یک سخن

آرایش در فرهنگ دینی

برگزیده از مطالب کتاب در دست تالیف « سمیت لوازم آرایشی »  استاد دکتر احمد صبوراردوبادی


آرایش در فرهنگ دینی

 بدیهی است که با وجود ضرورت زندگی در جمع و جامعه هرگز افراد عادی نمی­توانند با همه انحرافات واشتباهات مبارزه نموده یا آنهمه آداب و رسوم زائیده بدعت­ها و سنت­های اشتباهی را اصلاح یا عوض نماید و اگر هشیار و بیدار باشد حداکثر این است که می­تواند خود در برابر آنها ایستادگی و تابع آنها نباشد که این هم کار هر کسی نیست که ایستاده و بدون آزار و اذیت­های سیل عظیم خطاها و انحرافات تا آخر ایستادگی نماید چرا که در درجه اول همه کسی علم و آگاهی لازم نسبت به خطاهای دیگران را ندارد تا تکلیف خود را درست دریابد و درجه دوم که مهمتر از اولی است این است که هر کسی آن درک و فهم و استنباط با آن دل و جرات و شهامتی را ندارد تا برخلاف عرف و غلط جامعه راه و روش درست پیش گیرد و به عنوان مثال اینک ما دانستیم که بطوری که هم اکنون دانستیم که همۀ لوازم آرایشی رایج در عصر حاضر (یا اکثریت قریب باتفاق آنها) ساخته شدۀ عناصر شیمیائی سمی و یا غیر سمّی زاید بر احتیاج بدن هستند و در نتیجه استعمال مداوم و یا افراطی آنها مسلماً به سلامت بدن لطمه زده و یا در دراز مدت عوارض گوناگونی را بدنبال میآورد و کمتر کسی از این واقعیت می­تواند آگاه باشد و یا با وجود علم بدان هم عمل کند!!

از طرف دیگر بنا به اقتضای شرایط نامساعد اجتماعی تقریباً همه زنان عالم بنوعی اسیر وابستگی بدان عناصر سمی یا غیر لازم بدن هستند که حداقل بنا بدو دلیل نامبرده در زیر بدین سادگی خود نمی­توانند از استعمال آنها خودداری کنند و نه شرایط زمان اجازه چنان تصمیم مبارکی را به آنها میدهد:

