بررسی قرار گرفته‌اند که چون نقل و تکرار عنوان «اولین بار» در ابتدای هر یک یک نمونه‌ها و شواهد زنده‌ایکه ذیلاً‌ارائه می‌شود امکان دارد برای خود رنگ تبلیغاتی یا غلو به خود گیرد از این رو به غیر از یکی دو مورد بخصوص که تذکرش لازم و مفید است (آنهم از زبان و بیان و اعترافات مقامات یا شخصیت‌های معروف) در مورد سایر مثالها از تکرارش معذور و درک و شناخت جنبه‌های «نوآوری» یک یک مسائل و مباحث را بر عهده علاقمندان این برنامه واگذار می‌گردد که عدم درک و تشخیص و شناخت چنین واقعیت‌ها هم بر کسی ایرادی وارد نخواهد ساخت و اینک به اختصار می‌پردازیم به نمونه‌های زنده چندی از این نوآوریها:

کتاب «معمای عادت»

که توسط استاد اردوبادی تألیف و در سال ۱۳۴۸ چاپ اولش منتشر شده است حاصل مطالعات و تحقیقات طولانی بالغ بر چهل سال است که برای اولین بار به تعریف صحیح و دقیق و کامل عادت و طبقه‌بندی «عادات مختلف» در انسان و حیوان پرداخته و ضمن بررسی و نقد نقائص ، مکاتب فلسفی و روانشناسی مختلف گذشته و معاصر طرحی نوین و کاملاً‌بی‌سابقه‌ای ارائه نموده است و در اهمیت نوآوریهای این کتاب کافی یادآور شویم که اولین مبحث انتقادی این کتاب اختصاص دارد به معرفی نقص‌های همه مکاتب فلسفی و روانشناسی بطوریکه عنوان اولین مبحث عبارتست از « نظر فلاسفه درباره عادت- نقص مکاتب فلسفی و روانشناسی در تعریف و تقسیم بندی عادت» در این مبحث مهمترین نظریات ارائه شده از طرف معروفترین فلاسفه و روانشناسان بطور مستدل و مستند مورد نقد و رد واقع گردیده است که در فرهنگ معاصر سابقه نداشته است از قبیل نظریات افلاطون- ارسطو- اپیکور- دکارت مالبرانش- لایب نیتز- لاک Lock- برکلی- دیوید یوم- کوندیاک- اسپنسر و همینطور نقد مهمی بر تعریف و طبقه‌بندی ناقص و نادرست رایج در علم « روانشناسی کلاسیک» که به غلط عادات را جمعا به دو دسته تقسیم کرده‌اند و مثال را از کتاب «روانشناسی از لحاظ تربیت» مرحوم دکتر سپاسی- که به پدر روانشناسی در ایران معروفند- انتخاب و نظریات نادرست روانشناسان گذشته و معاصر را کاملاً‌رد کرده‌اند متقابلاً به دنبال این نقد و بررسی مبحث دوم کتاب اختصاص یافته است به یک طرح نوین تقسیم بندی و تعریف یک یک عادات تقسیم شده تحت عنوان « طرح تقسیم بندی جدید عادات». که در مجموع به چهار گروه تقسیم شده‌اند: عادت روحی- عادت عضوی- عادت غریزی- عادت حیاتی (یا بیولوژیکی).

برای معرفی اهمیت این کتاب و « نوآوری آن» در جهان علم به جای هرگونه تعریف و توصیف رشته کلام را می‌دهیم به مرحوم علامه محمد تقی جعفری که در مقدمه چاپ دوم این کتاب اهمیت آن را پس از توصیفات گوناگون دیگری در یک عبارت چنین خلاصه کرده و می‌نویسد:

«… در این کتاب عمق اندیشه مؤلف ارجمند با حقیقت‌جوئی و واقع بینی او دست به دست هم داده و بررسی مسائل مربوط به موضوع عادت را به بالاتر از دیدگاه علم کلاسیک کشانده است  …»

البته پس از انتشار این کتاب متعصبین به افکار و عقاید نادرست مکاتب فلسفی و روانشناسی در این مورد- مخصوصاً‌غربزدگان فریب خورده فلاسفه غرب- از این افشاگری که بر شأن و مقام و فلسفه و روانشناسی حرفه‌ای لطمات سنگین وارد کرده بود تاب تحمل نداشته و ساکت ننشستند و در گوشه و کنار به بهانه‌جوئی و اشکال تراشی پرداخته و سعی در مخدوش نمودن نه چهره کتاب بلکه مؤلفش هم کردند از جمله اعضای گروه فلسفه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که تحمل این خفت را نداشتند در همان زمان- در دوران طاغوت به سال ۱۳۵۰ شمسی- در جلسه‌ای به بحث و بررسی مباحث کتاب پرداختند و تنها ایرادی که گرفتند عبارت بود از اینکه: « دکتر اردوبادی استاد رشته سم‌شناسی دانشگاه تبریز است چه صلاحیتی دارد درباره یک موضوع فلسفی و روانشناسی صاحبنظر باشد، که خوشبختانه یکی از اساتید حاضر در جلسه پاسخ می‌دهد: « درست است این کار، کار شما، بود که می‌بایست انجام می‌دادید و نکرده‌اید، حال که وظیفه شما را دیگری انجام داده بجاست که از او تشکر کنید چرا اینقدر ناراضی و ناراحتید؟! …»

در سال ۱۹۷۶ میلادی کتاب «معمای عادت» توسط استاد دکتر ابوالفضل عزتی (از اساتید دانشگاههای لندن) به زبان انگلیسی ترجمه و در لندن منتشر گردید.

                                                *                      *                      *

« راز طول عمر»

موضوع بحث کتاب « راز طول عمر » از دیگر تألیفات استاد، اختصاص دارد به طبقه ‌بندی علل و عوامل مؤثر در طول عمر که چون در علوم پزشکی کلاسیک بی‌سابقه بود وقتی قبل از تالیف کتاب بصورت مقاله‌ای در دسامبر ۱۹۷۳ به کنفرانس ژرونتولوژی GERONTOLOGIE پاریس ارائه گردید با استقبال زیاد مواجه و از میان کلیه مقالات رسیده به کنفرانس پاریس که جمعاً‌دوازده مقاله برگزیده انتخاب و در نشریه رسمی کنگره چاپ و منتشر گردید این مقاله بجهت نوآوریهایش به جهان علم و فرهنگ غرب از اولویت خاصی برخوردار گردید بطوریکه در گزارش آن نشریه از این طبقه‌بندی (که هم بر اساس علوم جدید کلاسیک و هم بر مبانی فرهنگ غنی اسلام صورت گرفته بود) بعنوان « اولین بار» یاد کرده و در مقدمه چنین می‌نویسد: « برای اولین بار دکتر احمد صبور اردوبادی استاد سم‌شناسی دانشگاه تبریز (ایران) کتابی تحت « راز طول عمر» در دست تألیف دارد و عوامل مؤثر در طول عمر را- در چهار گروه وسیع- تقسیم بندی نموده است که در این کتاب نظرات دانش امروز و همچنین مسئله طول عمر از دید وسیع بهداشت اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است …» این کتاب در چهار جلد طراحی و دست تألیف قرار گرفته بود که متأسفانه تا کنون فقط جلد اول آن چاپ و منتشر شده و اختصاص دارد به نقش قوای روحی القائی انسانها به همدیگر در افزایش طول عمر و شادابی و طولانی شدن موسم جوانی و نیرو گرفتن از دیگران.

نکته شایان ذکر دیگر اینکه در کتاب « راز طول عمر» نوآوریهای دیگری  صورت گرفته است که مجال بحث یک یک آنها نیست و تنها می‌توانیم به یکی از موارد بسیار مهم یعنی « کیفیت نیرو گرفتن از قوای روحی و توجهات قلبی دیگران» اشاره کنیم بدین معنی که گر چه تا کنون درباره عمل «هیپنوتیزم و مانیتیزم» و تحت تأثیر قرار دادن دیگران از راه القای قوای روحی بحث

سفر پاریس

غرض از نقل و شرح این ماجرا بیان یک تحقیق مفید و مهم به حال عموم ، علی الخصوص به جهان دانش است والا نه بخاطر اطاله کلام است و نه بمنظور بزرگ کردن و درشت نمایی یک کار کوچک و یا به رخ کشیدن کارها و خدمات علمی، دینی،و اجتماعی استاد محترم. بلکه صرفاً برای راهنمایی نسل جوانی است که بخواهند در مسیر دین و علم گامی برداشته و به جایی برسند و عمر خود را در برابر مسائل بی اهمیت تلف نکنند. یعنی وسیله تنبه و در عین حال عبرتی است تا بدانند که اولاً راه ترقی و تعالی و تکامل، چه در عالم دین و چه در عالم علم راه همواری نیست و به سهم خود راهی است پر زحمت و پر  مشقت، اما نتایجی که بدنبال خواهد آورد بسیار مفید و زیاد است . دوماً نسل جید با سرمایه جوانی خویش باطنی زحماتی توام با صبر و حوصله خود را به هدف برسانند و سوم اینکه چنانکه در کتاب « راز طول عمر» نیز اشاره شده است  – هدفهای مقدس و بزرگ را درزندگی انتخاب و عمر خویش را در لابلای اهداف کوچک و بی اهمیت صرف نکنند و چهارم اینکه ماهیت تمدن ریاکار غرب را خوب درک کرده و متمدنین خیانت پیشه را درست شناخته که در کارهای عادی، ظاهراً ملاک عمل و قاضی را وجدان قرار میدهند ولی در کارهای مهم، بی وجدانی را به حد اعلای می رسانند…

با این مقدمه عین ماجرایی که این تئوری طی کرده از زبان خود استاد محترم ادامه می دهیم:

 «… به محض اینکه به دانشگاه « ژوسیوی » پاریس وارد شدم، به دفتر مربوطه مراجعه کردم، خانمی در پشت میز نشسته بود و همینکه اسمم را گفتم چنانکه مثل اینکه از قبل ما را می شناخت، خیلی دقیق و سریع پرونده ایکه برای اینجانب تنظیم شده بود همراه با مدارک و بروشورهای و یادداشتهای راهنما، همه را یکجا پیش رویم گذاشت و در مورد نکات و مطالب لازم تذکراتی داد و بعد برگشتم. دانشگاه « ژوسیوی » پاریس دانشگاهی بسیار بزرگ بود. و این بیست و هفتمین کنگره بین المللی علوم فیزیولوژی بود که بمدت یک هفته یا هشت روز در خود همان دانشگاه در زمینه فیزیولوژی در دوازده رشته برگزار شده بود که هر یک از این رشته ها نیز تخصصهای جداگانه ای بشمار می آمدند مانند قلب، عروق، دستگاه گوارشی، دستگاه ادراری، مغز ، اعصاب، کبد و… که یکی هم رشته مربوط به تنفس و کارهای فیزیولوژی ریه و عملکرد تنفس بود، که مقاله اینجانب هم در این شاخه مطرح می شد در مدت برقراری کنگره در این دانشگاه روزانه ۶۵ آمفی تئاتر برنامه داشت که در هر کدام یک قسمت از این مقالات با حضور عده ای مطرح می شد و بحث و مشاوره و تبادل نظر بعمل می آمد – البته آمفی تئاترهایی که در آنجا وجود داشتندهمچون آمفی تئاترهای ما یا سالن های سخنرانی و کنگره های ما نبود که مثلا در یک سالن دو هزار نفر یکجا جمع بشوند، یک نفر صحبت کند و همه ساکت گوش بدهند و تمام آن مدت وقت تلف شود. یکی از روزها بعد از اتمام کارهایم خواستم از این آمفی تئاترها دیدن کنم. که ذکرش خالی از لطف نیست. تمامی دربهای ورودی آمفی تئاترها از پشت سر حضار و از انتهای سالن باز می شدند تا برای جلسه مزاحمتی ایجاد نشود. در هر آمفی تئاتری ، ده ، پانزده و حداکثر بیست نفر و آنهم همگی از دانشمندان و متخصصین رشته های مربوطه نشسته و همه شان درباره موضوع مربوطه مقالاتی داده بودند و کشفیات و مطالعات و نتیجه تحقیقات خود را عرضه می کردند و دیگران هم وقت می گرفتند و نظر می دادند و یا گاهاً جوابهایی می دادند و آنرا رَد می کردند…

مطابق کتابچه ای که از طرف کنگره منتشر شد چهار هزار و سیصد دانشمند و متخصص و فوق تخصص از سراسر جهان مقاله فرستاده و شرکت داشتند که یک عده از مقالات رَد شده و قابل قبول و مطرح شدن در کنگره نبودند و از آن میان فقط سه هزار و هفتصد مقاله انتخاب و در کتابی حدود دوهزار و پانصد صفحه در دو جلد و آنهم فقط خلاصه مقالات به چاپ رسید که مقاله ما هم جزو این مقالات بشمار می آمد. در جلد دوم این کتاب در صفحه ۱۶۹۲ تحت شماره ۱۶۹۳/۱ خلاصه ای از مقاله اینجانب چاپ شده بود . از روی این خلاصه مقاله هر کسی می توانست بفهمد که هدف مقاله و نتیجه این تحقیقات چیست؟ آیا چیز تازه ای به عالم علم عرضه شده است یا نه؟ که البته چنانچه قابل توجه نمی بود از همان ابتدا این مقاله رَد می شد. خلاصه ای از مقاله را قبلا در فرمی که به اینجانب فرستاده و درخواست کرده بودند که باید مطالب را به اندازه گنجایش کادر مستطیلی شکل که در فرم تنظیم شده و یا حداکثر در صد کلمه می نوشتم – که رسیدگی به مقالات وقت گیر و طولانی نشود – ارسال شده بود اما با این حال متن کامل مقاله را نیز بهمراه خود داشتیم .

بعد از اتمام کنگره و بازگشت به ایران، چون مقاله ما هنوز در مقام تئوری بود و می بایست بصورت عملی دنبال می شد و همانطور که در نامه های « پروفسور لاهیری » و « پروفسور بوئر » یا « پروفسور فورستر » ( FOSTER)  – که پیش از این ارائه شد – مشاهده می شود، علاقمند بودند تا از نتایج بعدی این تحقیقات آنها را نیز مطلع کنیم.

به ایران که آمدم، در دانشگاه تبریز شروع به انجام کارهای عملی شدم که البته مشکلات زیادی داشت چرا که خود این بحث – که در خواب میزان جذب اکسیژن بیشتر است از حالت بیداری – بحث ظریفی بود و همین خاطر هم تاکنون در علم فیزیولوژی این موضوع نه مطرح و بلکه به جهت تازگی و بی سابقه بودن، دقت و حساسیت خاصی در بین علاقمندان ایجاد  شده بود و تمایل داشتند بدانند که نتیجه چیست و چه خواهد شد؟ مشکلات کارهای عملی این تئوری بیشتر از این لحاظ بود که چنانچه می خواستند مقدار اکسیژن موجود در خون را در حالت خواب اندازه گیری کنند( خونگیری با سرنگ) به محض فرو کردن سوزن در پوست بدن شخصی از خواب بیدار می شود. پس در نتیجه هیچ نوع کار عملی در هیچ جای دنیا بر روی این مسئله صورت نگرفته بود و اگر هم برخی کارهای عملی صورت می پذیرفت باز بعلت مشکلات و اشتباهات زیادی که پیش می آمده ناتمام و بالانتیجه می ماند. چرا که شخص خوابیده اگر به خواب حقیقی فرو رود دست رسی به خون و اندازه گیری مقدار اکسیژن آن مشکل یا اینکه عواملی خواب را مختل و شخص به خواب راحتی نمی رفت بطور مثال کسی که میدانست امشب چند ساعتی تحت کنترل یک پزشک قرار خواهد گرفت همین فکر خواب او را مختل و مانع از خواب راحت می شد.

بهر حال تا زمان طرح این موضوع بعلت مشکلات موجود هیچ نوع آزمایش مستقیمی بر روی مسئله مصرف اکسیژن در خواب و مقایسه آن با حالت بیداری صورت نگرفته بود و همانطورکه در اوایل مقاله نیز یادآور شده ایم و در کتاب فیزیولوژی« گایتون » هم به آن اشاره شده است کارهایی که تا کنون درباره اندازه گیری مقدار اکسیژن در حالت خواب یا بیداری صورت گرفته همه از روش غیر مستقیم انجام گرفته و فقط از روی مقدار حرارتی که در محیط در حالت بیداری و خواب پخش می شد و لوله های آبی که از اتاقک های مخصوص آزمایش عبور می کرده و گرم می شد، عمل میکردند که خود این روش هم شیوه درستی نبود.

با مطالعات زیاد روی چگونگی انجام آزمایش و با کمبود وسایل و عدم امکانات لازم بالاخره در تبریز کارهای  عملی را شروع کردیم.

از این بابت یک روش غیر مستقیم در نظر گرفتیم، بدین گونه که اتاقکی را که قرار بود شخص یا اشخاصی در آن بخوابند آماده کنیم و مقدار اکسیژن هوای تنفسی اتاقک را، در حال خواب و در حال بیداری اندازه گیری کنیم . اتاقکی بصورت کاملاً ایزوله، یعنی جدا شده و غیر قابل نفوذ ترتیب می دهیم، طوری که هوای اتاقک با خارج هیچ نوع ارتباطی پیدا نکنند و هر چه راه نفوذ هوای خارج به داخل و یا داخل به خارج بود ببندیم.

اولین آزمایش انجام شده در بیمارستان اما خمینی امروزی بود ( که آنروزها بنام بیمارستان پهلوی معروف بود )  در آنجا در بخش ریه و تنفس جناب آقای « دکتر چَکُشیان » که در خارج هم دوره دیده بودند و فوق تخصص داشتند، علاقه زیادی به شرکت در انجام این آزمایشها و فراهم کردن وسایل کار داشتند که وسایل زیادی هم در حد توان خویش برایمان فراهم ساختند و بالاخره، اولین آزمایشمان بروی سه نفر انجام گرفت به این ترتیب که در بخش ریه، اتاق کوچکی را انتخاب و تمام درزهای در و پنجره و همه جای آنرا بوسیله نوار چسبهای پلاستیکی کاملاً مسدود کردیم.

نظر بر این بود که این سه نفر، شب را تا صبح با در نظر گرفتن ساعات خواب و ثبت ساعات خوابیدن و همچنین هنگام بیداری ، – البته بیداری واقعی و نه میان ساعات خواب که گاهگاهی شخص بیدار می شود و بعد دوباره می خوابد – در اتاق بخوابند و زمانی که از خواب بیدار شدند ، ساعت را نگاه کنند  و مدت زمان خواب خود را ثبت کنند(که مثلا ۷ ساعت خوابیده اند ) و همچنین در داخل اتاقک بالن هایی کار گذاشته بودیم تا از هوای اتاق بوسیله آنها نمونه برداری شود. شرح جزئیات آزمایش در اینجا به درازا می کشد و همینقدر یادآور می شویم که پیش از خواب از هوای آزاد اتاق نمونه برداری می شد تا معلوم شود که چند درصد اکسیژن دارد و بعد از اینکه در اتاق دربسته و کاملاً مسدود می خوابیدند هنگام صبح نیز بعد از بیدار شدن، از هوای اتاق بوسیله نمونه برداری و درش را محکم می بستند که اینها در واقع نمونه برداری بعد از خواب بود. پس از این عمل و بعد از اینکه آن سه نفر در همان بیمارستان صبحانه را صرف و یکی دو ساعت استراحت می کردند دوباره در همان اتاقک و در همان شرایط (  شرایطی که در حال خوابیدن مهیا شده بود )  نیز ۷ ساعت را در حالت بیداری می گذراندند که یا نشسته مطالعه و یا صحبت می کردند. و قرار بر این بود که باز بعد از اتمام آن ۷ ساعت، قبل از اینکه در اتاق باز شود و هوای بیرون و درون با هم مخلوط شوند، بوسیله  پنج، شش بالونی  که برای نمونه برداری گذاشته شده بود، نمونه برداری کنند تا مقدار اکسیژن مصرف شده در ۷ ساعت بیداری اندازه گیری و مقایسه شود که طرح جزئیات در اینج لازم نیست. اما بعلت اینکه وسایل اندازه گیری دقیق و حساس در اختیارمان نداشتیم متاسفانه این آزمایش به آن صورت نتیج نداد بعد از مطالعات دیگری باز هم یک سلسله آزمایش ها را دنبال کردیم. نوبت دوم در دی ماه سال ۱۳۵۶ – تقریباً چار ، پنج ماه بعد از کنگره بین المللی – بود و این دفعه بر روی شش نفر، البته در اتاق دیگری که در یک خانه ترتیب داده شده بود آزمایش انجام گرفت . این بار شرایط از آزمایش قبلی بهتر صورت گرفت ، چرا که اختیار تمامی کارها در دست خودمان بود.