اول- نقطه ضعف خود جنس اناث: در بخش پنجم کتاب «قداست ذاتی زن» تحت عنوان «تفاوت های علائق» یادآور شدیم که بطور فطری و طبیعی دو احساس «دوست داشتن» و «دوست داشته شدن» در نهاد هر زنی دائماً با همدیگر رقابت میکنند و هر کدام او را ناآگاه بطرفی مخصوص بخود سوق میدهد و تا وقتی زن از همان طفولیت از تعلیم و تربیت و ارشاد و هدایت اصولی برخوردار نشده و بر احوال خود از روی بصیرت و معرفت آگاه و مسلط نباشد هرگز نمیتواند از اثرگذاری ایندو احساس- که تا دم مرگ با او همراه است- در امان مانده و از نعمت بزرگ «استقلال رأی» برخوردار و در معرکه برخوردهای اجتماعی خود را از آثار سوء عوامل مخرب بدعت­ها و سنت­های غلط مصون دارد. از یک سوی مانند همۀ انسانها از حس «خودخواهی فطری» عمیقاً متاثر است زیرا از سوی دیگر از حس «دیگرخواهی» یا «نوع دوستی» فطری شدیداً برخوردار یعنی از یک طرف بطور غریزی به خود و عرض و آبرو و حس احترام پای بند است و از طرف دیگر هم به گریزی از خفت و خواری گرفتار، که به هیچ وجه اجازۀ قبول و تحمل خفت و خواری در نظر دیگران را به او اجازه نمی­دهد زیرا بر طبق توضیحات مفصلی که در کتاب «هنر انسان بودن» داده­ایم این حس خودخواهی تا وقتی تابع موازین عقلی و شرعی باشد چنین احساسی بجا و حق مسلم او است و از طرف دیگر متقابلاً حس «دیگرخواهی» منشعب از موهبت خدادادی «عاطفه مادری» به زن بطور فطری با تمام وجود او را آگاه و ناآگاه- بلکه در خواب و بیداری- او را معطوف و متوجه به غیر خود ساخته و عمیقاً بغیر (نوع انسانی خود) وابسته نموده و بشدت در اثر مهرورزی مداوم بانسانهای دیگر (در خارج از حیطۀ دخالت غریزه جنسی) خود را فراموش میکند که اگر از احوال درونی زن درست آگاه شوند باز هم این «دیگر خواهی» حق مسلم او است که گرچه جای ملامت نیست اما عمیقا جای دقت و تامل عاقلانه بسیاری است تا بتواند اخذ تصمیم آگاهانه­ای بوسیله خود زن داشته باشد و در ضمن جا دارد به وضعیت و موقعیت اجتماعی زن نیز عنایتی شود که چگونه یک نیروی نامرئی زن را مجبور می­کند که پس از بیداری و آگاه شدن هم مجبور می­شود حتی دانسته از لوازم آرایشی استفاده کند و نیروی که او را وادار می­کند حتما خود را به هر وسیله­ای آراسته کند که لوازم آرایشی هم یکی از آنها است یعنی برخورداری از نظر و نگاه دیگران و جلب آنان که همراه است با قوای روحی نیرو بخش قوای روحی در جریان جلب توجه ما.

دوم- از طرف دیگر هم در این مقام است که رندان زمانه در تمام اعصار و قرون متمادی با درک این نقطه ضعف زن یعنی عدم امکان حفظ اعتدال در میان این دو حس «خودخواهی و دیگر­خواهی» حداکثر استفاده کرده و در تمام ملل روی زمین زن را مانند یک عروسک بزک کرده عملاً تبدیل به «بازیچه» کرده اند بطوریکه در تمام ادوار مختلف زندگی زنان لوازم آرایشی رونق خاصی داشت که اینک جاری شدن سیل آسای لوازم آرایشی از ناحیه سازندگان و صادرکنندگان امروزی به هر سوی عالم ادامه دارد و تا روزی که زن از این خواب گران غفلت (از حال خود و احوال زمان) بیدار نشود همچنان مانند عروسکی بازیچۀ تبلیغات سازندگان و صادرکنندگان خواهد شد حتی آن زنانی که امروزه در فرهنگ و تمدن ناقص و نارسای امروزی ظاهراً به جاه و مقامی از علم و فرهنگ و سیاست و دولت و ملت رسیده اند ولی هنوز بدان درجه از رشد و بلوغ فکری و عقلی نرسیده­اند که خود را از بند اسارت خودآرائی نامعقول و افراط در پوشش و آرایش خلاص کنند. [۱]