بدین شرح که باز هم اتاق ایزوله ای تهیه کردیم و شش نفری در آن خوابیدند که این بار هم بعلت نقص وسایل فنی، نتیجه ای حاصل نشد و تا اینجا موفق به انجام کاری نشدیم.

در آنزمان در دانشگاه هر کس طرح پژوهشی داشت مطرح و بعد از بررسی جهت اجرای آن بودجه ای در نظر می گرفتند . بعد از اینکه مشکلاتی به این صورت برایمان پیش آمد، تصمیم گرفته شد که این برنامه را بصورت یک طرح پژوهشی دانشگاهی به دانشگاه پیشنهاد دهیم تا وسایل کار و بودجه لازم را فراهم و برای ادامه کار به تهران برویم تا بلکه لوازم مورد احتیاج مرغوب از نظر دقت را در آزمایشگاههای مجهز در آنجا پیدا کنیم.  طرح پیشنهادیمان همانند مقاله پیشین می بایست این بار هم مراحل قانونی خود را طی میکرد و بدان جهت ارجاع دادند تا گروه فیزولوژی دانشگاه نظر دهد.

گروه فیزیولوژی وقتی متوجه شد که این مسئله در سطح جهانی سرو صدایی و مقبولیتی پیدا کرده بر اساس همان عقده ای که از قبل داشت، باز هم  از کار شکنی دست برنداشتند و لازم به تکرار است که بدبختانه مدیر گروه فیزیولوژی آنزمان آقای دکتری بود که در دانشگاه به یک مسلمان حقیقی، شناخته شده بود…! خلاصه در آنجا هم مخالفت کردند. با وجود این مخالفتها از ادامه کار دست نکشیدیم تا اینکه پس از مدتی با یکی از آقایون بنام دکتر « سعید.خ » که در اجرای آزمایشها زحمت بسیاری کشیده بودند شخصا داخل آن اتاقکها – که قبلاً توضیح دادیم – حضور داشتند و همچنین عضو کادر فیزیولوژی دانشکده علوم پزشکی تبریز و از اعضای برجسته انجمن علمی – مذهبی و مسلط به زبان انگلیسی بودند مشورتی در مورد چگونگی انجام آزمایشها در خارج از کشور صورت گرفت . از این رو ایشان با دانشگاه « اکسفورد » ( oxford) انگلستان مکاتبه کردند ولی باز مشکل دیگری مواجه بودیم. البته آقای دکتر « سعید. خ » به عنوان اینکه خواستند در دانشگاه آکسفورد، دوره تخصصی یا فوق تخصص را بگذرانند به آنجا نامه نوشتند، اما افرادی که از کشورهای دیگر از این دانشگاه بورس تخصصی و فوق تخصص می گرفتند بعد از اخذ معلومات خوب و فارغ التحصیل شدن بجای اینکه در آنجا مقیم باشند به کشورهای خودشان باز می گشتند با وضع مقرراتی کشور انگلستان از قبول دانشجویان غیر بومی برای دوره های تخصصی و فوق تخصصی امتناع می ورزید. با وجود چنین مانع بزرگی دیگر راه نفوذ خارجیها برای کسب این سطح تخصص، بسته می شد.

بهر صورت ایشان نامه ای به آنجا نوشته بودند که « می خواهم در آنجا دوره تخصصی ببینم و موضوع تحقیقی خود را « اندازه گیری مقدار مصرف اکسیژن در خواب » در نظر گرفته ام و این موضوع در بیست و هفتمین کنگره بین المللی در مقاله ای توسط دکر اردوبادی ارائه و قبول شده است یک نسخه انگلیسی از مقاله را هم به دانشگاه اکسفورد فرستادند. لازم به یادآوری است که اصل مقاله ارسالی به کنگره به سه زبان فارسی، انگلیسی و فرانسه ترجمه شده بود . در آن نامه نوشتند که : « قصد دارم کارهای عملی این تحقیق را در آنجا انجام دهم » هنگام ارائه این پیشنهاد به دانشگاه اکسفورد – با توجه به اهمیت موضوع – باز هم مدیر گروه همان جناب دکتر مسلمان ما عقده دار شده و شروع به مایوس کردن آقای دکتر سعید.خ  کرده بود چرا که مبادا اگر این کار شکل گیرد آبروی آنها بیشتر خواهد رفت و از این رو به ایشان تلقین می کرد که سالهاست دانشگاه اکسفورد دیگر از کشورهای خارج برای دوره تخصص و فوق تخصص کاری تربیت نمی کند… . ما هم این کار را « تَوَکَلتُ عَلَی ا…» اقدام کرده بودیم که خوشبختانه بعد از اندک مدتی نامه ای بسیار محترمانه با نظر مساعد به ایشان ( آقای دکتر سعید . خ ) از طرف دانشگاه اکسفورد فرستاده شد که در آن رئیس بخش فیزیولوژی تنفسی دانشگاه اکسفورد – پروفسور پِتِرسن ( PETERSEN)  – با استقبال بسیار، نوشته بودند که از طرح شما مبنی بر کارهای عملی این موضوع و انجام آن در اینجا استقبال می کنیم و برای ایشان بورسی نیز در نظر گرفته و به این ترتیب موافقت خودشان را اعلام کردند.

رسیدن این نامه همانند بمب در گروه فیزیولوژی دانشگاه تبریز با آن تنگ نظری ها و کارهای بچه گانه پزشک مسلمان ما! صدا کرد و تعجب همگان را برانگیخت که چطور دانشگاه اکسفورد انگلستان که از هیچ جا  و حتی از امریکا و دیگر جاهای اروپا کادری برای تربیت متخصص و فوق تخصص قبول نمی کند، ایشان را پذیرفته است.

خلاصه در چنین شرایطی ایشان آماده برای رفتن به انگلستان شدند و رفتند. البته این برنامه مدتها بعد و پس از پنج ، شش سال که ما در اطراف این مسئله مطالعه کرده و وامانده بودیم که چطور و از چه راهی وسایل کار را فراهم کنیم، انجام گرفت. قبل از ما کسی به فکر این نیفتاده بود که بطور غیر مستقیم با اندازه گیری میزان اکسیژن تنفسی اتاقکهای مسدود، در حالت خواب و بیداری، بفهمد که در موقع خواب بیشتر اکسیژن مصرف می شود یا در موقع بیداری. و این ابتکار ما پیش از این سابقه ای نداشت چرا که اگر از کشورهای دیگر نحوه این آزمایش را دانسته بودند با استفاده از همه امکانات و فراهم کردن وسایل قادر به انجام آن می شدند. اما این ماجرا بی سابقه بود و نوآوری بسیار مهمی حتی در بر هم زدن تئوری های پیشین فیزیولوژی بحساب می آمد و چون از طرفی آنها واقف به این مسئله نبودند و از طرف دیگر ما نیز آن امکانات لازم را نداشتیم بالاخره به این فکر افتادیم که بلکه از دانشگاه های خارج در این زمینه بتوان استفاد نمود.

با رسیدن نامه پروفسور پترسن، امیدی پیدا شد که ایشان به آنجا بروند و کارهای عملی را بعنوان موضوع تحقیقی خود، تنظیم کنند و ادامه و نتایج آنرا به ما و به دانشگاه اکسفورد، گزارش بدهند و در نتیجه تقریباً در نیمه دوم از سال ۱۳۶۴ شمسی و حدود ۹ سال بعد از تاریخ برگزاری کنگره – که تا آن موقع نه تنها از کارها دست نکشیدیم بلکه در جستجو چاره ای برای عملی کردن این تحقیق بودیم. حالا یا ثابت شود که اشتباه کرده ایم و یا ثابت شود که واقعیت است – آقای دکتر سعید .خ از تبریز به طرف دانشگاه آکسفورد حرکت کردند و در آنجا نزد آقای دکتر « پترسن»  خودشان را معرفی کردند.

در این مدت انتظار داشتیم که ایشان نتایج آزمایشهایی را که شروع کرده اند – که البته مدتی وقت برای انجام آن لازم بود – برای ما بفرستند تا دریابیم که این آزمایشها به نتیجه رسیده یا خیر؟

بعد از مدتی ( چند ماه بعد ) نامه ای از طرف آقای دکتر سعید .خ در تاریخ ۲۱/۱۱/۱۳۶۴ به دستمان رسید و در آن برخلاف نامه های قبلی که از استقبال خوبی که از ایشان توسط استاد انجام گرفته بود – « تا رسیدم پروفسور خیلی استقبال کردند و با احترام زیاد مرا اتاق به اتاق جهت معرفی نزد همکارانشان بردند و …» – نوشته بودند، این بار نامه یاس آور بود که عین نامه را – چون همه مکاتبات را همیشه اینجانب نگه می داشتم – نقل می کنیم :

« در مورد موضوع تصحیح ضریب تنفسی بطور خلاصه گزارشی را تقدیم می کنم بدین شرح: بعد از جابجا شدن به دانشگاه آکسفورد با دکتر پترسن که قبلاً با او در ارتباط بودیم آشنا شدم، برخورد وی بسیار خوب بود و ساعتی با من در قسمتهای مختلف آزمایشگاه فیزیولوژی می گشت و با همکاران دیگرش آشنا نمود ولی علی رغم انتظارات قبلی چیزی در مورد آزمایش پیشنهادی از طرف اینجانب که همان نظریه جناب عالی بود مطرح نکرد و فقط تاکید کرد که سعی می کنند در مدت آموزش زبان، بطور نیمه وقت به آزمایشگاه مراجعه و با وسایل آنجا آشنا بشوم …

بعد از ملاقات دوم وقتی دیدم که باز به آن اشاره نکردند و حتی مطرح ننمودند که من در یکی از تحقیقات در جریان آزمایشگاه همکاری خواهم کرد بعداً تصمیم گرفتم خود راساً موضوع را با وی در میان بگذارم و اگر آمادگی نشان ندادند امکاناً از ادامه تحصیل در آزمایشگاه ایشان منصرف و دنبال دانشگاهی دیگر باشم که بتوان موضوع را در آنجا تحقیق کرد برای اینکه طرح موضوع همراه با مدارک کافی باشد یک نسخه از متن مقاله پیشنهادی جناب عالی را به کنگره بین المللی فیزیولوژی پاریس با حذف قسمت آخر آن که به شواهد اسلامی پرداخته شده ( برای جلوگیری از مخالفت احتمالی در ابتدای امر اگر خود وی یا از همکارانش روحیه ضد اسلامی داشته باشند ) تکثیر و نیز مطلبی در چند صفحه در مورد آزمایشاتی که زمستان گذشته انجام داده بودیم و علت عدم رسیدن به نتیجه قطعی نوشتم بعد پیش دکتر « پترسن » رفته و ضمن طرح موضوع مدارک مذبور را همراه با متن فشرده مقاله جناب عالی در « پروسدنیگ کنگره بین المللی » مذبور ارائه نمودم – یعنی در آن کتای که قبلاً عرض شد در ۲۵۰۰ صفحه که همه خلاصه مقالات آمده است ایشان هم خود مقاله را برای ایشان آوردند هم آن خلاصه ای که در آنجا چاپ شده است یعنی رسما کنگره تائید و قبول کرده که موضوع قابل تحقیق است ) او گفت که بخاطر می آورم که چنین مطلبی قبلاً در برنامه بوده ولی امکانات کافی برای انجام آنرا در آزمایشگاه خود ندارم و بعد در مورد امکان پیاده کردن ساده تری صحبت هایی رد و بدل گردید بعد وقتی داشت مقاله جناب عالی را مرور میکرد، محسوس بود که نظرش به شدت جلب شده ولی چونکه احتمال انجام آزمایش تحقیق میزان جذب اکسیژن در خواب توسط دیگران می رفت قرار شد که تا این مطلب بررسی شود. روزی دیگر به من اطلاع داده که قبلاً دو سه فقره آزمایش توسط افراد مختلف روی این مطلب بررسی و دو عدد از آنها را که یافته بود به من داد و قرار است برای یافتن مقاله ای دیگر به کتابخانه ای که دارد راساً مراجعه نماید علی رغم اینکه ظاهرا مسئله حل شده به نظر می آمد بعد از مطالعه دو مقاله مذبور به نتایجی به نفع نظریه حضرت عالی رسیدم که به خدمتان گزارش و مقاله سوم که در مورد بررسی موضوع روی بچه هاست بعد از یافتن و مورور در صورت لزوم گزارش خواهد شد.

در دو مقاله مزبور که مطالعه شده یکی فقط مصرف اکسیژن را در مراحل مختلف خواب بررسی کرده و با حال بیداری مقایسه نکرده است که مطلب قابل عرضی فعلاٌ ندارد ولی مقاله دیگر که تحقیق مفصلی را شامل است حاوی نکات مهمی است و مصرف اکسیژن یعنی تولید O2+ را در شرایط خواب و بیداری و نیز مراحی مختلفی از خواب را بررسی کرده است این مقاله که بالغ بر صد و ده ۱۱۰ صفحه شده و در کتاب فیزیولوژی اسکاندیناویا جلد۵۹ مورخ ۱۹۶۳ چاپ گردیده شرح تحقیقی است وسیع تحت عنوان تنفس و درجه بیداری در انسان که در همان سال انتشار کتاب در دانشگاه « لاند» به شهر استوکهلم انجام شده بود و به عنوان های مختلف تنفس و نولو فیزیولوژی به بیمارستان « مالو » و تعدادی بخش ها و موسسات دیگر در آن همکاری داشتند آقای دکتر در باقی نامه کیفیت آزمایش اینها را نقل کردند که بحثش طولانی است اما در نتیجه به همان مشکلاتی که ما درباره خواب تحت آزمایش یعنی بی ثباتی خواب در تحت آزمایش یا بی اعتباری خواب در تحت کنترل را بیان کردیم به همان نتیجه رسیده اند در آخر نوشتند که گرچه آزمایش کنندگان ادعا داشتند که برای خواب افراد تحت آزمایش در محیط آرام و تاریک آزمایش کردند ولی الزام تنفس از راه دهان و مسدود بودن بینی و نز وسایل مزاحم قطعاً بر کیفیت خواب افراد اثر منفی داشته است و حتی تصدیق نموده اند گروهی از آزمایش شوندگان صورت بی ثبات داشته است و نیز غلظت بیشتر اکسیژن احتمالاً با تغییر شرایط طبیعی اثر منفی می توانست در آزمایش ها داشته باشد البته مراحل مختلف خواب و بیداری را با توجه به امواج خاصی که در « الکتر آنسفالوگرام » از فعالیت مغز ثبت می شود به راحل مختلف تقسیم کرده اند.

در آخر این گزارشات نوشته اند که در آزمایشها مشاهده می شده که جذب فراوان اکسیژن حتی بیشتر از حال بیداری حتی نزدیک به آن در مراحل دوم و سوم توام با افت شدید تولید گاز کربنیک بسیار جالب و درست در جهت نظریه جناب عالی مبتنی بر مصرف قسمت مهمی از اکسیژن در حال خواب برای مقاصد غیر انرژی زا و کارهای ترمیمی و ساختمانی بدن و نیز دفع سموم است که تولید کننده گازکربنیک نیستند» … یعنی به همان نتیجه ای رسیده اند که ما تئوری آن را داده بودیم، اما در عمل که روی ۱۴ نفر آزمایش انجام شده بود. باز هم به علت اینکه در موقع خواب بینی خواب روندگان را برای کنترل صحیح جریان اکسیژن در تنفس، با گیره هایی می بندند و قرار بر این می شود که اینها در حال خواب از دهان تنفس کنند. همانطور که خود آقای هم در نامه نوشته اند، این وسایل اضافی که خودشان ناراحت کننده است و خواب را مختل میکند اثراتی دارد که آنها به این وسیله اعتنا نکرده اند.

در هر حال در چنین شرایطی این آزمایش ها صورت گرفته که چرا پروفسور پترسون به بهانه اینکه این آزمایش قبلاً در جاهای دیگر – ( در حالی که نتیجه هم نرسیده اند ) انجام گرفته ادامه کارهای تحقیقی این مقاله را نپذیرفته است؟ …

اما در اینجا نتایجی بدست مان آمده که خیلی قابل توجه می باشند: اولاَ اینکه بر خلاف سنت انگلستان که از کشورهای خارج هیچ کس را برای گذراندن دوره تخصص و فوق تخصصی قبول نمی کردند به علت جالب بودن این مقاله و برای اینکه می خواستیم روی این مقاله کار کنیم یک نفر از دانشگاه تبریز به آسان ترین وجهی با دریافت بورسی از آن دانشگاه در آنجا دوره تخصص را به اتمام می رسانند و بعد از سه الی چهار سال با اخذ درجه PHT ، به کشورمان بر میگردند و هم اکنون در دانشگاه تبریز در گروه فیزیولوژی استاد هستند.

یعنی اگر سایر فواید این مقاله و شرکت در کنگره بین المللی را در نظر نگیریم حداقل برای دانشگاه تبریز و جامعه ایران علمی گام بزرگی محسوب می شود ثانیاً مسئله دیگر این که هر چند آقای دکتر در نامه نوشته اند که من برای اینکه در آخر مقاله برتری فرهنگ اسلام مطرح شده است آنرا سانسور کرده ام – ( چنانکه ما در آخر آن مقاله بعد از آنکه مفصلاً توضیح دادیم که در خواب اکسیژن بیش از حالت بیداری مصرف می شود یادآور شده ایم که در فرهنگ اسلامی این اصل منظور نظر شده و در هیچ فرهنگ دیگری منظور نشده است ) اما در اینجا محل شبهه ای هست و آن اینکه گر چه آقای دکتر این مسئله را از آخر مقاله حذف کرده اند تا ایشان از بعد مسائل مذهبی حساسیت از خود نشان ندهند. اما فراموش کرده اند که این مقاله خود وقتی در سطح جهانی عرضه شده و در همان کنگره عین مقالات بصورت کامل با تیراژ بالائی منتشر شده است ( و ما در همان جریان که پوستری را که از این مقاله در یکی از سالنها نصب کرده بودند متن مقاله را هم آنجا گذاشته بودیم، میدیدیم کسانی که آن پوستر را می خواندند و می فهمیدند فوراً یک نسخه از خود مقاله که بزبان انگلیسی و فرانسه موجود بود برمی داشتند و با خودشان می بردند. مخصوصاً از مقاله هایی که بزبان انگلیسی بود بطوری که در آخر از آنها هم چیزی باقی نماند ) یعنی وقتی این مقاله در سطح جهانی منتشر می شود دیگر قابل اطمینان نیست که پروفسور پترسن از آن اطلاعی نداشته باشند بعلاوه متاسفانه مراکز علمی جهان غرب بشدت تحت کنترل مقامات سیاسی می باشند وبه سهم اعظم چنانکه معروف است نفوذ جهانی صهیونیزم بر همه این مراکز نظارت دارد…

در اینجا سه نظریه بوجود می آید چرا که اولاً در آن آزمایش ها که بر روی ۱۴ نفر صورت گرفته بود معلوم شد که خود آنها هم با وجود همه تجهیزات به نتیجه ای نرسیده اند، یعنی ما آزمایش فقط وسایل دقیق برای اندازه گیری اکسیژن موجود باقی مانده در هوا را نداشتیم ولی در آنجا این وسایل عادی بود ما خودمان می خواستیم از این راه عمل کنیم که در اینجا بسیار مشکل بود و چنانچه به آن روشی که ما اتخاذ کرده بودیم در دانشگاه اکسفورد اهمیت می دادند و آقای دکتر سعید . خ را برای انجام آن قبول میکردند. احتمال داشت که این موضوع بنام کشور ما در فیزیولوژی تحولی ایجاد کند چرا که حتی یکی از روءسای دانشگاهها چنان به این مقاله اهمیت داده بود و اظهار کرده بود که اگر این مقاله در کاهای عملی موفق بشود از جمله آن کارهای عملی خواهد بود که می تواند برنده جایزه نوبل شود. وقتی که همه این را به این صورت درک می کنند بعید است که در کشورهای خارج این را درک نکنند و اما بعید بنظر می رسد که راضی شوند چنین کاری را در دنیا بنام ایران منتشر کنند. زیرا کشورهای خارج، مخصوصاً امریکا و اروپا، رقابتهای علمی شدیدی دارند و گاهی شب تا صبح نیز دنبال آزمایشها را میگیرند تا بلکه در موضوع تحقیقی که هم در امریکا دنبال می شود و هم در اروپا هر کدام زودتر از دیگری نتیجه را ارائه بدهد و از طرف دیگر نیز « دزدی علمی » در غرب رواج زیادی دارد و خیلی ها هستند که طرح های تحقیقاتی دیگران را می دزدند بنام خودشان در دیگر جاهای دنیا به ثبت می رسانند. در جریان متوقف ماندن کارهای تحقیقاتی که به اصطلاح آخرین تیری بود که ما به هدف نشانه رفتیم لیکن موانع بیشتر شده باید در این باره توجه کرد که چرا پروفسور پترسن انجام این آزمایش را قبول نکرد و مخالفت ورزید در حالی که بخاطر همین آزمایش، یک نفر خارجی را ، در بیرون از مدار قوانین داخلی شان پذیرفته و به ایشان بورسیه داده اند یعنی هم از آنجا حقوق میگرفتند و هم کار میکردند و نتیجه تحقیقات را به خود دانشگاه ارائه می دادند در اینجا سه نظریه مطرح است:

یکی عبارت است از اینکه شاید از روی بخلی که غربی ها نسبت به شرقی ها مخصوصاً به ایران دارند باشد. زیرا در سال ۶۴ که این برنامه به دانشگاه اکسفورد منتقل شد تازه چند سال از وقوع انقلاب اسلامی ایران می گذشت و همه غربی عا بر علیه این انقلاب مجهز بودند. منتها ممکن است که در اوایل پروفسور پترسن درک نکرده بود که با چه جریان مهمی سر و کار دارد و احتمال دارد که اینها بخاطر همان رقابتهای علمی ، نخواسته باشند که نام ایران به میان آید و در جاهای دیگر هم قرینه این مطلب بسیار است.

نظریه دوم این که شاید بخاطر بخلی که دادند می خواستند این کار را از مدار خارج و به نام خودشان و دانشگاه اکسفورد در دنیا معرفی کنند.

و نظریه سوم این که احتمال دارد از همان اوایل که این مقاله منتشر شده بود و مسلماً این نوع مقالات و موضوعات در کتابخانه های دانشگاههای معروف دنیا جمع آوری و طبقه بندی می شود. نسخه ای از آن در کتابخانه دانشگاه اکسفورد نیز وجود داشته تا پروفسور پترسن بعداً بدان مراجعه و کاملاً آنرا مطالعه کرده است و از محتویات آن با خبر گشته و به اهمیت آن پی برده بود.

و بالاترین خطری که از نشر این مقاله چنانچه در کارهای عملی به نتیجه می رسید وجود داشت این که نام فرهنگ اسلامی در راستای آن در دنیا زنده می شد. پس ممکن است که یکی از این سه نظریه درست بوده و یا اینکه هر سه درست باشند و هر سه دست به دست همداده و موجب شده اند تا پروفسور پترسن ، انجام این آزمایش را در آنجا لغو کرده باشد.

در هر حال غرض از نقل این ماجرا این که نسل جوان هوشیار بوده و بدانند که اولاً در داخل کشور و میان این برادران بظاهر مسلمان چهمیزان نقایص روحی و اخلاقی وجود دارد که در عالم علم هم نمی توانند خود را با واقعیت تطبیق دهند ثانیاً با روحی مدم کشورهای غربی خوب آشنا شوند و بفهمند که با آن فرهنگ و تمدن و علوم و فنون و تکنولوژی ، هنوز هم آن مراحل اولیه انسانیت را ترک نکرده اند و روحیه عناد دارند.

در هر حال برنامه این چنین بود و روزی این مسئله رو خواهد شد و بهر صورت خارج از اینکه مقاله ما در عمل و بطور عملی به نتیجه برسد یا نرسد، بزرگترین مشکلی که برای غربی ها و جناب مدیر گروه فیزیولوژی دانشگاه تبریز در اینجا وجود دارد این است که ما با شش دلیل نقائص آزمایشهای قبلی فیزیولوژی قدیم و جدید را مطرح و همه یکجا رد کرده ایم و به معتبرترین کتاب فیزیولوژی کتاب « گایتون » باشد ایرادی گرفته ایم که قادر به جواب دادنش نیستند و دوم اینکه در مقابل این دلیل بیست و پنج دلیل دیگر نیز ارائه کرده ایم که هر یک یک آنها به تنهائی می تواند دلیلی باشد بر اینکه در موقع خواب جذب اکسیژن بیشتر از موقع بیداری است… و اما متاسفانه لجاجت و عناد به حدی رسید که دیگر نمی شود با آن مقابله کرد.

شرح حال

شرح حال استاد

دکتر اردوبادی در سال ۱۳۰۲ شمسی در یک خانواده فرهنگی-مذهبی در تبریزمتولد و پس از طی دوره‌های تحصیلات ابتدائی و دبیرستان در سال ۱۳۲۸ شمسی در یکی از رشته‌های علوم پزشکی (علوم داروئی) از دانشگاه تهران فارغ التحصیل و در سال ۱۳۳۷ شمسی دوره تخصصی در رشته «سم‌شناسی» را زیر نظر پروفسور «ولوارلو» -استاد بلژیکی- گذراند.

ایشان فعالیت‌های علمی-فرهنگی و تدریس رشته سم شناسی در دانشگاه تبریز را از سال ۱۳۳۰ شمسی آغاز کرد و از آنجا که ابتدا ذوق و علاقه خاصی به مطالعه و حصول علم و آگاهی در تمام زمینه‌های مختلف مسائل حیاتی داشت، از اواخر دوران تحصیلات دبیرستان مطالعات وسیعی در همه موضوعات و مسائل و علوم مختلف مورد علاقه خود را شروع و به خوشه چینی از هر مقامی و در هر زمینه‌ای پرداخت و گر چه بیشتر از همه علوم مختلف، علوم پزشکی و علوم انسانی و علوم دینی مورد نظر و علاقه بود ولی معذالک از مطالعات گسترده جنبی در سایر مسائل زندگی-مخصوصاً در جهت شناخت و حل ابتلائات و مشکلات و انحرافات زمان- غافل نماندو در مدتی بیش از شصت سال به بررسی‌های طولانی ادامه داد و بخاطر همین گستردگی و وسعت مطالعات و تحقیقات در زمینه‌های علوم و مسائل مختلف بوده برخلاف اکثریت مؤلفان و نویسندگان که شعاع عمل‌شان از حوزه رشته تخصصّی –حداکثر در رشته‌های وابسته بدان- تجاوز نمی‌کند، برعکس نه تنها نه آثار و تالیفات و نه سلسله مقالات و سخنرانی‌هایشان در محدوده رشته تخصصی خود یا رشته‌های وابسته بدان محدود نشد بلکه با نو‌آوریهای بسیار ارزشمند و مهمی که به عالم فرهنگ معاصر بشر به ارمغان آورده‌اند در مواردی در حل برخی مسائل علمی و عملی بسیاری از اندیشمندان و دانشمندان گذشته و معاصر و مانده یا به انحراف کشانده شده و یا به آثار و نتایجی ناقص و نارسا دست یافته بودند –به استناد و توضیحات مستند بسوطی در بخش ها می‌آیند و عین برنامه‌های متوالی بوضعی خواهد رسید- به یک سلسله حقائق متقن و نتایج روشن مسلمی دسترسی حاصل کردند که مورد تائید و استقبال محافل علمی بین‌المللی نیز واقع گردید که مواردی را به موقع در بخش «اظهار نظر» به عرض می‌رساند بعنوان مثال آنگاه که هنوز نه ملت ایران و نه در سطح جهانی احساس خطر اعتیاد به مواد مخدر نمی‌شد و هنوز مسئله مورد ابتلا مهّم زمان شناخته نشده بود مشارالیه در بیش از ۱۷ جلد تألیف در علم پزشکی خود نزدیک شدن این خطر را از ابعاد مختلف مورد بحث و بررسی قرار داد مشروطاً و بطور مستند به آمارهای روشن ضرورت توجه به موضوع را اعلام داشت که از سال ۱۳۴۶ شمسی ابتلا در اولین تالیف منتشره شده‌شان تحت عنوان «اصالت در هنر» علل اعتیاد هنرمندان به مواد مخدر را مورد بررسی و سپس در سالهای بعد در تألیفات دیگری موضوع مواد مخدر و مکیّف و علل اعتیاد را در ابعاد مختلف مطرح و بررسی نمودند در تالیفاتی از قبیل: بررسی فرآورده ‌های الکل در سال ۱۳۵۱ شمسی – گسترش جهانی اعتیاد به مواد مخدر ۱۳۵۲- اعتیاد بلای قرن بیستم ۱۳۵۳- جوانان و مواد مخدر  ۱۳۵۳- سیگار و تندرستی ۱۳۵۸- مواد مخدر، سلاح جهانخواران ۱۳۶۵- و سایر تالیفات که در فهرست عمومی ارائه خواهند شد.

در سال ۱۳۵۵ شمسی با ارائه مقاله علمی تحقیقی مفصلی به بیست و پنجمین گنگره بین المللی پزشکی رامسر تحت عنوان «طرحی جامع در علل گرایش به استعمال مواد مخدر» که بعنوان مقاله ممتاز کنگره انتخاب شد و نظر به اهمیت موضوع از لحاظ علوم پزشکی بود که این طرح جامع مورد استقبال «سازمان بهداشت جهانی» واقع و بعنوان ماخذی در ردیف منابع علمی (رفرنس) سازمان مورد استقبال و استفاده قرار گرفت و به علت جامع بودنش نسبت به تمام طرح، در سطح بین المللی، از طرف آن سازمان خواستار ارسال سایر آثار تحقیقی و ادامه همکاری با سازمان بهداشت جهانی شدند که در بخش جداگان‌ه «اظار نظر» متن درخواست سازمان بهداشت جهانی خواهد آمد (متن نامه قبلاً در کتاب اعتیاد سلاح جهانخواران» یکی دیگر از تالیفاتشان در سال ۱۳۶۵ چاپ و منتشر گردیده است.

آنچه درباره اعتیاد ذکر شد نمونه‌ای بود از سبک و روش تحقیقات و برسی‌های مشارالیه در زمینه مهم مسائل مورد ابتلاء عصر حاضر در جهت بالا بردن همه جانبه سطح فکر و فرهنگ و آگاهی دادن جوامع که در تمام موارد با استفاده از هر سه منابع علمی و دینی و فرهنگی مطالعات و بررسی‌هایشان بدین ترتیب ادامه داشته است و دارد.

شایان ذکر است که از ابتدا وجود زمینه فرهنگی و دینی در خانوداه‌شان به موازات روح تحقیق و تجسس علمی سبب ایجاد میل و کشش و علاقه‌ای نسبت به درک ارزش علمی تعالیم دینی نیز کشته و مقدمه‌ای شد برای سر آغاز بررسی‌های عمیق تر و طولانی‌تری در همان سال آخر تحصیلات دبیرستانی، مطالعات دینی جداگانه خود را –خارج از استیلای تعصبات رایج دینی زمان خود- در سال ۱۳۲۱ شمسی اول بار از محضر درس مرحوم آیت ا.. میرزا کاظم شبستری آغاز و پس از طی مراحلی به علت ارضاء نشدن به معلومات سطحی دینی آنروز و مخصوصا درک نقائص تبلیغات و تعلیمات دینی در نسل جوان و مشاهده نارسائی‌های بسیاری در معرفی ارزش های والای فرهنگ اسلامی ( آنهم در خارج از احتیاجات و مقتضیات زمان) تکان فکری سختی به دنیا آورد خود مقدمه یک سلسله مطالعات و برسی‌های اصولی علمی در زمینه فرهنگ اسلامی را فراهم پس از تحمل رنج‌ها و سختی‌ها و مخالفت های مداوم دشمنان اسلام موفق شدند نتیجه مطالعات و تحقیقات خود در زمینه فرهنگ اسلام را همزمان با ادامه مطالعات علمی در علوم کلاسیک – بصورت یک سلسله سخنرانی‌ها و سلسله مقالات و آثار و تالیفات ارزشمندی در هر زمینه علوم پزشکی و علوم انسانی و علوم دینی ارائه و در اختیا افکار عمومی قرار دهند و برتریهای «فرهنگ دینی» را نسبت به «فرهنگ مدنی» به زبان علم روز به تصویر کشیده و نارسائیهای فرهنگ و تمدن ساخته عقلی و علم و فهم ناقص بشری را به زبان علم روز بیان دارند و از همین جا با مشکلات مبارزات سخت دشمنان اسلام و مکاتب ایجادی روبرو شدند که تهاجم فرهنگی سیاست های استعماری زمینه هر نوع جوّ سازی و شایع پراکنی و انواع افتراها و تهمت ها را فراهم و مدتی بالغ بر بیست و پنج سال با تمام وجود در میدان مبارزات فرهنگی – سیاسی جدی و خطرناک، با همان خط مشی تحقیقی و تالیفی و انبوه سخنرانیها و مقالات، خدمات علمی و دینی را ادامه دادند و بخاطر همین نیز آماج حملات دشمنان اسلام- مخصوصاً استبار جهانی در داخل و خارج از کشور- گشتند که به یک سلسله مبارزات جدّی تا آستانه چند ترور ناموفق تبدیل شد.

 بطور کلی دایره فعالیت‌های علمی – دینی دکتر اردوبادی به علت شدت علاقه و سابقه مطالعات طولانی در بسیاری از زمینه‌های علمی، دینی، تربیتی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی حتی هنری- به استناد و آثار و تالیفات منتشر شده چهل چند جلدی‌شان در همه زمینه‌ها- ( که در بخشهای آینده مشروحاً عرضه می‌شوند)سبب گردیده است علاوه بر اشتغال به تالیفات و مقالات و سخنرانی‌ها متناسب با نیاز روز جامعه –مخصوصاً برای نسل جوان- در آن واحد فعالیت‌های کاملاً مختلف و متنوع و متفاوت از هم را در جهت رسیدن به اهداف اصلی اولیه خود (که در مقدمه معرفی هدف این سایت نامبرده شد یعنی «بازگشت بزندگی») آغاز و همزمان دنبال کرده و وقت و نیروی در جهت کسب معلومات و اطلاعات هر چه بیشتر و یا تالیفات و خدمات و سخنرانیها بکار نگرفته عملاً چنانکه فوقاً اشاره شد در جهت تعلیم و تربیت و ارشاد و هدایت نسل جوان توانسته اند گام‌های موثری بردارند که در مواردی اثات مثبت و مفیدش فراتر از مرز ها رود . گرچه در بخش‌های آینده به شرح و معرفی انواع این نوع خدمات علمی-دینی –فرهنگی تربیتی و اجتماعی خواهیم پرداخت، اما در اینجا یادآور می‌شویم در آن شرایط سخت و بحران‌های سیاسی دورانی خفقان طاغوت تأسیس «انجمن علمی-مذهبی دانشگاه تبریز» در سال ۱۳۴۶ شمسی یکی از گامهای بسیار مهم و بزرگ بیسابقه‌ای هم در سطح کشور و هم در سطح جهان اسلام بود که در جهت تشریح و بیان ارزشهای علمی تعالیم اسلامی به زبان علم روز و مورد نیاز عصر حاضر تحقق یافت و این انجمن مقدماتش از پنچ سال قبل بطور مخفیانه از   ساواک و طی برنامه‌های تربیتی خصوصی روی عده‌های خاص و در منزل شخصی‌شان فراهم شده بوده  یک قدم بسیار مهم با شعاع عمل بسیار وسیع و بیسابقه‌ای (نه در سطح کشور که در جهان اسلام) به شمار می‌رفت که بخاطر وسعت دایره عملکرد و مثبت و آثار مهم تربیتی و هدایتی و سازندگش در دانشجویان و مخصوصاً در معرفی ارزشهای علمی تعالیم اسلام به زبان علمی و دانشجو پسند، در اولین مراحل با مخالفت ‌ها و مبارزات شدید تمام گروه‌ها و گروهک‌های آلت غعل و استعمار و دشمنان اسلام (و رد رأس آنها ساواک و سیا) مواجه شد متاسفانه مخالفین فریبخورده مسلمان هم در نیان آنها کم نیودند چراکه دشمنان اسلام عموماً و استکبا جهانی با تمام دقّت و درایت مراقب آن بودند حتی الامکان ارزشهای علمی تعالیم اسلامی به فرهنگ معاصر معرفی نشده و به جهان غرب سرایت نکند که ریشه اصلی مبارزات در سطح جهانی با اسلام هم بیش از همه در همین راز نهفته است و در مجموع  بخش مهم و مستقلی در زندگینامه استاد را تشکیل می‌دهد در بخش مربوطه تحت عنوان «برخوردهای سیاسی و آثار و نتایج آن» مورد بررسی قرار خواهد گرفت.برنامه‌های «انجمن علمی-مذهبی دانشگاه تبریز» در دو سطح متفاوت عمومی و اختصاصی قریب بیست و پنج سال ادامه یافت که برنامه‌های عمومی انجمن الان سخنرانی‌های دانشمندان و اساتید و علمای دینی در سطح دانشگاه و برای عموم دانشجویان و سایر علاقمندان در سطح شهر آزاد بود و در تالار دانشکده کشاورزی یا تالار وحدت دانشگاه برگزار می‌شد که لاوه بر معرفی ارزش‌های فرهنگ اسلامی به زبان علم روز نقش موثری در بالا بردن سطح فکر و فرهنگ و معلومات و اطلاعات عمومی جامعه نیز بر عهده داشت ولی برنامه‌های اختصاصی که جنبه تعلیم و تربیت و ارشادی و هدایتی و سازندگی خاصی در روی افراد و مستعّد برگزیده‌ای دنبال کی‌کرد اختصاص می‌یلفت برای پروش استعدادهای عالیتر معدودی از دانشجویانی از نظر معلومات علمی و دینی ومعتقدات مذهبی و واقع بینی و حقیقت جوئی برتری‌هائی داشته و محتاج راهنمائی و تربیت اختصاصی بودند و همین دانشجویان و تربیت شدگان انجمن بودند که پس از اتمام تحصیلات و قبول مسئولیت‌های در مشاغل سطوح بالا، چه قبل و چه بعد از انقلاب در نهادهای مختلف مشغول و منشاء اثر خدمات مهم گردیدند و با ابزار صداقت و لیاقت و تعهّد و تخصصی در سطوح بالا عموماً در مقامات بالای حکومتی وظائف سنگینی را تقبل و صادقانه نیز از عهده بر آمدند (بخش مربوط به تعدادی از شاگردان و تربیت شدگان موثر در سرنوشت جامعه اشاره خواهد شد)

شرکت در سمینارها و گنگره‌های داخلی و خارجی بین المللی با ارائه مقالات و ایراد سخنرانیها بخش دیگری از فعالیت‌ها و خدمات علمی-دینی- فرهنگی و اجتماعی استاد را تشکیل می‌دهد در بخش مربوط مورد بررسی قرار خواهد گرفت و همچنین است فعالیت‌های علمی و دینی و فرهنگی اختصاصی شان در جریان همکاریها و ارتباطات نزدیک با مقامات و محافل و تشخیص‌های مختلف علمی-دینی-فرهنگی کشور و بین المللی که به استناد نامه‌ها و مکاتبات رسمی و خصوصی موجود مشروحا در بخش «اظهار نظرها» در این زندگی نامه سالیان دراز ادامه یافت.لازم بیادآوری است که کلیه خدمات و فعالیتهای همه جانبه ایشان همزمان با تدریس در دانشگاه بمدت سی سال صورت گرفته که یک سلسله خدمات مفید و مثبت در جنب خدمات دانشگاهی بوده و برای خود موضوع بحث جداگانه ای است که در اینجا مجال بحث آن وجود ندارد ولی همه تالیفات و مقالات و سخنرانیهاشان براساس دو محور مهم علمی – دینی متکی هستند که اولی از علوم جدید کلاسیک و دومی از فرهنگ غنی اسلام مایه گرفته است.