***

با درک شرایط صد در صد انحرافی زمان با این سوال مواجه می­شویم پس با وجود استیلای مواد آرایشی- آنهم با همه مضرات و مفاسد جهانگیرش- بر تمام جوامع بشری، چگونه زن از اثرگذاریهای منفی این بحران جهانی می­تواند مصون بماند و اگر روزی زن بیدار شده و بداند که سازندگان این لوازم آرایشی تحت حمایت دولتهای جهانخوار چه کلاه بزرگی بر سرش گذارده­اند، چکار خواهد کرد؟ آیا بار دیگر خود را بخواب زده و این همه مفاسد را نادیده خواهد گرفت؟! یا بیدار و هشیار شده و خود را از میان این امواج سهمناک تبلیغاتی همه جانبه نجات خواهد داد؟! و مهمتر از همه اینکه بفرض بیداری در زن چگونه اینهمه زنهای جهان میتوانند با این دشمن جان و مال شان دفاع کنند مگر چنین امری امکان دارد؟! در پاسخ عرض میشود در هیچ عصر و هیچ ملت و کشوری چنین امری امکانپذیر نخواهد شد مگر اینکه تجدید نظر کلی در ساختار فرهنگ­های جوامع شده و از روی علم و آگاهی کافی یک اقدام اصولی جدّی برای «آلایش فرهنگی» صورت گرفته باشد تا بطور صریح هر نوع حق از باطل برای افکار عمومی روشن شود و فرق میان «بایدها» و «نبایدها» برای همه معلوم گردد که باز هم میتوان گفت این هم از جمله آن نیازها و خواسته های عموم است که هرگز بدین سادگی نه در گذشته تحقق یافته است و نه با آگاهی از عمق و وسعت آلودگی جوامع امروزی باستعمال اینهمه ترکیبات شیمیائی ناهمگون با سلامت بشری، میتوان بچنان توفیقی امیدوار شد و این در حالی است که این خواسته مشروع عموم در فرهنگ دینی به روشنی تحقق یافته است[۲] زیرا در آئین بهزیستی اسلام از ابتدا این نوع آلودگی های محیط زندگی فردی و اجتماعی پیش بینی و بنا بشرح زیر پیش گیری هم گردیده است بدین معنی که:

چنانکه در مقدمه اشاره شد در هیچ دین و آئین و یا مکتب و مسلکی به اندازه فرهنگ اسلامی به موضوع آرایش بذل توجهی نشده است و از مجموع تعالیم آسمانی در فرهنگ اسلامی به وضوح معلوم می­گردد که عنوان «آرایش» در این فرهنگ آنقدر دارای معنا و مفهوم عمیقی است که ظاهر و باطن انسانها را هم در برمی­گیرد بدانسان که اگر آرایش ظاهر بخیال خام اکثریت برای جلوه گر کردن خود و جلب نظر غیر صورت گرفته و تابع نظرات دیگران باشد آدمی را بحالی در می­آورد که بجای ارزشمندتری در نظر دیگران آنقدر بی­ارزش می­کند که در هر جا در هر مقامی قرار گیرد، خود آنمقام را هم بی ارزش می­نماید چنانکه بر طبق توضیحات قبلی زن صدر اعظم یک ملت بزرگ را بخاطر آن آرایش مبتنی بر نمایش سینه لختش بهر مرد و نامردی آنقدر در نظر دانایان و عقلای مختلف پست و خفیف و خوار می­نماید که بطور طبیعی ارزش واقعی خود آن مقامات را هم با خود پائین می­آورد زیرا چنان زنان (یا مردان) با آن اوصاف را در نظر هر فرد عالم و آگاهی به خفت و خواری می­کشاند که در ردیف اسباب بازی و بازیچه قرار می­دهد یعنی چنین آرایشی حتی در چنان مقاماتی نه تنها بر مراتب مقبولیت و محبوبیت انسان چیزی علاوه نمی­کند بلکه بر میزان منفوریت­شان هم در نظر دانایان و آگاهان می­افزاید. هرچند خودشان و مقام­­شان مورد حسرت و حسادت عموم عوام الناس می­شود و این در شرایطی است که آرایش در فرهنگ دینی علاوه بر ضرورت بذل توجه به ظاهر عنایت کاملی دارد بر ضرورت- بلکه وجوب- بذل توجه به آرایش باطنی که علت العللی بر ایجاد «محبوبیت» واقعی در میان انسانها است!!