بطور کلی شرح حال و تلاش ها و فعالیت و خدمات علمی – دینی – فرهنگی – اجتماعی ۵۰-۶۰ ساله دکتر صبور اردوبادی را می‌توان در بحث بخش مختلف نامبرده بشرح زیر خلاصه کرد.

بخش اول: آثار و تالیفات منتشر شده در زمینه مشکلات و مسائل مورد ابتلاء عموم

بخش دوم: ارتباطات و همکاری با مراکز علمی-دینی-فرهنگی و شخصیت‌ها گنکره‌ها-کنفرانس‌ها-سمینارها-مکاتبات).

بخش چهارم: نوآوریهای علمی در فرهنگ معاصر

بخش پنجم: تاسیس و اداره مرکز تحقیقات علمی – دینی در دانشگاه (انجمن علمی- مذهبی دانشگاه تبریز)

بخش ششم: خدمات پزشگی ( تاسیس «هیئت پزشگی امداد تبریز» درمان رایگان مستمندان )

بخش هفتم: اظهار نظرها( مقالات- مراکز علمی – شخصیتها)

بخش هشتم: شاگردان و تربیت یافتگان در انجمن( و جلسات خصوصی)

آثار منتشر شده

آثار و تالیفات منتشر شده:

آثار و تالیفات منتشر شده و منتشر نشده تقسیم می‌شوند که گروه دوم مستقلاً موضوع بحث بخش دوم این گفتار را تشکیل می‌دهد (آثار منتشر شده نیز خود به سه نوع یعنی چاپی-کامپیوتری-مفلات انتشار یافته‌اند. نوع اول شامل همان تالیفات و کتابهائی می‌گردد که توسط ناشران چاپ و منتشر گردیده (با تجدید چاپهای مکرر) و در دسترس عموم قرار گرفته و معروف خاص و عام است که فهرست کامل آنها به موقع ارائه می‌شود ولی نوع دوم (کامپیوتری) با تیراژ محدود و مخصوص اعضای انجمن و دانشجویان و تربیت شدگان در برنامه‌های اختصاصی است که بالغ بر یکصد و ده مجلّد در موضوعات مورد نیاز جامعه است.

لازم به یاد آوری است که موضوعات مورد تحقیق و تالیف همه‌شان بر اساس احساس نیاز جامعه و در جهت حل مشکلات زندگی امروزی انسانها انتخاب و رد موضوعات مهم و مسائل مورد ابتلاء عموم با دیدی وسیع و از ابعاد علوم مختلف روز مورد بررسی قرار گرفته که نتایج حاصله به صورت تالیفاتی منتشره شده است.

تالیفات چاپی

این آثار چاپی چهل و چندی جلد در دو گروه «علوم پزشکی» و «عوم انسانی» قرار می‌گیرند که به شرح زیر ابتدا عناوین موضوعی کتابها با ارائه نصاویری از روی جلد، باستحضار علاقمندان رسانده و سپس برای آشنائی کلّی با فهرست مطالب و با خط سیر موضوعات مورد بحث در جلدی به صورت خلاصه و چکیده در برنامه بعد عرضه می‌شود و از آنجا که بعلت کمیاب بودن آثار استاد با وجود خواستاران بسیار و تجدید چاپ‌های مکرر (که در مواردی تا هفت-هشت نوبت تجدید چاپ شده است) احساس احتیاج به تجدید چاپهایی هست ولی در شرایط کنونی اقدام به تجدید چاپ‌های مکرر و برای اینهمه ممکن نیست لذا سعی بر آن است که حتی الامکان همه کتاب‌ها در این سایت در اختیار علاقمندان قرار داده شوند و اینک ایتدا با فهرستی از عناوین موضوعات کتاب‌ها (با ذکر تاریخ چاپ اول هر کتاب)در دو گروه از علوم کلاسیک و آکادمیک آشنا می‌شویم.

تالیفات چاپی رشته‌های مختلف علوم پزشکی:

۱- اهمیت روزه از نظر علم روز (به زبان علمی برای رشته های تخصصی)۱۳۴۷

۲- خلاصه و برگزیده اهمیت روزه از نظر علم روز (به زبان ساده-برای افطار عمومی) ۱۳۵۶

۳- گسترش جهانی به موا مخدر ۱۳۵۱

۴- بررسی و آورده‌های آلکل از نظر فقه اسلامی ۱۳۵۲

۵- اعتیاد بلای قرن بیستم ۱۳۵۳

۶- جوانان و مواد توهم‌زا ۱۳۵۳

۷- راه‌های مبارزه با سموم میکربی روده‌ها (در غرب و اسلام) ۱۳۵۴

۸- همخونی از نظر ژنتیک و اسلام  ۱۳۵۶

۹- زندگی و مرگ مواد غذائی  ۱۳۵۷

۱۰- ماده و حیات ۱۳۵۶

۱۱- سیگار و تندرستی (بزبان علمی- برای رشته‌های تخصصی) ۱۳۵۷

۱۲- سیگار و تندرستی (به زبان ساده خلاصه و برگزیده برای عموم)۱۳۵۸

۱۳- مضرات بهداشتی توالت فرنگی (توالت صندلی) ۱۳۵۸

۱۴- اصول و مبانی بهداشت اسلامی ۱۳۶۲

۱۵- مواد مخدر- سلاح جهان‌خواران ۱۳۶۳

۱۶- بهداشت سفر حج ۱۳۶۵

۱۷- بهداشت اسلامی- یا- بهداشت رایگان ۱۳۵۹

۱۸- راز عمر طولانی ۱۳۶۵

۱۹- نقش بلوغ در تکامل انسانها ۱۳۶۶

۲۰- استعمار طبی و طب استعماری ۱۳۶۶

۲۱- مسمومیت‌های داخلی ناشی از سیگار ۱۳۶۲

۲۲- نقش عدم تعادل روانی در اعتیاد ۱۳۶۶

۲۳- آئین بهزیستی اسلام- جلد ۱ (جنس پوشاک) ۱۳۶۷

۲۴- آئین بهزیستی اسلام- جلد ۲ (رنگ پوشاک) ۱۳۶۸

۲۵- آئین بهزیستی اسلام- جلد ۳ (پوشاک سیاه- حجاب) ۱۳۶۸

۲۶- آئین بهزیستی اسلام- جلد ۴ (شکل پوشاک) ۱۳۶۸

۲۷- کمبودهای عاطفی در پرورش مصنوعی نطفه (خارج از رحم) ۱۳۶۶

۲۸- اهمیت حیاتی زبح شرعی ۱۳۶۶

۲۹- بهداشت مطالعه ۱۳۵۸

۳۰- تعدیل میل جنسی ۱۳۶۸

تالیفات چاپی در زمینه علوم انسانی:

۳۱-معمای عادت- جلد اول (عادت روحی) ۱۳۴۸

۳۲-هنر انسان بودن- (جلد دوم معمای عادت – عادت غریزی) ۱۳۵۲

۳۳-اصالت در هنر- و- علل انحراف احساس هنرمند (برای هنرستانها) ۱۳۴۶

۳۴-نظری به فلسفه احکام ۱۳۴۹

۳۵-مدنیت و وحشیت ۱۳۵۱

۳۶- زیر بنای تربیتی و اخلاقی انسان (برای رشته‌های تخصصی روانشناسی و علوم تربیتی) ۱۳۵۸

۳۷-معمای عادت به زبان انگلیسی (ترجمه استاد ابولفضل عزتی) ۱۳۵۸

۳۸-انسان و زمان ! ۱۳۶۱

۳۹-عقل و علم در فرهنگ اسلامی ۱۳۶۴

۴۰-بهای یک نگاه ۱۳۶۵

۴۱-ورزش و تندرستی ۱۳۶۵

۴۲-نگاه پاک زن- و- نگاه آلوده با و؟ ! ۱۳۶۷

۴۳-معلم محبوب من ۱۳۷۱

۴۴-مسئولیت‌های ناشی از استعمال دخانیات ۱۳۶۲

۴۵-شخصیت حقیقی زن (از دیدگاه حضرت رسول اکرم ص)

۴۶- شخصیت حقیقی زن (سیر قهقرائی در شخصیت حقیقی زن)

تالیفات کامپیوتری

تألیفات و انتشارات کامپیوتری:

تفاوتشان بسیار زیاد و فعلاً با تیراژی محدود در اختیار افراد و برنامه‌های خصوصی و برخی از علاقمندان به موضوعات مربوطه قرار داده شده است که در سر فرصت ضمن تجدید نظرهای کلی و تکمیل مطالب برخی از مباحث ناتمام آماده برای چاپ شوند اینک برای آشنائی بیشتر و بهتر با موضوعات نوع دوم ذیلاً به عناوین موضوعی برخی از آنها اشاره می‌شود: هدف از آفرینش- احساس حقارت و خود کج بینی- مفهوم مساوات در اسلام- انسان خود ساخته- مختصات روانی زن و مرد- لذات نسبی و لذات مطلق- تفکر و تعقل- تفکر آزاد یعنی چه؟- مفهوم عملی شکر نعمت- حوزه استیلای شعور ظاهری و شعور باطنی- چگونگی احیاء معانی در شعور باطنی- تأثیر شعور باطنی در شعور ظاهری و پیدایش اراده- عقل باطن- آثار مثبت اعتقاد به معاد در جامعه- شرایط لازم برای مقاومت در برابر سختی‌ها- ضرورت جبران و ترمیم و وظایف جا مانده- وحدت در سایه صمیمیت- نقش محبوبیت در ترقیات معنوی- روش عملی پیشگیری بحرانهای روحی و نوسانات معنوی- عایقها و موانع ترقی و تکامل انسانها- مراتب نباز به دین و اخلاق در عصر حاضر- ارزش والای برخورداری از محبت نوعی- ریشه‌های ماوراء الطبیعه‌ای نفرت و خصومت بین انسانها- چه چیز شایسته دلبستگی است؟- مزایای انتقادات سازنده- ارج و اعتبار کار خیر در عرف و دین- نفس ملهمه و استعداد الهام پذیری- عقل و عاطفه و احساس- رابطه غم و عشق- رابطه عقل و عشق- خویشتن شناسی از نظر فطرت- خویشتن شناسی از نظر جنسیت- خویشتن شناسی از نظر وراثت- خویشتن شناسی از نظر تربیت- خویشتن شناسی از نظر قدرت- قدرت سخت ترین امتحان؟!- خدا شناسی معرفتی- معمای سحر و جادو در عصر حاضر- حوزه اقتدار عقیده و ایمان- منشاء اراده- اهمیت فوق العاده احیاء نفس- شناخت استعدادهای ظاهری ئ باطنی- تعریف عرف- اولین وظیفه در دینداری- ضرورت جدیت در انجام وظیفه- علل محرومیت بشر از درک حقایق بالاتر؟- نخوت غیبت از دیگران- راه اصولی تکامل روحی- سلامت مغز در گروی سه عامل (فسفر- قند- اکسیژن)- سازندگی را از کجا آغاز کنیم- اصالت قانون علیت- مرزهای منطقی جبر و اختیار- هدف از دینداری چیست؟- ابعاد شخصیت حقیقی مسلمان واقعی- صداقت زیر بنای رستگاری است- از کجا دریابیم که در راه حق هستیم؟- صدق و اخلاص دو بال پرواز روح به عالم بالا- بررسی فوائد و مضرات شوخی بر حسب شرایط- ریشه‌یابی سلب توفیق- بهداشت مطالعه- درس‌هایی از بهداشت اسلامی- شرایط لازم در ایجاد و ادامه صمیمیت- و … و بالاخره انبوهی دیگر از یادداشتهای مختلف و متفرقه دستنویس قبلی در موضوعات گوناگون که هنوز به رشته تحریر در نیامده و به سلسله درسها و بحث‌های کامپیوتری نپیوسته و و در ردیف مطالب انباشته در آرشیو مخصوص استاد نگهداری می‌شوند.

مقالات منتشر شده

مقالات منتشره شده:

تعداد مقالات منتشر شده بسیار و چون مجال نقل به هم در این گفتار و اجمالی ممکن نیست، از نظر آگاهی و آشنائی با عناوین موضوعی برخی از آنها را در زیر نام می‌بریم که به کنگره‌ها و کنفرانس‌ها و سمینارها  ارائه و یا در نشریات و مجلات داخلی و خارجی چاپ و منتشر گردیده‌اند عبارتند از:

الف) مقالات پزشکی- بهداشتی:

۱-    تصحیح ضریب تنفسی در خواب: مقاله به بیست و هفتمین کنگره فیزیولوژی بین المللی پاریس- ژوئیه ۱۹۷۷

۲-    طبقه‌بندی عوامل مؤثر در طول عمر: مقاله به کنفرانس بین المللی ژرونتولوژی پاریس- فرانسه    دسامبر ۱۹۷۳

۳-    وراثت روحی غیر کروموزومی (وراثت روحی القائی) مقاله به یازدهمین کنگره بین المللی «زیست شناسی» کانادا- تورنتو     ژوئیه  ۱۹۷۹

۴-    امتیازات بهداشت اسلامی بر بهداشت کلاسیک: کنگره بین المللی «طب اسلامی»- استامبول (ترکیه)       اکتبر ۱۹۸۴

۵-    نقش مسمومیت‌ها در پیری زودرس: بیست و ششمین کنگره بین المللی پزشکی ایران (کنگره رامسر)     مهر ماه ۱۳۵۶

۶-     طرحی جامع در علل گرایش استعمال مواد مخدر (طبقه‌بندی کلاسیک علل در ۵۶ علت): بیست و پنجمین کنگره بین المللی پزشکی ایران – رامسر   شهریور ۱۳۵۵

۷-    اعتیاد در جوانان: سمپوزیوم «سلامت جوانان» هفته بهداشت سازمان بهداشت جهانی-  در سازمان منطقه ای بهداشت و درمان آذربایجان شرقی   فروردین ۱۳۶۴

۸-    نقش عدم تعادل روانی در اعتیاد: سمپوزیم «بهداشت روانی»- دانشگاه تبریز- مهر ماه  ۱۳۶۴

۹-    تخدیر عقل در حوزه نفوذ عادت: سمینار «بهداشت روانی» دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان-    مهر ماه ۱۳۶۶

۱۰-   از عادت تا اعتیاد: سمینار وزارت کشور درباره «اعتیاد» مشهد     خرداد ۱۳۶۶

۱۱-           بحران بلوغ: سمینار «بهداشت روانی» دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان- مهر ماه ۱۳۶۶

۱۲-           اعتیاد از دیدگاه اسلام: سمینار «اعتیاد»- جامعه تعلیمات اسلامی تهران- تیر ماه ۱۳۵۷

۱۳-           مسئولیت‌های شرعی در استعمال دخانیات: سمینار «دخانیات» دانشگاه اصفهان     اردیبهشت ۱۳۶۴

۱۴-           مکانیسم ایجاد عادت و ترک آن: سمینار «دخانیات» دانشگاه اصفهان    اردیبهشت ۱۳۶۴

۱۵-           مسمومیت‌های داخلی از سیگار: سمینار «دخانیات» دانشگاه مشهد- دیماه ۱۳۶۵

۱۶-وراثت روحی رد دوران بارداری: سمینار «بهداشت روانی» انستیتوی روانشناسی تهران   مهر ماه ۱۳۶۷

۱۷-           کمبودهای عاطفی در پرورش مصنوعی نطفه (در خارج رحم): مجله «پویه»- کانون پرورشی کودکان و نوجوانان- شماره ۱ مهر ماه ۱۳۵۹

۱۸-           انگیزه‌های شادابی و افسردگی در «معلم»: سمینار آموزش و پرورش اصفهان   آذر ۱۳۶۶

۱۹-           ارگوتیسم و اشتباه آن با دریا گرفتگی: شماره دوم سال اول مجله «دانشکده پزشکی تبریز» اردیبهشت ۱۳۳۹

۲۰-           تأثیر مواد غذائی در رشد فکری: شماره چهارم سال اول مجله «دانشکده پزشکی تبریز» آذر ۱۳۳۹

۲۱-           تأثیر مواد غذائی در رشد فکری: ادامه و بقیه مقاله قبلی در شماره‌های سال دوم و سوم و چهارم همان مجله جمعاً ۸ مقاله

ب) مقالات تحقیقی متفرقه در موضوعات علمی- دینی- اخلاقی:

۲۲- انسان سازی در نهجالبلاغه: کنگره نهج البلاغه- تهران     اردیبهشت ماه ۱۳۶۰

۲۳- محرومیت زن از امنیت اجتماعی: دومین کنگره «زن و اسلام» تهران    آذرماه ۱۳۶۶

۲۴- زن و جهاد او: سمینار «دفاع مقدس» مشهد     مهر ماه ۱۳۶۷

۲۵- سلسله مقالات «نظری به فلسفه احکام» در مجله «درسهائی از مکتب اسلام» سال یازدهم مجموعاً ۱۱ مقاله

۲۶- سلسله مقالات متفرقه متعددی در زمینه‌های مسائل مختلف مورد ابتلاء روز بالغ بر یکصد و بیست مقاله که برای جلوگیری از اطاله کلام از نقل عناوین یک یک آنها خودداری می‌شود.

آثار منتشر نشده

آثار منتشر نشده استاد:

این دسته از تألیفات منتشر نشده (یا بصورت آماده به چاپ و یا ناتمام و دست تألیف۱) بنا به کثرت و تعداد و حجم موضوعات مورد بحث که به علت عدم مجال تکمیل و ارائه کامل هم شان. هنوز در اختیار عالم مطبوعات و علاقمندان مربوطه‌اش قرار نگرفته‌است. ظاهراً برای نقل فهرست موضوعی شان ضرورتی احساس نمی‌شود ولی از آنجا که در نظر است با جلب نظر موافق و کسب اجازه از مؤلف محترم در برنامه‌های بعدی به تدریج در این سایت متن آنها مطرح و در معرض استفاده علاقمندان قرار گیرد از این رو برای آگاهی آن دسته از علاقمندان به موضوعات مباحث نامبرده در زیر فهرست کلی قسمتی از عناوین موضوعی این دسته آثار منتشر نشده در رشته‌های تخصصی دو گروه از علوم و معارف معاصر یعنی «علوم پزشکی» و «علوم انسانی» را به شرح زیر باستحضار می‌رساند:

سمیت لوازم آرایشی- بهداشت مطالعه- راز طول عمر جلدهای ۲ و۳ و۴- نقش حیاتی مو در بدن (ریش داری و ریش تراشی؟!)- معرفت اسلام در عالم میکربها- نقش مسمومیت‌ها در پیری زودرس!-ضرورت تصحیح ضریب تنفسی در خواب (موضوع مقاله بیست و هفتمین کنگره بین المللی فیزیولوژی- پاریس ۱۹۷۷)- طرحی جامع در علل گرایش به مواد مخدر (شرح مبسوط سلسله مقالات بیست و پنجمین کنگره پزشکی بین المللی ۱۳۵۶ رامسر)- وراثت روحی القائی یا وراثت روحی غیر کروموزومی (موضوع مقاله یازدهمین کنگره بین المللی «زیست شناسی» کانادا تورنتو ۱۹۷۹)- مسمومیت‌های سواحل دریائی از جو دیوانه (ارگودوسکل) – مقاله «اشتباه دریا گرفتگی با مسمومیت از ارگودوسکل»- غذای انسان از دیدگاه قرآن (تفسیر علمی آیه ۲۴ سوره عبس «فلینظر الانسان الی طعامه») ب رابطه دین و دانش– نقش ساده زیستن در تندرستی- مکانیسم عادت به چای و قهوه- روح چیست (اثبات علمی وجود روح)- طب استعماری و استعمار طبی جلد دوم ماجرای دارو در عصر حاضر توطئه تغییر مسیر داروسازی در جهان بنفع سرمایه‌داران آمریکائی)- اهمیت روزه از نظر علم روز (جلدهای ۲ و ۳ و ما بعد)- آب و حیات- مشکلات بهداشتی و روانی آپارتمان نشینی- تعریف علمی نظافت و انحرافاتش در سه گروه)- خواب و رؤیا- زندگی و مرگ مواد غذائی (جلد دوم)- مسمومیت‌های غذائی- علل اعتیاد به مواد مخدر جلد ۱ و ۲- پیدایش استعداد اعتیاد در بدن- مسئولیت‌های ناشی از استعمال دخانیات- مکانیسم ایجاد عادت و ترک عادت- پیشگیری مسمومیت‌های غذائی در اسلام- عواقب ناکامیهای روانی در مناسبات زناشوئی (که منشاء برخی مشکلات اساسی جامعه و پدیده‌های بسیار شومی است از قبیل اختلافات زناشوئی- طلاق‌ها- هم جنس گرائی و پیدایش بیماری ایدز) نقش وراثت در تربیت (آماده به چاپ)- روابط غریزی و عاطفی انسانها- علل نوسان علاقه- آیا موسیقی غذای روح است؟! – علل گریز از احساس حقارت- نیاز فطری بشر به حس احترام- حج امروز؟! جهت یابیها و هدفگیریهای ناآگاه- رشد و تکامل شخصیت- انسان مقام مسئول- مرزهای تفریحات سالم- علل عقب ماندگی مسلمین- اثرات معنوی کلام تابع چه شرایطی است؟- وجدان در مکاتب اجتماعی و دینی؟!- ترفندهای دموکراسی (راز انحطاط بشریت)- ذوق سلیم سرمایه اصلی «هنر»- موهبتی بنام «عاطفه مادر»- طبیعت ناشناخته زن- ابعاد سه‌گانه شخصیت زن- پیوندهای پایدار- آیا زن از جنس فرشته است؟! ( راز تشبیه فرشته بزن در متون مذهبی – هنرهای تجسمی و ادبی) – از علم تا فهم؟( از جهل تا به علم فرسنگها راه است از علم تا به فهم از آنهم بیشتر!) – علل عقب ماندگی مسلمین .

شایان ذکر است که با توجه به مقتضیات سنی بالا بالائی (مانند بالای هشتاد سال!) توقع اینکه همه آثار و تألیفات منتشر نشده نا تمام در این همه موضوعات مختلف- آنهم از رشته‌های علوم متنوع- بدین سهولت تهیه و تدوین و تألیف گشته و بزیور طبع آراسته گردد بیجا و بیهوده است بخصوص که در سنین بالا قدرت کار و فعالیت بطور تصاعدی با پیشرفت سن کاسته شده و به حداقل می‌رسد و بجاست که هر یک از صاحبان تخصص و صاحب نظر در علوم مختلف مانند سایر موارد مشابه دامن همت به کمر زده خود وارد گود گردند و کارهای تحقیقی و تألیفی ناتمام استاد را به پایان رسانده و در اختیار افکار عمومی قرار دهند که با توجه به نوآوریهای علمی در ابعاد مختلف چنین فداکاری و همکاری خدمت بزرگی هم بر فرهنگ معاصر تواند برد.

۱ منظور از ناتمام و دست تألیف عبارتست از آن دسته از موضوعاتی که  بررسی‌های مقدماتی درزم و گردآوری و مدارک و اسناد لازم تحقق یافته و محتاج فرصت و مهلتی است تا تکمیل و تدوین نهائی برسد.

ارتباط با شخصیت های علمی

ارتباطات با محافل و شخصیتهای علمی:

اول –  ( کنگره ها – کنفرانسها – سمینارها)

در بخش های قبلی داشتیم به چگونگی شرکت استاد در فعالیتها و خدمات علمی – دینی – فرهنگی – اجتماعی و در این بخش سعی بر آن داریم بصورت خلاصه و اجمالی علاقه مندان را با سوابق ارتباطات ایشان در جریان این همه فعالیتها و خدمات شان و روابط شان با شخصیت های مختلف در تمام سطوح اجتماعی و از رشته های گوناگون متفاوت عبارتند از:

شرکت در بیست و پنجمین کنگره بین المللی پزشگی رامسر ( در سالهای ۱۳۵۵ – ۱۳۵۶)           – سمپوزیوم :« سلامت جوانان » در هفته بهداشت سازمان بهداشت جهانی – تبریز ۱۳۶۴           – سمپوزیوم « بهداشت روانی» دانشگاه تبریز ۱۳۶۴

–        سمینار « بهداشت روانی» دانشگاه اصفهان ۱۳۶۶

–        سمینار « اعتیاد» وزارت کشور جمهوری اسلامی در مشهد ۱۳۶۶

– سمینار « اعتیاد» جامعه تعلیمات اسلامی تهران ۱۳۵۶

–         سمینار « دخانیات » دانشگاه اصفهان ۱۳۶۴

– سمینار« دخانیات » دانشگاه مشهد ۱۳۶۵

–         سمینار‹‹ بهداشت روانی››  انستیتوی روانشناسی تهران ۱۳۶۷

– سمینار « پرورش نوجوانان » کانون پرورش کودکان و نوجوانان تهران۱۳۶۶

– سمینار‹‹ شادابی و افسردگی معلم›› آموزش و پرورش اصفهان ۱۳۶۶

– سمینار پژوهشی « فلسفه و ماهیت هنر» در دانشگاه هنر ۱۳۷۷

– سلسله سخنرانیهای « آیین بهزیستی در اسلام » در انستیتوی بازرگانی تبریز

– سلسله سخنرانیهای بسیاری در موضوعات مختلف در دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز وسلسله سخنرانیهای « نقش وراثت در تربیت »  در انجمن علمی مذهبی دانشگاه تبریز و سلسله سخنرانیهای بسیاری در موضوعات مختلف و متفاوتی برای جلوگیری از اطاعه کلام از نقل عناوین و موارد شان در این سایت صرفنظر می شود.

فعالتهای خارج از کشور شامل:

۱٫     شرکت در بیست و هفتمین کنگره بین المللی « فیزیولوژی » پاریس در ۱۹۷۷ میلادی .

۲٫      کنفرانس بین المللی ‹‹ ژرونتولوژی » پاریس در ۱۹۷۳

۳٫     – یازدهمین کنگره بین المللی « زیست شناسی » تورنتو( کانادا) ۱۹۷۹

۴٫     – کنگره بین المللی ‹‹ طب اسلامی»  استامبول ( ترکیه ) ۱۹۸۴

و همچنین برداشت گام بلندی   در معرفی ارزشهای علمی فرهنگ اسلام با انتشار نشریه علمی – مذهبی « لموند اسلامیک  LEMONDE SLAMIQUE ›› بزبان فرانسه از سال ۱۹۷۰-۱۹۷۴ میلادی – در شهر پاریس ( فرانسه ) با سلسله مقالات علمی مستند بسیاری که بمنظور جلوگیری از اطاعه کلام از نقل عناوین یک یک مقالات علمی و موضوعات مطرح شده در نشریه نامبرده یا سمینارها و کنگره ها و کنفرانسها ( که قبلا ببرخی از آنها اشاره شد ) خودداری نموده و تنها یادآوری  می شود که پس از معرفی ارزشهای علمی و والای تعالیم حیات بخش فرهنگ اسلامی در کشورهای غرب توسط نشریه « لموند اسلامیک » بعلت اینکه عده زیادی از مسیحیان اروپا ( و تعدادی از امریکا ) باسلام گرویده و موجبات وحشت دول غرب را فراهم کردند، دولت فرانسه باوجود صدور مجوز رسمی باانتشار این نشریه ، معذالک بوسیله نیروهای انتظامی و مامورین مخفی عملا از پخش و انتشار نشریه جلوگیری کرد.

                                               *          *          *

برای آگاهی و آشنایی با این نشریه تصاویر چندی از روی جلد و محتوای مطالبش در این سایت بمعرض نمایش گزارده می شود.

دوم – ارتباطات  با محافل و شخصیت های علمی – دینی – فرهنگی ( مکاتبات)

استاد اردوبادی همزمان با آنهمه فعالیتهای علمی – دینی – فرهنگی و انتشار مقالات و تالیفات و ایراد سلسله سخنرانیهای بسیار مختلف و متنوعی در محافل علمی و مراکز تحقیقاتی در نتیجه همکاریهای مفید و موثرشان با آن مراکز همواره مورد توجه و احترام چنان مقامات و شخصیتهای علمی – دینی – فرهنگی – داخل و خارج از کشور بوده اند که مراتب استقبال و حس احترام و حتی نوعی احساس احتیاجات شان نسبت به آثار و نتایج مطالعات و تحقیقات گسترده شان در زمینه علوم مختلف را می  توان بامروری بر آثار مکتوب بر جای مانده از سوابق این نوع همکاریها و ارتباطات نزدیک شان دریافت و بمیزان تعظیم و تکریم توام با نوعی خضوع و تواضع شان نسبت به استاد از متن نامه های رسمی و خطی خود مقامات و شخصیتها پی برد ( که در عین نامه ها در پایان همین بخش به ترتیب شماره گذاری مربوطه به رویت علاقه مندان این سایت خواهد رسید ) که از آنجمله اند نامه های :

۱٫     پروفسور شرر SCHERRER از دانشگاه پاریس ( فرانسه )

۲٫     پروفسور بوئر BAUER از دانشگاه اژنسبورک REGENSBURG( آلمان)

۳٫     پروفسور لاهیری LAHIRI از دانشگاه پنسیلوانیا(_ امریکا )

۴٫     پروفسور فورسترFORSTER از دانشگاه پنسیلوانیا( امریکا)

۵٫     پروفسور پاترک  PATRICKاز سازمان بهداشت جهانی و همچنین است نامه های خطی بسیاری از شخصیت های معروف کشور که عبارتند از:

۶٫     مرحوم علامه محمد تقی جعفری

۷٫     مرحوم استاد مرتضی مطهری

۸٫     مرحوم دکتر علی شریعتی

۹٫     مرحوم استاد محمد تقی فلسفی

۱۰٫ مرحوم حجه الاسلام سید عبدالکریم هاشمی نژاد

۱۱٫  آیت ا… سید علی انگجی

۱۲٫  دکتر ابوتراب نفیسی ( رئیس سابق دانشکده پزشکی دانشگاه اصفهان و از پیشکسوتان طب جدید ایران )

۱۳٫ استاد دکتر ناصر الدین شاه حسینی

۱۴٫ استاد دکتر علی شریعتمداری

۱۵٫ استاد دکتر ابوالفضل عزتی ( استاد دانشگاه های لندن )

۱۶٫ دکتر سید حسین فخر( مدیر کل اداره نظارت بر مواد مخدر کشور)

۱۷٫ سرلشگر نعیمی مراد خانی ( فرمانده ستاد مراکز آموزش افسری)

۱۸٫ استاد دکتر محمد علی فقیه ( رئیس سابق دانشگاه تبریز)

۱۹٫ دکتر حمید زاهدی ( رئیس اسبق دانشگاه تبریز)

۲۰٫ استاد دکتر مسروب بالایان ( رئیس سابق دانشکده علوم تربیتی دانشگاه اصفهان و از دانشمندان ارامنه اصفهان)

۲۱٫ مرحوم استاد دکتر حسین محمد خانلو ( معاون سابق دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تبریز)

۲۲٫ دکتر ولی الله اخوت ( استاد دانشگاه تهران)

۲۳٫ دکتر جواد رازانی( دبیر کل بیست و پنجمین کنگره بین المللی پزشگی ایران – رامسر)

۲۴٫ مرحوم عبدالحسین محمد زاده ( موسس مکتب قرآن)

۲۵٫ ….. مطهری ( رئیس عقیدتی سیاسی دانشگاه علوم پزشگی ارتش جمهوری اسلامی یران )

۲۶٫ دکتر محمد سیاسی( رئیس مرکز توانبخشی معتادین اصفهان)

۲۷٫ فخرالدین حجازی( خطیب معروف و اولین نماینده مجلس شورای اسلامی در دوره اول)

۲۸٫ دکتر بقاء سید الشهدائی ( سرپرست کمیته سمینار بین المللی پزشگی ایران )

۲۹٫ محمد حسین احمدی ( ریاست سازمان اوقاف ایران)

۳۰٫ ابوالفضل دوست محمدیان ( رئیس دبیرخانه ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران)

۳۱٫ محمد رضا میر محمد ( دبیر خانه همایش فلسفه و ماهیت هنر)

 و نامه های رسمی و خطی بسیار دیگری که هر کدام به نوعی حکایت از سوابق ممتد خدمات و فعالیتهای مفید و مثبت استاد و روابط نزدیک و همکاریهای صمیمانه شان با مراکز علمی – دینی – فرهنگی – هنری و نهاد های ملی و دولتی و امور اجتماعی می نماید. شایان ذکر است استاد علاوه بر آنچه اشاره گردید نظر به سابقه تحصیلات و تحقیقات طولانی در یکی از مهمترین رشته های هنری ( موسیقی ) از سوی دیگر رابطه بسیار نزدیک و مستقیمی هم با محافل و شخصیت های معروف هنری داشته اند که خدمات و نوآوریهاشان در این جهت و نیز نقش ارشادی و اصلاحی شان در عالم هنر عمیقا مورد توجه و استقبال شخصیت های معروف و اساتید برجسته جهان هنر           – مخصوصا در مورد شعرا و موسیقی دانان معاصر – بوده و هست و در نتیجه این تحصیلات و تحقیقات و مطالعات عمیق و وسیعی در عالم هنر بوده است ک با تالیف و انتشار کتاب « اصالت در هنر – و- علل انحراف احساس هنرمند» در اولین چاپش به سال ۱۳۴۷ شمسی ( و چاپ های بعدی) بعلت انتقادات مهم بر سبک غلط هنرپروری ناقص هنرستانهای معاصر که عنصر هنر( روح هنر) را رها کرده و با تمام قوا در تقویت تکنیک هنر علمی تر کردن آن کوشش کرده اند با مخالفت های   متعصبین بر روشهای ناقص و نادرست مواجه گردید و بخاطر این قبیل مقاومت های منفی بود که از انحرافات « احساس هنرمند» غافل ماندند و در نتیجه چنین غفلت هایی مقدمات انحرافات در عالم هنر و بابتذال کشاندنش را فراهم ساختند بطوریکه ببهانه « نوپردازی» با ذوق سلیم انسانی نیز بمبارزه بر خاستند و معذالک تالیف این کتاب تکان سختی بر عالم هنر وارد کرد که بجهت غیر قابل تحمل بودنش برای برخی  نوپردازان  بی مایه از« ذوق سلیم»  مقاومت های منفی و مخالفتهای جدی و چشمگیری را بدنبال آورد ، چرا که مقام و موقعیت کاذب هنرمند نمایان حرفه ای را در جوامع متزلزل می ساخت و این چنین مبارزات و مخالفت های دامنه دار  سری و آشکار با کتاب              « اصالت در هنر»  در حالی و در شرایطی صورت می گرفت که از طرف دیگر هم بر عکس بجهت  برقراری ارتباطات نزدیک سی و چهل ساله استاد با محافل و مشاهیر هنر اصیل ( توام با تحصیلات و تحقیقات ممتد خودشان در هنر) از نظر اساتید مسلم با استقبال شایانی مواجه و مورد تائید قرار گرفته بود که بموقع تصویر عین نوشته های استاد شهریار تحت شماره های ۳۱و۳۲و۳۳ در معرض دید و تماشای علاقمندان این سایت قرار داده می شود.

بطور کلی از آنجا که شعاع عمل و فعالیت های استاد در زمینه های علمی – دینی – فرهنگی – هنری وسیع و بهمان نسبت نیز ارتباطات شان با محافل و شخصیت های مختلف در رشته های گوناگون گسترده تر بوده و لذا تعداد نامه ها و مکاتبات با برخی شخصیت ها هم مانند مرحوم علامه محمد تقی جعفری و مرحوم دکتر شریعتی یا با برخی دیگر زیاد است که هر کدام از آن نامه ها هم بنوعی حکایت از خاطرات شیرین و صمیمی موجود در فیما بین نموده و از نظر تاریخ انقلابی کشور ما نیز هر یک بزبانی گویای اوضاع و احوال نابسامان دوران طاغوت می باشند، از اینرو گر چه از نظر جلوگیری از اطاعه کلام لازم می آید ک در نقل عین نامه ها از هر شخصیتی تنها بنقل تصویر یکی اکتفا شود اما نظر باهمیت تاریخی مذکور در مورد برخی از شخصیت های معروف چندین نامه را بتصویر می کشیم که هر کدام از ابعاد مخصوص بخودش می تواند در معرفی شان و مقام و موقعیت استاد دکتر اردوبادی از یک طرف و آشنایی عمیق تری با نوع و سوابق این خدمات و فعالیت ها از طرف دیگر منشاء اثر گردند و بهمین علت لازم آمد که علاوه بر شماره اصلی در هر موردی ( که فوقا تا سی شماره بر حسب عناوین شخصیت ها نامبرده شدند) به شماره های فرعی نیز توجه داشت که با علامت اول- دوم – سوم – و… در ذیل هر شماره اصلی مشخص می گردند بطوریکه در نامه های مرحوم علامه جعفری تا ۴-۵ شماره فرعی پیش می رود و یا در برخی کمتر و بیشتر.

نوآوری های علمی فرهنگی

نوآوری‌های علمی فرهنگی

مروری بر احوال و افعال و زندگی‌نامه دانشمندان جهان و مطالعه آثار بر جای مانده از آنها بخوبی نشان می‌دهد که در تمام اعصار و قرون و در همه جوامع و فرهنگهای مربوطه‌شان گر چه عنوان « دانشمند» بسیار زیاد تکرار می‌شود و به چشم می‌خورد اما همانطور که هنوز هم میان اندیشمندان و دانشمندان مرز مشخصی وجود نداشته و هر کدام با مشخصاتی مخصوص به خود تعریف نمی‌شوند به همان تریتب، هم در میان دانشمندان از نظر اهمیت و ارجحیت هنوز معیار درستی در دست نیست و نه تنها مرز مشخصی از نظر طبقه‌بندی وجود ندارد بلکه اساساً برای دانشمند تعریف معینی صورت نگرفته است زیرا مراتب کمیت و کیفیت دانش در این گروه آنقدر مختلف و متفاوت است که مرزبندی یا طبقه بندی عملاً‌امکان‌پذیر نیست.

اما آنچه در این مقدمه کوتاه طرح و بیانش ضروری می‌نماید عبارتست از اینکه توان گفت در یک نظر دانشمندان را بطور اعم می‌شود در دو گروه مشخص تقسیم و مشخصات هر گروه را با یک معیار کلی معلوم و معین کرد و آن معیار عبارتست از « نوآوری در علم » که مانند سنگ محکی می‌تواند  دانشمندان جهان را ارزشیابی کند و در شرایط حاضر چنین کاری از ضروریات است زیرا چه بسیارند افرادی که در جامعه بنام دانشمند معرفی می‌شوند – یا خود را دانشمند دانسته و جلوه ‌گر می‌کنند-  اما از « دانش » بهره چندانی نداشته و در اعتلای فرهنگ جامعه کمترین نقشی بازی نمی‌کنند. بطور کلی موضوع «نوآوری» در علم یا فن و صنعت حتی هنر، معیار بسیار مهم و محک خوبی است برای طبقه‌بندی دانشمندان و دانش‌دوستان که در کمال سهولت می‌تواند آنان را به دقت به دو گروه کاملاً‌مشخص تقسیم کند.