آرایش و پیرایش

در فرهنگ فارسی دو اصطلاح «آرایش» و «پیرایش» در برابر همدیگر قرار می­گیرد که هر کدام برای خود معنا و مفهومی مخصوص بخود داشته و اهمیت وجودی و آثار و نتایج هر یک با آندیگری فرق دارد بطوریکه عمل آراستن افزودن چیز یا چیزهایی و عمل پیراستن با حذف و از بین بردن چیزی یا چیزهایی می­تواند منشاء اثری گردد. با افزودن و بکار بردن لوازم آرایش در آرایشگاه­ها سعی بر آنست که ظاهراً بر مراتب جلوه­گری برای جلب نظر بیفزایند تا به دوست داشتنی شدن و یا به تلقّی عوام بر مراتب «محبوبیت مجازی» شخص بیفزاید. درحالیکه در پیرایش با حذف کردن و کاستن زواید مزاحم جلوه گری به عکس آن عمل میشود تا از نفرت و کراهت بیننده و منفوریت خود شخص بکاهند مانند کوتاه کردن موی سر برای جلوگیری از آشفتگی و ژولیدگی نفرت­آور در فرهنگ دینی هم آرایش و هم پیرایش در هر دو بعد ظاهری و باطنی مورد توجه بوده گرچه در هر دو مقولۀ آراستن و پیراستن دستورالعملهای مهم بسیاری دارد اما با عنایت به اهداف بلند در فرهنگ بزرگ آسمانی بوضوح معلوم می­گردد که همواره «پیراستن» مقدم بر «آراستن» است مخصوصاً در آرایش باطنی که تا نقایص روحی و رذایل اخلاقی در زمینه روحی و افکار و اعمال و اخلاق آدمی از بین نرود- یا بطور محسوس مهار نشود- هرگز آرایش باطن و اتصاف بفضایل اخلاقی- که از جمله آن روح حساس بیدار و آگاه انسانی است- نمی­تواند تحقق یابد بخصوص اگر بدانیم که با پیرایش درونی فرصت رشد و اظهار وجودی برای فضائل خود به خود حاصل میشود و حتی بدون نیاز به آرایشهای عوام پسند امروزی هم آن «محبوبیت» مورد نیاز دلهای آگاه و وارسته فراهم می­شود بنابراین معلوم و مسلم میگردد که در این فرهنگ همواره «پیراستن» مقدم بر هر «آرایش» است اعم از آرایش ظاهر باشد یا آرایش باطن.

بطور کلی مسئله «خودآرائی» در اسلام یکی از فرایض بر مومن و مومنه­ای است که خود را بدان فرهنگ نسبت داده و عملاً علاوه بر زبان قال بزبان حال هم خود را نمایندۀ آن دین در جامعه معرفی میکند و این موضوعی است که سالها قبل ما در بخش دوم جلد اول «آئین بهزیستی در اسلام»[۳] تحت عنوان «خودآرائی در اسلام» توضیحات مبسوطی داده ایم چون تکرار آنها در این گفتار اجمالی ممکن نیست بنقل خلاصه و چکیده ای از مبحث «نقش اجتماعی خودآرائی» اکتفا می­کنیم:

«… در آرایش هر آنچه که بر محبت و پیوندهای قلبی انسانها افزوده و آنها را بهم نزدیکتر کند و پایه های زندگی اجتماعی را تقویت کرده و منافع بیشتری از راه اجتماع نصیب انسانها نماید در فرهنگ دینی امتیاز خاص خود را دارد بنابراین لازمۀ زندگی اجتماعی تحبیب قلوب بین انسانها است و آن نیز قبل از همه مستلزم زدودن زشتی­ها وکلیۀ علل و عوامل ایجاد نفرت و کراهت است تا زمینه خودآرائی و جلوه­گر شدن زیبائی­ها را فراهم سازد. از این رو خودآرائی و زینت بخشی بخود از امور فطری و از نیازهای مهم روابط اجتماعی است … که در قرآن مجید در آیات چندی آدمیان به زینت داشتن یا یافتن دعوت شده است[۴] ولی آنچه در فرهنگ دینی بیش از همه مورد توجه و تاکید است همان آرایش درونی است که ابزارش نیز همان «پیرایش» و «آرایش» است بدین معنی که ابتدا موظف به زدودن و از بین بردن رذایل اخلاقی و سپس کسب فضایل اخلاقی را شامل می­شود و این آرایش درونی از نظر فرهنگ دینی بمراتب برتر و مهمتر از آرایش ظاهری است که امروزه دنیا فقط بدان آرایش ظاهری روی آورده و آن امر ضروری مهم تصور کرده­اند. زیرا آرایش بیرون برای جلب و فریفتن دیگران خیلی سهل­تر و راحت­تر است از آرایش درونی (اتصاف به کمالات فضایل انسانی) که آنهم کار هر کسی نیست!! و از آنجا که برای خود موضوع بسیار مهمی در خارج از هدف تالیف این کتاب است که از توضیحات لازم بیشتری خودداری بوده و را ادامه می­دهیم که مربوط به موضوع «سمیت لوازم آرایشی» است.