غرض از نوآوری تنها کشف و اختراع و ابتکار در علوم و فنون و.صنایع نیست که در مراحل بالا برای ‌شان جایزه‌ای هم تعیین و تعلق می‌گیرد بلکه در هر زمینه‌ای که حقیقتی به طور بی‌سابقه‌ای کشف و معلوم شده و در بالا بردن سطح علم و معرفت و بصیرت وفکر و فرهنگ بشر نقشی داشته و مورد استفاده بشر قرار بگیرد که بشر قبلاً از آن اطلاعی و یا بهره‌ای نداشت ویا مجهولی را معلوم کرده یعنی در موردی مانع بزرگی بنام «جهل» را از سر راه ترقی و تکامل بشر بردارد، برای خود یک « نوآوری» است. مسئولیتی که از برکت توفیق درک حقایقی بیشتر نسبت به دیگران ( اعم از معاصرین یا گذشتگان) متوجه دانشمند است به افراد عادی و عامی متوجه نیست و آن عبارتست از مسئولیت بالا بردن سطح فکر و فرهنگ جامعه که در فضای دینی مذهبی از آن به عنوان « زکوه علم » نامیده می‌شود، و در فرهنگ اسلامی- بنا به تعالیم رسیده از حضرات پیشوایان – آنچنانکه بر عالم واجب است تعلیم علمش به دیگران بر جاهل آنچنان تکلیفی نیست. بنابراین کسانیکه به توفیق ربانّی به هر سطحی از دانش دست یافته و از ثمراتش برخوردار شده‌اند، اگر به فکر تعلیم و تعلم دانش خود به دیگران نبوده و در رفع ظلمت جهل و نادانی از چهره جامعه (در هر جهتی که باشد) تلاش و کوششی از خود نشان ندهند از دیدگاه تعالیم آسمانی بخاطر کفران نعمت محکوم و مسئول هستند، چرا که در این دنیا هر نعمتی نصیب هر کسی گردید، مخصوص به او نیست بلکه می‌بایست دیگران را هم حتی‌المقدور از آن بهره مند گرداند که موهبت «علم» در برابر ظلمت ‹‹جهل» نعمت کوچکی نیست و مانند همه نعمت‌ها شکرش واجب و شکرگزاری حقیقتی این نعمت‌ها در آن است که عملاً شکرگزار باشد زیرا شکر لفظی کافی نیست و شکر عملی آنهم انتقال علم خود به دیگران و تعلیم آن به محتاجان و نیازمندانش است که کم نیستند تعداد مستمندان بسیار مستعد مستحق علم در این دنیا و این تنها راه بالا بردن سطح فکر و فرهنگ جامعه است و لاغیر که در مقامی داخل در اصل کلی «امر به معروف» می‌تواند گردد. اما اینکه سرنوشت خود علم و فرهنگ جامعه باید چه باشد؟ و آیا در هر سطحی که است در همان سطح ماندنی است یا قهراً‌و ضرورتاً میبایست مدام در حال گسترش و پیشرفت باشد یا مطابق نیاز آیندگان بوده و جوابگوی احتیاجات‌شان گردد که اساس جهان هستی بر اصل مهم «سیر تکامل» بنیانگذاری شده است، موضوع دیگری است.

نوآوری در علم ضامن سیر تکامل بلاوقفه علم و فرهنگ بشر است که با هر نوآوری فرهنگ و تمدن بشر گامی بسوی جلو برداشته و مجهولی برایش معلوم و یا نقصی از نقائص موجود برطرف می‌گردد و یا راه‌ آسانتری برای ترقی و تعالی نوع بشر و فرهنگش نشان می‌دهد تا ترقی و تکامل یک یک انسانها را در هر جامعه‌ای تضمین نماید، و وقتی چنین توفیقی نصیب جامعه‌ای شد که قبلاً‌از آن بهره‌ مند نبود و در جهان سابقه نداشت عملاً یک «نوآوری» تحقق یافته است اعم از اینکه این این نوآوری در زمینه «یا از مسیر» علوم نظری باشد یا تجربی!‌که در همه حال توسعه و ترقی و تکامل را بدنبال دارد.

وضعیت و موقعیت دانشمندان در برابر فرهنگ به دوگونه است:

·         گروهی از فرهنگ عصر خود در حد توان و ظرفیت خویش بهره ‌مند شده و از علمی یا علومی برخوردار می‌شوند بدون اینکه پس از کسب دانش خودش هم در پیشرفت و ترقی آن فرهنگ نقشی داشته و گام مؤثری بردارند (!) که اینان از خود چیزی نداشته و از گردآوری معلومات و مسلمات و تجربیات دیگران بجایی می رسند وحداکثر افتخارشان این است که عملاٍ ًحافظ آن علم و آن  فرهنگ باشند و نسبت به دیگران سر و گردنی بلندتروپرآوازه ‌تر نشان دهند اما اینان که از خود چیزی نداشته و ریزه‌ خواری سفره دیگرانند سهمی در پیشرفت فرهنگ خود ندارند زیرا معلومات آنان همان معلومات و مسلماتی است که قبلاً دیگران تدارک دیده بودند و قبل از ایشان در آن فرهنگ جا افتاده بود (هر چند بشرط تلاش و فداکاری می‌توانند در بالابردن سطح فکر جامعه خود نقش مؤثری داشته باشند) .

·          گروه دیگر دانشمندانی هستند که با دست یافتن به معلومات و اطلاعات عصر خود و پس از آگاهی از محتوای فرهنگ خویش دانش خود را در همان سطح دریافتی متوقف نکرده و از کار و کوشش در جهت بالا بردن معلومات و اطلاعات و سطح فکر و فرهنگ خود و جامعه خود غفلت نمی‌کنند و با بکارگیری معلومات موجود سعی بر آن دارند حتی‌الامکان و در خور توان خویش مجهولات موجود در پیش روی بشریت را از میان بردارند یا‌نقایصی را در زندگی بشر برطرف کرده و به کمال مطلوب یا مورد نیاز برسانند.

پس با‌این توضیح دانشمندان بر دوگروهند: یک گروه در محاصره معلومات و محفوظات ذهنی و اکتسابی خود محدود و به جز، علم موجود در فرهنگ عصر خود به دانشی یا حقیقت مهمتر و بالاتر از آن دسترسی ندارند بلکه تنها حافظ علم هستند ولی گروه دیگر پس از کسب معلومات عصر خود سعی بر آن دارند که با بکارگیری معلومات موجود حلقه محاصره علم عادتی گروه اول را در هم شکفته و از آن محدوده فراتر روند و در دنیای وسیعتر سیر کنند. اینان «نوآوران» فرهنگ عصر خود هستند که در این گفتار می‌توانیم اینان را «دانشمندان پیشرو» و گروه اول را که تابع و پیرو معلومات دانشمندان پیشرو در عصر ماقبل خود بودند «دانشمندان پیرو» نامگذاری کرده و سپس حدود کار و وظیفه ‌شان و مقام و مخصوصاً ‌نقش آ‌نها را در پیشرفت دانش و فرهنگ بررسی کنیم:

از افق فرهنگهای مختلف همواره « دانشمندان پیشرو» ضامن پیشرفت فرهنگ بشرند که با نوآوری‌های خود مانع وقفه و رکود فرهنگها- و در نتیجه سیر تکامل بشریت- می‌گردند. زیرا اینان پس از فرا گرفتن معلومات عصر خود با بکار گیری معلومات موجود در حل مجهولات پیش روی انسانها، گام مؤثری بر می‌دارند، که نتیجه ابتکار عمل مخصوص به خود ایشان است و به خاطر همین است که نوابغ همواره در صدر گروه « دانشمندان پیشرو» قرار می‌گیرند در حالیکه «دانشمندان پیرو» نقش مستقیم مهم و مؤثری نمی‌توانند در پیشرفت فرهنگها و ارتقاء و سیر تکامل انسانها داشته باشند این دسته تنها امتیازی که می‌توانند بر خود نسبت دهند یکی این است که نسبت به طبقه عادی و عامی خود را برتر بینند و احیاناً‌گرفتار عجب و فخر و مباهات آنچنانی گردند و دیگر اینکه «حافظ علم» باشند و از نابودی و به فراموشی افتادن دانش جلوگیری کرده و از راه تعلیم و انتقالش به دیگران نقش مؤثری بر عهده گیرند.

بنابراین پیشرفت فرهنگ بشر مدیون دانشمندان پیشرو است هر چند دانشمندان پیرو نقش مهمی در تعمیم علم و گسترش فرهنگ عصر خود دارند.

                                                            *                      *                      *

بطور کلی همه آثار و تألیفات و موضوعات مورد بحث در کتب و مقالات و سخنرانی‌های استاد حداقل چند خصیصه و یا وجه امتیاز با دیگران دارند که عبارتند از: اول اینکه موضوع مورد بحث یا انتخاب حتما ً‌در زمینه حل یکی از مسائل و مشکلات مورد ابتلاء جامعه بلکه عموم بشریت در عصر حاضر است که تا آن زمان راه‌ حل اصولی و علمی و منطقی ارائه نشده است یعنی قبل از آن یا درباره آن مسائل مطالعات و تحقیقات و تجربیات لازم صورت نگرفته تا پاسخ خواسته‌های نیازمندان در آن موضوعات به درستی داده شود و مشکل بطور عملی حل گردد و در رفع ابتلائات زندگی عصر خود انسان‌ها را یاری دهد، و یا با اظهار نظرهای ناقص و نادرست پاسخ قانع کننده‌ای نسبت به احتیاجات مذکور داده نشده است که در حل مشکلات و پاسخ به سؤالات روز کارائی داشته باشد. به عنوان مثال تا کنون درباره فوائد روزه ‌داری کتاب و مقالات مختلفی منتشر شده که عموماً‌باستناد علوم نظری و روانی صورت گرفته و جنبه تأویل و تفسیر به رای داشته‌اند تا جنبه دلایل علمی و تجربی در حالیکه کتاب «اهمیت روزه از نظر علم روز» یکی از تألیفات استاد درست بر اساس معلومات علوم تجربی پزشکی و علوم زیستی متکی و به زبان علم روز اهمیت روزه‌ داری و مکانیسم اعمال بیولوژیکی و فیزیولوژیکی و تغییرات شیمیایی بدن را به دقت بررسی و بطور مستند به قوانین علوم مذکور تألیف گردیده است که با روش قبلی خیلی فرق دارد از این رو در میان موضوعات مورد بحث استاد در تألیفات و سخنرانی ها هرگز مسائل حل شده مسلم روز مشاهده نمی‌شود و دوم اینکه بررسی‌ها و تحقیقات‌شان بیشتر در زمینه مسائلی صورت گرفته است که اساساً‌مورد توجه محققین گذشته یا معاصر واقع نشده و به فراموشی سپرده شده در حالیکه خود از جمله نیازهای مهم جامعه در عصر حاضر است مانند موضوع بحث کتاب «نگاه پاک زن» که اساساً‌چنین مطلبی از خاطرها خطور نکرده است که میل جنسی در زن از عاطفه متأثر است و در مرد از غریزه و لذا نگاه زن به مرد با همان احساس صورت نمی‌گیرد که نگاه مرد به زن، همینطور است بی‌سابقه بودن موضوع طبقه‌بندی عوامل مؤثر در طول عمر در کتاب «راز طول عمر» و یا موضوع ضرورت تصحیح ضریب تنفسی در خواب یعنی موضوع مقاله‌ای است در کنگره بین‌المللی فیزیولوژی پاریس که هم برای فیزیولوژی قدیم و هم جدید، بی‌سابقه بود و در سطح بین‌المللی تازگی داشته و تکان‌دهنده گردیده و همینطور است سایر موضوعات منتخب استاد برای تألیفات و مقالات و سخنرانیها که ذیلاً‌ضمن بررسی شواهد  چندی اهمیت این نوآوریها برای فرهنگ معاصر بهتر و بیشتر روشن خواهد شد. خصیصه سوم اینکه استاد هرگز در هیچ موضوعی از افکار و عقاید دیگران تقلید نکرده و بشدت از آن متنفّر و با حساسیت زیادی پیروی کورکورانه از افکار و عقاید و نظریات دیگران را مطرود و محکوم دانسته و هرگز بدون تأمل و بررسی کافی نظرات دیگران را قبول نکرده و مبنای تحقیقات و مطالعات خویش قرار نمی‌دهند و به خاطر همین دقت در بررسی عقاید و نظرات دیگران – حتی مشایخ و مشاهیر مکاتب و مسالک مختلف علم و فلسفه – بوده است که به آسانی نقاط ضعف بسیاری از نظریه های دانشمندان و فلاسفه و صاحب نظران حتی اهل تخصص در رشته های علوم مختلف متوجه شده و در موضوعات و تالیفات خود ضمن رد آنها اظهار نظرهای دقیق و کامل تری ارائه نموده اند بطوریکه در کتاب ‹‹ زیر بنای تربیتی و اخلاقی  انسان ›› تمام در تعریف‹‹ تربیت ›› اشتباهات همه صاح نظران معروف گذشته و معاصر را نفی و تعریف دقیق تر و کامل تری ارائه نموده اند که بموقع در همین بخش مورد مطالعه قرار می گیرد و یا در کتاب ‹‹ بررسی فرآورده های الکل از نظر فقه  اسلامی ›› اشتباهات دویست و سیصد ساله فتاوی همه فقها و مراجع تقلید را در نجس دانستن الکل طبی و صنعتی و ادکلن ها و شربت های دارویی الکل دار را با دلایل علمی و فقهی صریح رد کرده و طهارت آنرا به اثبات رسانده اند که در این بخش مورد بررسی قرار خواهند گرفت که با توجه به این آزاد اندیشی توام با دقت و احتیات بوده و هست که مرحوم علامه جعفری در مقدمه چاپ دوم کتاب ‹‹ هنر انسان بودن ›› از تالیفات دیگر استاد صراحتا می نویسند ‹‹ … دانشمند معظم جناب آقای دکتر صبور اردوبادی به گواهی تحقیقات وسیعشان در منطقه سعب العبور  ‹‹ خودخواهی››   تلاشهای بی ریا و مخلصانه ای نموده و برای اولین بار به حقایق با ارزشی در این مساله انسانی دست یافته اند و نکته جالب اینکه کتاب حاضر فی نفسه یک روان کاوی بس عمیق و دقیق بشمار می رود بدون اینکه به سبک مکتب تراشان و مکتب سازان روان کاوی در متن از این قبیل عناوین مکتبی حتی در یک مورد نام یا اشارتی به میان آورد… ››.

  بطور کلی بسیاری از موضوعات و مباحث و مسائلی که در آثار و تألیفات ایشان مطرح و مورد بررسی قرار گرفته‌اند باید با صراحت اذعان کرد که برای اولین بار است که در فرهنگ معاصر مطرح و یا تا اخذ نتیجه قطعی و یافتن پاسخ صحیحی مورد بررسی قرار گرفته‌اند که چون نقل و تکرار عنوان «اولین بار» در ابتدای هر یک یک نمونه‌ها و شواهد زنده‌ایکه ذیلاً‌ارائه می‌شود امکان دارد برای خود رنگ تبلیغاتی یا غلو به خود گیرد از این رو به غیر از یکی دو مورد بخصوص که تذکرش لازم و مفید است (آنهم از زبان و بیان و اعترافات مقامات یا شخصیت‌های معروف) در مورد سایر مثالها از تکرارش معذور و درک و شناخت جنبه‌های «نوآوری» یک یک مسائل و مباحث را بر عهده علاقمندان این برنامه واگذار می‌گردد که عدم درک و تشخیص و شناخت چنین واقعیت‌ها هم بر کسی ایرادی وارد نخواهد ساخت و اینک به اختصار می‌پردازیم به نمونه‌های زنده چندی از این نوآوریها:

کتاب «معمای عادت»

که توسط استاد اردوبادی تألیف و در سال ۱۳۴۸ چاپ اولش منتشر شده است حاصل مطالعات و تحقیقات طولانی بالغ بر چهل سال است که برای اولین بار به تعریف صحیح و دقیق و کامل عادت و طبقه‌بندی «عادات مختلف» در انسان و حیوان پرداخته و ضمن بررسی و نقد نقائص ، مکاتب فلسفی و روانشناسی مختلف گذشته و معاصر طرحی نوین و کاملاً‌بی‌سابقه‌ای ارائه نموده است و در اهمیت نوآوریهای این کتاب کافی یادآور شویم که اولین مبحث انتقادی این کتاب اختصاص دارد به معرفی نقص‌های همه مکاتب فلسفی و روانشناسی بطوریکه عنوان اولین مبحث عبارتست از « نظر فلاسفه درباره عادت- نقص مکاتب فلسفی و روانشناسی در تعریف و تقسیم بندی عادت» در این مبحث مهمترین نظریات ارائه شده از طرف معروفترین فلاسفه و روانشناسان بطور مستدل و مستند مورد نقد و رد واقع گردیده است که در فرهنگ معاصر سابقه نداشته است از قبیل نظریات افلاطون- ارسطو- اپیکور- دکارت مالبرانش- لایب نیتز- لاک Lock- برکلی- دیوید یوم- کوندیاک- اسپنسر و همینطور نقد مهمی بر تعریف و طبقه‌بندی ناقص و نادرست رایج در علم « روانشناسی کلاسیک» که به غلط عادات را جمعا به دو دسته تقسیم کرده‌اند و مثال را از کتاب «روانشناسی از لحاظ تربیت» مرحوم دکتر سپاسی- که به پدر روانشناسی در ایران معروفند- انتخاب و نظریات نادرست روانشناسان گذشته و معاصر را کاملاً‌رد کرده‌اند متقابلاً به دنبال این نقد و بررسی مبحث دوم کتاب اختصاص یافته است به یک طرح نوین تقسیم بندی و تعریف یک یک عادات تقسیم شده تحت عنوان « طرح تقسیم بندی جدید عادات». که در مجموع به چهار گروه تقسیم شده‌اند: عادت روحی- عادت عضوی- عادت غریزی- عادت حیاتی (یا بیولوژیکی).

برای معرفی اهمیت این کتاب و « نوآوری آن» در جهان علم به جای هرگونه تعریف و توصیف رشته کلام را می‌دهیم به مرحوم علامه محمد تقی جعفری که در مقدمه چاپ دوم این کتاب اهمیت آن را پس از توصیفات گوناگون دیگری در یک عبارت چنین خلاصه کرده و می‌نویسد:

«… در این کتاب عمق اندیشه مؤلف ارجمند با حقیقت‌جوئی و واقع بینی او دست به دست هم داده و بررسی مسائل مربوط به موضوع عادت را به بالاتر از دیدگاه علم کلاسیک کشانده است  …»

البته پس از انتشار این کتاب متعصبین به افکار و عقاید نادرست مکاتب فلسفی و روانشناسی در این مورد- مخصوصاً‌غربزدگان فریب خورده فلاسفه غرب- از این افشاگری که بر شأن و مقام و فلسفه و روانشناسی حرفه‌ای لطمات سنگین وارد کرده بود تاب تحمل نداشته و ساکت ننشستند و در گوشه و کنار به بهانه‌جوئی و اشکال تراشی پرداخته و سعی در مخدوش نمودن نه چهره کتاب بلکه مؤلفش هم کردند از جمله اعضای گروه فلسفه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که تحمل این خفت را نداشتند در همان زمان- در دوران طاغوت به سال ۱۳۵۰ شمسی- در جلسه‌ای به بحث و بررسی مباحث کتاب پرداختند و تنها ایرادی که گرفتند عبارت بود از اینکه: « دکتر اردوبادی استاد رشته سم‌شناسی دانشگاه تبریز است چه صلاحیتی دارد درباره یک موضوع فلسفی و روانشناسی صاحبنظر باشد، که خوشبختانه یکی از اساتید حاضر در جلسه پاسخ می‌دهد: « درست است این کار، کار شما، بود که می‌بایست انجام می‌دادید و نکرده‌اید، حال که وظیفه شما را دیگری انجام داده بجاست که از او تشکر کنید چرا اینقدر ناراضی و ناراحتید؟! …»

در سال ۱۹۷۶ میلادی کتاب «معمای عادت» توسط استاد دکتر ابوالفضل عزتی (از اساتید دانشگاههای لندن) به زبان انگلیسی ترجمه و در لندن منتشر گردید.

                                                *                      *                      *

« راز طول عمر»

موضوع بحث کتاب « راز طول عمر » از دیگر تألیفات استاد، اختصاص دارد به طبقه ‌بندی علل و عوامل مؤثر در طول عمر که چون در علوم پزشکی کلاسیک بی‌سابقه بود وقتی قبل از تالیف کتاب بصورت مقاله‌ای در دسامبر ۱۹۷۳ به کنفرانس ژرونتولوژی GERONTOLOGIE پاریس ارائه گردید با استقبال زیاد مواجه و از میان کلیه مقالات رسیده به کنفرانس پاریس که جمعاً‌دوازده مقاله برگزیده انتخاب و در نشریه رسمی کنگره چاپ و منتشر گردید این مقاله بجهت نوآوریهایش به جهان علم و فرهنگ غرب از اولویت خاصی برخوردار گردید بطوریکه در گزارش آن نشریه از این طبقه‌بندی (که هم بر اساس علوم جدید کلاسیک و هم بر مبانی فرهنگ غنی اسلام صورت گرفته بود) بعنوان « اولین بار» یاد کرده و در مقدمه چنین می‌نویسد: « برای اولین بار دکتر احمد صبور اردوبادی استاد سم‌شناسی دانشگاه تبریز (ایران) کتابی تحت « راز طول عمر» در دست تألیف دارد و عوامل مؤثر در طول عمر را- در چهار گروه وسیع- تقسیم بندی نموده است که در این کتاب نظرات دانش امروز و همچنین مسئله طول عمر از دید وسیع بهداشت اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است …» این کتاب در چهار جلد طراحی و دست تألیف قرار گرفته بود که متأسفانه تا کنون فقط جلد اول آن چاپ و منتشر شده و اختصاص دارد به نقش قوای روحی القائی انسانها به همدیگر در افزایش طول عمر و شادابی و طولانی شدن موسم جوانی و نیرو گرفتن از دیگران.

نکته شایان ذکر دیگر اینکه در کتاب « راز طول عمر» نوآوریهای دیگری  صورت گرفته است که مجال بحث یک یک آنها نیست و تنها می‌توانیم به یکی از موارد بسیار مهم یعنی « کیفیت نیرو گرفتن از قوای روحی و توجهات قلبی دیگران» اشاره کنیم بدین معنی که گر چه تا کنون درباره عمل «هیپنوتیزم و مانیتیزم» و تحت تأثیر قرار دادن دیگران از راه القای قوای روحی بحث

سفر پاریس

غرض از نقل و شرح این ماجرا بیان یک تحقیق مفید و مهم به حال عموم ، علی الخصوص به جهان دانش است والا نه بخاطر اطاله کلام است و نه بمنظور بزرگ کردن و درشت نمایی یک کار کوچک و یا به رخ کشیدن کارها و خدمات علمی، دینی،و اجتماعی استاد محترم. بلکه صرفاً برای راهنمایی نسل جوانی است که بخواهند در مسیر دین و علم گامی برداشته و به جایی برسند و عمر خود را در برابر مسائل بی اهمیت تلف نکنند. یعنی وسیله تنبه و در عین حال عبرتی است تا بدانند که اولاً راه ترقی و تعالی و تکامل، چه در عالم دین و چه در عالم علم راه همواری نیست و به سهم خود راهی است پر زحمت و پر  مشقت، اما نتایجی که بدنبال خواهد آورد بسیار مفید و زیاد است . دوماً نسل جید با سرمایه جوانی خویش باطنی زحماتی توام با صبر و حوصله خود را به هدف برسانند و سوم اینکه چنانکه در کتاب « راز طول عمر» نیز اشاره شده است  – هدفهای مقدس و بزرگ را درزندگی انتخاب و عمر خویش را در لابلای اهداف کوچک و بی اهمیت صرف نکنند و چهارم اینکه ماهیت تمدن ریاکار غرب را خوب درک کرده و متمدنین خیانت پیشه را درست شناخته که در کارهای عادی، ظاهراً ملاک عمل و قاضی را وجدان قرار میدهند ولی در کارهای مهم، بی وجدانی را به حد اعلای می رسانند…

با این مقدمه عین ماجرایی که این تئوری طی کرده از زبان خود استاد محترم ادامه می دهیم:

 «… به محض اینکه به دانشگاه « ژوسیوی » پاریس وارد شدم، به دفتر مربوطه مراجعه کردم، خانمی در پشت میز نشسته بود و همینکه اسمم را گفتم چنانکه مثل اینکه از قبل ما را می شناخت، خیلی دقیق و سریع پرونده ایکه برای اینجانب تنظیم شده بود همراه با مدارک و بروشورهای و یادداشتهای راهنما، همه را یکجا پیش رویم گذاشت و در مورد نکات و مطالب لازم تذکراتی داد و بعد برگشتم. دانشگاه « ژوسیوی » پاریس دانشگاهی بسیار بزرگ بود. و این بیست و هفتمین کنگره بین المللی علوم فیزیولوژی بود که بمدت یک هفته یا هشت روز در خود همان دانشگاه در زمینه فیزیولوژی در دوازده رشته برگزار شده بود که هر یک از این رشته ها نیز تخصصهای جداگانه ای بشمار می آمدند مانند قلب، عروق، دستگاه گوارشی، دستگاه ادراری، مغز ، اعصاب، کبد و… که یکی هم رشته مربوط به تنفس و کارهای فیزیولوژی ریه و عملکرد تنفس بود، که مقاله اینجانب هم در این شاخه مطرح می شد در مدت برقراری کنگره در این دانشگاه روزانه ۶۵ آمفی تئاتر برنامه داشت که در هر کدام یک قسمت از این مقالات با حضور عده ای مطرح می شد و بحث و مشاوره و تبادل نظر بعمل می آمد – البته آمفی تئاترهایی که در آنجا وجود داشتندهمچون آمفی تئاترهای ما یا سالن های سخنرانی و کنگره های ما نبود که مثلا در یک سالن دو هزار نفر یکجا جمع بشوند، یک نفر صحبت کند و همه ساکت گوش بدهند و تمام آن مدت وقت تلف شود. یکی از روزها بعد از اتمام کارهایم خواستم از این آمفی تئاترها دیدن کنم. که ذکرش خالی از لطف نیست. تمامی دربهای ورودی آمفی تئاترها از پشت سر حضار و از انتهای سالن باز می شدند تا برای جلسه مزاحمتی ایجاد نشود. در هر آمفی تئاتری ، ده ، پانزده و حداکثر بیست نفر و آنهم همگی از دانشمندان و متخصصین رشته های مربوطه نشسته و همه شان درباره موضوع مربوطه مقالاتی داده بودند و کشفیات و مطالعات و نتیجه تحقیقات خود را عرضه می کردند و دیگران هم وقت می گرفتند و نظر می دادند و یا گاهاً جوابهایی می دادند و آنرا رَد می کردند…

مطابق کتابچه ای که از طرف کنگره منتشر شد چهار هزار و سیصد دانشمند و متخصص و فوق تخصص از سراسر جهان مقاله فرستاده و شرکت داشتند که یک عده از مقالات رَد شده و قابل قبول و مطرح شدن در کنگره نبودند و از آن میان فقط سه هزار و هفتصد مقاله انتخاب و در کتابی حدود دوهزار و پانصد صفحه در دو جلد و آنهم فقط خلاصه مقالات به چاپ رسید که مقاله ما هم جزو این مقالات بشمار می آمد. در جلد دوم این کتاب در صفحه ۱۶۹۲ تحت شماره ۱۶۹۳/۱ خلاصه ای از مقاله اینجانب چاپ شده بود . از روی این خلاصه مقاله هر کسی می توانست بفهمد که هدف مقاله و نتیجه این تحقیقات چیست؟ آیا چیز تازه ای به عالم علم عرضه شده است یا نه؟ که البته چنانچه قابل توجه نمی بود از همان ابتدا این مقاله رَد می شد. خلاصه ای از مقاله را قبلا در فرمی که به اینجانب فرستاده و درخواست کرده بودند که باید مطالب را به اندازه گنجایش کادر مستطیلی شکل که در فرم تنظیم شده و یا حداکثر در صد کلمه می نوشتم – که رسیدگی به مقالات وقت گیر و طولانی نشود – ارسال شده بود اما با این حال متن کامل مقاله را نیز بهمراه خود داشتیم .

بعد از اتمام کنگره و بازگشت به ایران، چون مقاله ما هنوز در مقام تئوری بود و می بایست بصورت عملی دنبال می شد و همانطور که در نامه های « پروفسور لاهیری » و « پروفسور بوئر » یا « پروفسور فورستر » ( FOSTER)  – که پیش از این ارائه شد – مشاهده می شود، علاقمند بودند تا از نتایج بعدی این تحقیقات آنها را نیز مطلع کنیم.

به ایران که آمدم، در دانشگاه تبریز شروع به انجام کارهای عملی شدم که البته مشکلات زیادی داشت چرا که خود این بحث – که در خواب میزان جذب اکسیژن بیشتر است از حالت بیداری – بحث ظریفی بود و همین خاطر هم تاکنون در علم فیزیولوژی این موضوع نه مطرح و بلکه به جهت تازگی و بی سابقه بودن، دقت و حساسیت خاصی در بین علاقمندان ایجاد  شده بود و تمایل داشتند بدانند که نتیجه چیست و چه خواهد شد؟ مشکلات کارهای عملی این تئوری بیشتر از این لحاظ بود که چنانچه می خواستند مقدار اکسیژن موجود در خون را در حالت خواب اندازه گیری کنند( خونگیری با سرنگ) به محض فرو کردن سوزن در پوست بدن شخصی از خواب بیدار می شود. پس در نتیجه هیچ نوع کار عملی در هیچ جای دنیا بر روی این مسئله صورت نگرفته بود و اگر هم برخی کارهای عملی صورت می پذیرفت باز بعلت مشکلات و اشتباهات زیادی که پیش می آمده ناتمام و بالانتیجه می ماند. چرا که شخص خوابیده اگر به خواب حقیقی فرو رود دست رسی به خون و اندازه گیری مقدار اکسیژن آن مشکل یا اینکه عواملی خواب را مختل و شخص به خواب راحتی نمی رفت بطور مثال کسی که میدانست امشب چند ساعتی تحت کنترل یک پزشک قرار خواهد گرفت همین فکر خواب او را مختل و مانع از خواب راحت می شد.

بهر حال تا زمان طرح این موضوع بعلت مشکلات موجود هیچ نوع آزمایش مستقیمی بر روی مسئله مصرف اکسیژن در خواب و مقایسه آن با حالت بیداری صورت نگرفته بود و همانطورکه در اوایل مقاله نیز یادآور شده ایم و در کتاب فیزیولوژی« گایتون » هم به آن اشاره شده است کارهایی که تا کنون درباره اندازه گیری مقدار اکسیژن در حالت خواب یا بیداری صورت گرفته همه از روش غیر مستقیم انجام گرفته و فقط از روی مقدار حرارتی که در محیط در حالت بیداری و خواب پخش می شد و لوله های آبی که از اتاقک های مخصوص آزمایش عبور می کرده و گرم می شد، عمل میکردند که خود این روش هم شیوه درستی نبود.

با مطالعات زیاد روی چگونگی انجام آزمایش و با کمبود وسایل و عدم امکانات لازم بالاخره در تبریز کارهای  عملی را شروع کردیم.

از این بابت یک روش غیر مستقیم در نظر گرفتیم، بدین گونه که اتاقکی را که قرار بود شخص یا اشخاصی در آن بخوابند آماده کنیم و مقدار اکسیژن هوای تنفسی اتاقک را، در حال خواب و در حال بیداری اندازه گیری کنیم . اتاقکی بصورت کاملاً ایزوله، یعنی جدا شده و غیر قابل نفوذ ترتیب می دهیم، طوری که هوای اتاقک با خارج هیچ نوع ارتباطی پیدا نکنند و هر چه راه نفوذ هوای خارج به داخل و یا داخل به خارج بود ببندیم.

اولین آزمایش انجام شده در بیمارستان اما خمینی امروزی بود ( که آنروزها بنام بیمارستان پهلوی معروف بود )  در آنجا در بخش ریه و تنفس جناب آقای « دکتر چَکُشیان » که در خارج هم دوره دیده بودند و فوق تخصص داشتند، علاقه زیادی به شرکت در انجام این آزمایشها و فراهم کردن وسایل کار داشتند که وسایل زیادی هم در حد توان خویش برایمان فراهم ساختند و بالاخره، اولین آزمایشمان بروی سه نفر انجام گرفت به این ترتیب که در بخش ریه، اتاق کوچکی را انتخاب و تمام درزهای در و پنجره و همه جای آنرا بوسیله نوار چسبهای پلاستیکی کاملاً مسدود کردیم.

نظر بر این بود که این سه نفر، شب را تا صبح با در نظر گرفتن ساعات خواب و ثبت ساعات خوابیدن و همچنین هنگام بیداری ، – البته بیداری واقعی و نه میان ساعات خواب که گاهگاهی شخص بیدار می شود و بعد دوباره می خوابد – در اتاق بخوابند و زمانی که از خواب بیدار شدند ، ساعت را نگاه کنند  و مدت زمان خواب خود را ثبت کنند(که مثلا ۷ ساعت خوابیده اند ) و همچنین در داخل اتاقک بالن هایی کار گذاشته بودیم تا از هوای اتاق بوسیله آنها نمونه برداری شود. شرح جزئیات آزمایش در اینجا به درازا می کشد و همینقدر یادآور می شویم که پیش از خواب از هوای آزاد اتاق نمونه برداری می شد تا معلوم شود که چند درصد اکسیژن دارد و بعد از اینکه در اتاق دربسته و کاملاً مسدود می خوابیدند هنگام صبح نیز بعد از بیدار شدن، از هوای اتاق بوسیله نمونه برداری و درش را محکم می بستند که اینها در واقع نمونه برداری بعد از خواب بود. پس از این عمل و بعد از اینکه آن سه نفر در همان بیمارستان صبحانه را صرف و یکی دو ساعت استراحت می کردند دوباره در همان اتاقک و در همان شرایط (  شرایطی که در حال خوابیدن مهیا شده بود )  نیز ۷ ساعت را در حالت بیداری می گذراندند که یا نشسته مطالعه و یا صحبت می کردند. و قرار بر این بود که باز بعد از اتمام آن ۷ ساعت، قبل از اینکه در اتاق باز شود و هوای بیرون و درون با هم مخلوط شوند، بوسیله  پنج، شش بالونی  که برای نمونه برداری گذاشته شده بود، نمونه برداری کنند تا مقدار اکسیژن مصرف شده در ۷ ساعت بیداری اندازه گیری و مقایسه شود که طرح جزئیات در اینج لازم نیست. اما بعلت اینکه وسایل اندازه گیری دقیق و حساس در اختیارمان نداشتیم متاسفانه این آزمایش به آن صورت نتیج نداد بعد از مطالعات دیگری باز هم یک سلسله آزمایش ها را دنبال کردیم. نوبت دوم در دی ماه سال ۱۳۵۶ – تقریباً چار ، پنج ماه بعد از کنگره بین المللی – بود و این دفعه بر روی شش نفر، البته در اتاق دیگری که در یک خانه ترتیب داده شده بود آزمایش انجام گرفت . این بار شرایط از آزمایش قبلی بهتر صورت گرفت ، چرا که اختیار تمامی کارها در دست خودمان بود.

بدین شرح که باز هم اتاق ایزوله ای تهیه کردیم و شش نفری در آن خوابیدند که این بار هم بعلت نقص وسایل فنی، نتیجه ای حاصل نشد و تا اینجا موفق به انجام کاری نشدیم.

در آنزمان در دانشگاه هر کس طرح پژوهشی داشت مطرح و بعد از بررسی جهت اجرای آن بودجه ای در نظر می گرفتند . بعد از اینکه مشکلاتی به این صورت برایمان پیش آمد، تصمیم گرفته شد که این برنامه را بصورت یک طرح پژوهشی دانشگاهی به دانشگاه پیشنهاد دهیم تا وسایل کار و بودجه لازم را فراهم و برای ادامه کار به تهران برویم تا بلکه لوازم مورد احتیاج مرغوب از نظر دقت را در آزمایشگاههای مجهز در آنجا پیدا کنیم.  طرح پیشنهادیمان همانند مقاله پیشین می بایست این بار هم مراحل قانونی خود را طی میکرد و بدان جهت ارجاع دادند تا گروه فیزولوژی دانشگاه نظر دهد.

گروه فیزیولوژی وقتی متوجه شد که این مسئله در سطح جهانی سرو صدایی و مقبولیتی پیدا کرده بر اساس همان عقده ای که از قبل داشت، باز هم  از کار شکنی دست برنداشتند و لازم به تکرار است که بدبختانه مدیر گروه فیزیولوژی آنزمان آقای دکتری بود که در دانشگاه به یک مسلمان حقیقی، شناخته شده بود…! خلاصه در آنجا هم مخالفت کردند. با وجود این مخالفتها از ادامه کار دست نکشیدیم تا اینکه پس از مدتی با یکی از آقایون بنام دکتر « سعید.خ » که در اجرای آزمایشها زحمت بسیاری کشیده بودند شخصا داخل آن اتاقکها – که قبلاً توضیح دادیم – حضور داشتند و همچنین عضو کادر فیزیولوژی دانشکده علوم پزشکی تبریز و از اعضای برجسته انجمن علمی – مذهبی و مسلط به زبان انگلیسی بودند مشورتی در مورد چگونگی انجام آزمایشها در خارج از کشور صورت گرفت . از این رو ایشان با دانشگاه « اکسفورد » ( oxford) انگلستان مکاتبه کردند ولی باز مشکل دیگری مواجه بودیم. البته آقای دکتر « سعید. خ » به عنوان اینکه خواستند در دانشگاه آکسفورد، دوره تخصصی یا فوق تخصص را بگذرانند به آنجا نامه نوشتند، اما افرادی که از کشورهای دیگر از این دانشگاه بورس تخصصی و فوق تخصص می گرفتند بعد از اخذ معلومات خوب و فارغ التحصیل شدن بجای اینکه در آنجا مقیم باشند به کشورهای خودشان باز می گشتند با وضع مقرراتی کشور انگلستان از قبول دانشجویان غیر بومی برای دوره های تخصصی و فوق تخصصی امتناع می ورزید. با وجود چنین مانع بزرگی دیگر راه نفوذ خارجیها برای کسب این سطح تخصص، بسته می شد.

بهر صورت ایشان نامه ای به آنجا نوشته بودند که « می خواهم در آنجا دوره تخصصی ببینم و موضوع تحقیقی خود را « اندازه گیری مقدار مصرف اکسیژن در خواب » در نظر گرفته ام و این موضوع در بیست و هفتمین کنگره بین المللی در مقاله ای توسط دکر اردوبادی ارائه و قبول شده است یک نسخه انگلیسی از مقاله را هم به دانشگاه اکسفورد فرستادند. لازم به یادآوری است که اصل مقاله ارسالی به کنگره به سه زبان فارسی، انگلیسی و فرانسه ترجمه شده بود . در آن نامه نوشتند که : « قصد دارم کارهای عملی این تحقیق را در آنجا انجام دهم » هنگام ارائه این پیشنهاد به دانشگاه اکسفورد – با توجه به اهمیت موضوع – باز هم مدیر گروه همان جناب دکتر مسلمان ما عقده دار شده و شروع به مایوس کردن آقای دکتر سعید.خ  کرده بود چرا که مبادا اگر این کار شکل گیرد آبروی آنها بیشتر خواهد رفت و از این رو به ایشان تلقین می کرد که سالهاست دانشگاه اکسفورد دیگر از کشورهای خارج برای دوره تخصص و فوق تخصص کاری تربیت نمی کند… . ما هم این کار را « تَوَکَلتُ عَلَی ا…» اقدام کرده بودیم که خوشبختانه بعد از اندک مدتی نامه ای بسیار محترمانه با نظر مساعد به ایشان ( آقای دکتر سعید . خ ) از طرف دانشگاه اکسفورد فرستاده شد که در آن رئیس بخش فیزیولوژی تنفسی دانشگاه اکسفورد – پروفسور پِتِرسن ( PETERSEN)  – با استقبال بسیار، نوشته بودند که از طرح شما مبنی بر کارهای عملی این موضوع و انجام آن در اینجا استقبال می کنیم و برای ایشان بورسی نیز در نظر گرفته و به این ترتیب موافقت خودشان را اعلام کردند.