منبع : سایت www.ordoubadi.ir

[۱] – نگارنده هرگاه که در تصاویر تلویزیون احوال و رفتار و پوشاک و آرایش زنان ظاهراً مقامات سیاسی و دولتی رسمی و غیر رسمی یا علمی و فرهنگی را می­بینم بشدت به ساده لوحی و فریب خوردگی آنها متاسف می­شوم که آن مقام والای زن در جریان معرفی و تجلیل حضرت رسول اکرم (ص) در حجه الوداع امروز آنقدر تنزل کرده است که برای تکمیل افتخارات ظاهری آنقدر در پوشش و آرایش راه افراط پیموده که برای جلب نظر مردان هرچه بیشتر چاک سینه را در لباس خود پائین آورده و تمام مفاخر خود را در عرضه سینه عریان در ملاء عام خیال می­کند چنانکه بعنوان مثال رؤیت سینۀ عریان صدر اعظم زن فلان کشور غربی بی اختیار این سوال را ایجاد می­کند که رسیدن به بالاترین مقام رسمی سیاسی و دولتی حتی از ردیف ریاست جمهوری و صدر اعظمی و … نمی­تواند هوس­های زن را کنترل و ارضا کند تا برای تسکین آن مجبور شود که روز بروز چاک جلوی سینه لباسش را پائین­تر آورده و با آن راه نظر مردان را بهتر و بیشتر بخود جلب کرده باشد. آنهم در بالاترین مقامات سیاسی و دولتی یا علمی و فرهنگی!! از این قبیل خود فراموشان باید پرسید که از این دنیا چه میخواهید که حتی رسیدن ببالاترین مقام و موقعیتی از شهرت و ثروت زمان خودتان هم نمیتواند هوسهای شیطانی تان را تسکین داده و شما را آنقدر ارضا کند که احتیاج به نمایاندن قسمتی از بدن تان بمردان بوالهوس پیدا نکنید و این پدیده های تجربی بخوبی نشان میدهند که وقتی زن نتواند در روابط دو احساس رقیب خود (احساس خودخواهی و دیگر خواهی) تعادل ایجاد کند طبعاً متمایل به جنبه های منفی آن خواهد شد.

[۲] – البته بر طبق روال تالیفات قبلی در تمام مواردیکه عنوان «دین» یا «فرهنگ دینی» و از نقش ارشادی و سازندگی دین بحث میکنیم، تنها فرهنگ اسلامی منظور نظر است چرا که ادیان دیگر- حتی ادیان بر حق- هرگز بقدر فرهنگ اسلامی دستورالعملهای سازنده در متن زندگی ندارند و اگر در موارد معدودی داشتند در اثر تحریفات در طول زمان از دست داده اند.

[۳] – آئین بهزیستی در اسلام- جلد اول- ۱۳۶۶- ص ۵۴

[۴] – آیات ۲۶ و ۳۱ اعراف

دیدگاهتان را بنویسید