رسیدن این نامه همانند بمب در گروه فیزیولوژی دانشگاه تبریز با آن تنگ نظری ها و کارهای بچه گانه پزشک مسلمان ما! صدا کرد و تعجب همگان را برانگیخت که چطور دانشگاه اکسفورد انگلستان که از هیچ جا  و حتی از امریکا و دیگر جاهای اروپا کادری برای تربیت متخصص و فوق تخصص قبول نمی کند، ایشان را پذیرفته است.

خلاصه در چنین شرایطی ایشان آماده برای رفتن به انگلستان شدند و رفتند. البته این برنامه مدتها بعد و پس از پنج ، شش سال که ما در اطراف این مسئله مطالعه کرده و وامانده بودیم که چطور و از چه راهی وسایل کار را فراهم کنیم، انجام گرفت. قبل از ما کسی به فکر این نیفتاده بود که بطور غیر مستقیم با اندازه گیری میزان اکسیژن تنفسی اتاقکهای مسدود، در حالت خواب و بیداری، بفهمد که در موقع خواب بیشتر اکسیژن مصرف می شود یا در موقع بیداری. و این ابتکار ما پیش از این سابقه ای نداشت چرا که اگر از کشورهای دیگر نحوه این آزمایش را دانسته بودند با استفاده از همه امکانات و فراهم کردن وسایل قادر به انجام آن می شدند. اما این ماجرا بی سابقه بود و نوآوری بسیار مهمی حتی در بر هم زدن تئوری های پیشین فیزیولوژی بحساب می آمد و چون از طرفی آنها واقف به این مسئله نبودند و از طرف دیگر ما نیز آن امکانات لازم را نداشتیم بالاخره به این فکر افتادیم که بلکه از دانشگاه های خارج در این زمینه بتوان استفاد نمود.

با رسیدن نامه پروفسور پترسن، امیدی پیدا شد که ایشان به آنجا بروند و کارهای عملی را بعنوان موضوع تحقیقی خود، تنظیم کنند و ادامه و نتایج آنرا به ما و به دانشگاه اکسفورد، گزارش بدهند و در نتیجه تقریباً در نیمه دوم از سال ۱۳۶۴ شمسی و حدود ۹ سال بعد از تاریخ برگزاری کنگره – که تا آن موقع نه تنها از کارها دست نکشیدیم بلکه در جستجو چاره ای برای عملی کردن این تحقیق بودیم. حالا یا ثابت شود که اشتباه کرده ایم و یا ثابت شود که واقعیت است – آقای دکتر سعید .خ از تبریز به طرف دانشگاه آکسفورد حرکت کردند و در آنجا نزد آقای دکتر « پترسن»  خودشان را معرفی کردند.

در این مدت انتظار داشتیم که ایشان نتایج آزمایشهایی را که شروع کرده اند – که البته مدتی وقت برای انجام آن لازم بود – برای ما بفرستند تا دریابیم که این آزمایشها به نتیجه رسیده یا خیر؟

بعد از مدتی ( چند ماه بعد ) نامه ای از طرف آقای دکتر سعید .خ در تاریخ ۲۱/۱۱/۱۳۶۴ به دستمان رسید و در آن برخلاف نامه های قبلی که از استقبال خوبی که از ایشان توسط استاد انجام گرفته بود – « تا رسیدم پروفسور خیلی استقبال کردند و با احترام زیاد مرا اتاق به اتاق جهت معرفی نزد همکارانشان بردند و …» – نوشته بودند، این بار نامه یاس آور بود که عین نامه را – چون همه مکاتبات را همیشه اینجانب نگه می داشتم – نقل می کنیم :

« در مورد موضوع تصحیح ضریب تنفسی بطور خلاصه گزارشی را تقدیم می کنم بدین شرح: بعد از جابجا شدن به دانشگاه آکسفورد با دکتر پترسن که قبلاً با او در ارتباط بودیم آشنا شدم، برخورد وی بسیار خوب بود و ساعتی با من در قسمتهای مختلف آزمایشگاه فیزیولوژی می گشت و با همکاران دیگرش آشنا نمود ولی علی رغم انتظارات قبلی چیزی در مورد آزمایش پیشنهادی از طرف اینجانب که همان نظریه جناب عالی بود مطرح نکرد و فقط تاکید کرد که سعی می کنند در مدت آموزش زبان، بطور نیمه وقت به آزمایشگاه مراجعه و با وسایل آنجا آشنا بشوم …

بعد از ملاقات دوم وقتی دیدم که باز به آن اشاره نکردند و حتی مطرح ننمودند که من در یکی از تحقیقات در جریان آزمایشگاه همکاری خواهم کرد بعداً تصمیم گرفتم خود راساً موضوع را با وی در میان بگذارم و اگر آمادگی نشان ندادند امکاناً از ادامه تحصیل در آزمایشگاه ایشان منصرف و دنبال دانشگاهی دیگر باشم که بتوان موضوع را در آنجا تحقیق کرد برای اینکه طرح موضوع همراه با مدارک کافی باشد یک نسخه از متن مقاله پیشنهادی جناب عالی را به کنگره بین المللی فیزیولوژی پاریس با حذف قسمت آخر آن که به شواهد اسلامی پرداخته شده ( برای جلوگیری از مخالفت احتمالی در ابتدای امر اگر خود وی یا از همکارانش روحیه ضد اسلامی داشته باشند ) تکثیر و نیز مطلبی در چند صفحه در مورد آزمایشاتی که زمستان گذشته انجام داده بودیم و علت عدم رسیدن به نتیجه قطعی نوشتم بعد پیش دکتر « پترسن » رفته و ضمن طرح موضوع مدارک مذبور را همراه با متن فشرده مقاله جناب عالی در « پروسدنیگ کنگره بین المللی » مذبور ارائه نمودم – یعنی در آن کتای که قبلاً عرض شد در ۲۵۰۰ صفحه که همه خلاصه مقالات آمده است ایشان هم خود مقاله را برای ایشان آوردند هم آن خلاصه ای که در آنجا چاپ شده است یعنی رسما کنگره تائید و قبول کرده که موضوع قابل تحقیق است ) او گفت که بخاطر می آورم که چنین مطلبی قبلاً در برنامه بوده ولی امکانات کافی برای انجام آنرا در آزمایشگاه خود ندارم و بعد در مورد امکان پیاده کردن ساده تری صحبت هایی رد و بدل گردید بعد وقتی داشت مقاله جناب عالی را مرور میکرد، محسوس بود که نظرش به شدت جلب شده ولی چونکه احتمال انجام آزمایش تحقیق میزان جذب اکسیژن در خواب توسط دیگران می رفت قرار شد که تا این مطلب بررسی شود. روزی دیگر به من اطلاع داده که قبلاً دو سه فقره آزمایش توسط افراد مختلف روی این مطلب بررسی و دو عدد از آنها را که یافته بود به من داد و قرار است برای یافتن مقاله ای دیگر به کتابخانه ای که دارد راساً مراجعه نماید علی رغم اینکه ظاهرا مسئله حل شده به نظر می آمد بعد از مطالعه دو مقاله مذبور به نتایجی به نفع نظریه حضرت عالی رسیدم که به خدمتان گزارش و مقاله سوم که در مورد بررسی موضوع روی بچه هاست بعد از یافتن و مورور در صورت لزوم گزارش خواهد شد.

در دو مقاله مزبور که مطالعه شده یکی فقط مصرف اکسیژن را در مراحل مختلف خواب بررسی کرده و با حال بیداری مقایسه نکرده است که مطلب قابل عرضی فعلاٌ ندارد ولی مقاله دیگر که تحقیق مفصلی را شامل است حاوی نکات مهمی است و مصرف اکسیژن یعنی تولید O2+ را در شرایط خواب و بیداری و نیز مراحی مختلفی از خواب را بررسی کرده است این مقاله که بالغ بر صد و ده ۱۱۰ صفحه شده و در کتاب فیزیولوژی اسکاندیناویا جلد۵۹ مورخ ۱۹۶۳ چاپ گردیده شرح تحقیقی است وسیع تحت عنوان تنفس و درجه بیداری در انسان که در همان سال انتشار کتاب در دانشگاه « لاند» به شهر استوکهلم انجام شده بود و به عنوان های مختلف تنفس و نولو فیزیولوژی به بیمارستان « مالو » و تعدادی بخش ها و موسسات دیگر در آن همکاری داشتند آقای دکتر در باقی نامه کیفیت آزمایش اینها را نقل کردند که بحثش طولانی است اما در نتیجه به همان مشکلاتی که ما درباره خواب تحت آزمایش یعنی بی ثباتی خواب در تحت آزمایش یا بی اعتباری خواب در تحت کنترل را بیان کردیم به همان نتیجه رسیده اند در آخر نوشتند که گرچه آزمایش کنندگان ادعا داشتند که برای خواب افراد تحت آزمایش در محیط آرام و تاریک آزمایش کردند ولی الزام تنفس از راه دهان و مسدود بودن بینی و نز وسایل مزاحم قطعاً بر کیفیت خواب افراد اثر منفی داشته است و حتی تصدیق نموده اند گروهی از آزمایش شوندگان صورت بی ثبات داشته است و نیز غلظت بیشتر اکسیژن احتمالاً با تغییر شرایط طبیعی اثر منفی می توانست در آزمایش ها داشته باشد البته مراحل مختلف خواب و بیداری را با توجه به امواج خاصی که در « الکتر آنسفالوگرام » از فعالیت مغز ثبت می شود به راحل مختلف تقسیم کرده اند.

در آخر این گزارشات نوشته اند که در آزمایشها مشاهده می شده که جذب فراوان اکسیژن حتی بیشتر از حال بیداری حتی نزدیک به آن در مراحل دوم و سوم توام با افت شدید تولید گاز کربنیک بسیار جالب و درست در جهت نظریه جناب عالی مبتنی بر مصرف قسمت مهمی از اکسیژن در حال خواب برای مقاصد غیر انرژی زا و کارهای ترمیمی و ساختمانی بدن و نیز دفع سموم است که تولید کننده گازکربنیک نیستند» … یعنی به همان نتیجه ای رسیده اند که ما تئوری آن را داده بودیم، اما در عمل که روی ۱۴ نفر آزمایش انجام شده بود. باز هم به علت اینکه در موقع خواب بینی خواب روندگان را برای کنترل صحیح جریان اکسیژن در تنفس، با گیره هایی می بندند و قرار بر این می شود که اینها در حال خواب از دهان تنفس کنند. همانطور که خود آقای هم در نامه نوشته اند، این وسایل اضافی که خودشان ناراحت کننده است و خواب را مختل میکند اثراتی دارد که آنها به این وسیله اعتنا نکرده اند.

در هر حال در چنین شرایطی این آزمایش ها صورت گرفته که چرا پروفسور پترسون به بهانه اینکه این آزمایش قبلاً در جاهای دیگر – ( در حالی که نتیجه هم نرسیده اند ) انجام گرفته ادامه کارهای تحقیقی این مقاله را نپذیرفته است؟ …

اما در اینجا نتایجی بدست مان آمده که خیلی قابل توجه می باشند: اولاَ اینکه بر خلاف سنت انگلستان که از کشورهای خارج هیچ کس را برای گذراندن دوره تخصص و فوق تخصصی قبول نمی کردند به علت جالب بودن این مقاله و برای اینکه می خواستیم روی این مقاله کار کنیم یک نفر از دانشگاه تبریز به آسان ترین وجهی با دریافت بورسی از آن دانشگاه در آنجا دوره تخصص را به اتمام می رسانند و بعد از سه الی چهار سال با اخذ درجه PHT ، به کشورمان بر میگردند و هم اکنون در دانشگاه تبریز در گروه فیزیولوژی استاد هستند.

یعنی اگر سایر فواید این مقاله و شرکت در کنگره بین المللی را در نظر نگیریم حداقل برای دانشگاه تبریز و جامعه ایران علمی گام بزرگی محسوب می شود ثانیاً مسئله دیگر این که هر چند آقای دکتر در نامه نوشته اند که من برای اینکه در آخر مقاله برتری فرهنگ اسلام مطرح شده است آنرا سانسور کرده ام – ( چنانکه ما در آخر آن مقاله بعد از آنکه مفصلاً توضیح دادیم که در خواب اکسیژن بیش از حالت بیداری مصرف می شود یادآور شده ایم که در فرهنگ اسلامی این اصل منظور نظر شده و در هیچ فرهنگ دیگری منظور نشده است ) اما در اینجا محل شبهه ای هست و آن اینکه گر چه آقای دکتر این مسئله را از آخر مقاله حذف کرده اند تا ایشان از بعد مسائل مذهبی حساسیت از خود نشان ندهند. اما فراموش کرده اند که این مقاله خود وقتی در سطح جهانی عرضه شده و در همان کنگره عین مقالات بصورت کامل با تیراژ بالائی منتشر شده است ( و ما در همان جریان که پوستری را که از این مقاله در یکی از سالنها نصب کرده بودند متن مقاله را هم آنجا گذاشته بودیم، میدیدیم کسانی که آن پوستر را می خواندند و می فهمیدند فوراً یک نسخه از خود مقاله که بزبان انگلیسی و فرانسه موجود بود برمی داشتند و با خودشان می بردند. مخصوصاً از مقاله هایی که بزبان انگلیسی بود بطوری که در آخر از آنها هم چیزی باقی نماند ) یعنی وقتی این مقاله در سطح جهانی منتشر می شود دیگر قابل اطمینان نیست که پروفسور پترسن از آن اطلاعی نداشته باشند بعلاوه متاسفانه مراکز علمی جهان غرب بشدت تحت کنترل مقامات سیاسی می باشند وبه سهم اعظم چنانکه معروف است نفوذ جهانی صهیونیزم بر همه این مراکز نظارت دارد…

در اینجا سه نظریه بوجود می آید چرا که اولاً در آن آزمایش ها که بر روی ۱۴ نفر صورت گرفته بود معلوم شد که خود آنها هم با وجود همه تجهیزات به نتیجه ای نرسیده اند، یعنی ما آزمایش فقط وسایل دقیق برای اندازه گیری اکسیژن موجود باقی مانده در هوا را نداشتیم ولی در آنجا این وسایل عادی بود ما خودمان می خواستیم از این راه عمل کنیم که در اینجا بسیار مشکل بود و چنانچه به آن روشی که ما اتخاذ کرده بودیم در دانشگاه اکسفورد اهمیت می دادند و آقای دکتر سعید . خ را برای انجام آن قبول میکردند. احتمال داشت که این موضوع بنام کشور ما در فیزیولوژی تحولی ایجاد کند چرا که حتی یکی از روءسای دانشگاهها چنان به این مقاله اهمیت داده بود و اظهار کرده بود که اگر این مقاله در کاهای عملی موفق بشود از جمله آن کارهای عملی خواهد بود که می تواند برنده جایزه نوبل شود. وقتی که همه این را به این صورت درک می کنند بعید است که در کشورهای خارج این را درک نکنند و اما بعید بنظر می رسد که راضی شوند چنین کاری را در دنیا بنام ایران منتشر کنند. زیرا کشورهای خارج، مخصوصاً امریکا و اروپا، رقابتهای علمی شدیدی دارند و گاهی شب تا صبح نیز دنبال آزمایشها را میگیرند تا بلکه در موضوع تحقیقی که هم در امریکا دنبال می شود و هم در اروپا هر کدام زودتر از دیگری نتیجه را ارائه بدهد و از طرف دیگر نیز « دزدی علمی » در غرب رواج زیادی دارد و خیلی ها هستند که طرح های تحقیقاتی دیگران را می دزدند بنام خودشان در دیگر جاهای دنیا به ثبت می رسانند. در جریان متوقف ماندن کارهای تحقیقاتی که به اصطلاح آخرین تیری بود که ما به هدف نشانه رفتیم لیکن موانع بیشتر شده باید در این باره توجه کرد که چرا پروفسور پترسن انجام این آزمایش را قبول نکرد و مخالفت ورزید در حالی که بخاطر همین آزمایش، یک نفر خارجی را ، در بیرون از مدار قوانین داخلی شان پذیرفته و به ایشان بورسیه داده اند یعنی هم از آنجا حقوق میگرفتند و هم کار میکردند و نتیجه تحقیقات را به خود دانشگاه ارائه می دادند در اینجا سه نظریه مطرح است:

یکی عبارت است از اینکه شاید از روی بخلی که غربی ها نسبت به شرقی ها مخصوصاً به ایران دارند باشد. زیرا در سال ۶۴ که این برنامه به دانشگاه اکسفورد منتقل شد تازه چند سال از وقوع انقلاب اسلامی ایران می گذشت و همه غربی عا بر علیه این انقلاب مجهز بودند. منتها ممکن است که در اوایل پروفسور پترسن درک نکرده بود که با چه جریان مهمی سر و کار دارد و احتمال دارد که اینها بخاطر همان رقابتهای علمی ، نخواسته باشند که نام ایران به میان آید و در جاهای دیگر هم قرینه این مطلب بسیار است.

نظریه دوم این که شاید بخاطر بخلی که دادند می خواستند این کار را از مدار خارج و به نام خودشان و دانشگاه اکسفورد در دنیا معرفی کنند.

و نظریه سوم این که احتمال دارد از همان اوایل که این مقاله منتشر شده بود و مسلماً این نوع مقالات و موضوعات در کتابخانه های دانشگاههای معروف دنیا جمع آوری و طبقه بندی می شود. نسخه ای از آن در کتابخانه دانشگاه اکسفورد نیز وجود داشته تا پروفسور پترسن بعداً بدان مراجعه و کاملاً آنرا مطالعه کرده است و از محتویات آن با خبر گشته و به اهمیت آن پی برده بود.

و بالاترین خطری که از نشر این مقاله چنانچه در کارهای عملی به نتیجه می رسید وجود داشت این که نام فرهنگ اسلامی در راستای آن در دنیا زنده می شد. پس ممکن است که یکی از این سه نظریه درست بوده و یا اینکه هر سه درست باشند و هر سه دست به دست همداده و موجب شده اند تا پروفسور پترسن ، انجام این آزمایش را در آنجا لغو کرده باشد.

در هر حال غرض از نقل این ماجرا این که نسل جوان هوشیار بوده و بدانند که اولاً در داخل کشور و میان این برادران بظاهر مسلمان چهمیزان نقایص روحی و اخلاقی وجود دارد که در عالم علم هم نمی توانند خود را با واقعیت تطبیق دهند ثانیاً با روحی مدم کشورهای غربی خوب آشنا شوند و بفهمند که با آن فرهنگ و تمدن و علوم و فنون و تکنولوژی ، هنوز هم آن مراحل اولیه انسانیت را ترک نکرده اند و روحیه عناد دارند.

در هر حال برنامه این چنین بود و روزی این مسئله رو خواهد شد و بهر صورت خارج از اینکه مقاله ما در عمل و بطور عملی به نتیجه برسد یا نرسد، بزرگترین مشکلی که برای غربی ها و جناب مدیر گروه فیزیولوژی دانشگاه تبریز در اینجا وجود دارد این است که ما با شش دلیل نقائص آزمایشهای قبلی فیزیولوژی قدیم و جدید را مطرح و همه یکجا رد کرده ایم و به معتبرترین کتاب فیزیولوژی کتاب « گایتون » باشد ایرادی گرفته ایم که قادر به جواب دادنش نیستند و دوم اینکه در مقابل این دلیل بیست و پنج دلیل دیگر نیز ارائه کرده ایم که هر یک یک آنها به تنهائی می تواند دلیلی باشد بر اینکه در موقع خواب جذب اکسیژن بیشتر از موقع بیداری است… و اما متاسفانه لجاجت و عناد به حدی رسید که دیگر نمی شود با آن مقابله کرد.